<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دانلود فیلم &#187; تحریم دات کام</title>
	<atom:link href="http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&#038;cat=14" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.top.balatar.com</link>
	<description>دانلود فیلم عکس عکسهای کلیپ 3gp</description>
	<lastBuildDate>Sun, 25 Jul 2010 02:31:46 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>دانلود فیلم هادوی</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=285</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=285#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 15:07:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[حوادث]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود فیلم دانلود کلیپ]]></category>
		<category><![CDATA[هفت تیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=285</guid>
		<description><![CDATA[
هفت تیر 7tir.com  :  جنایت ها و صحنه های شنیعی که در  این فیلم ملاحظه  خواهید کرد در فلسطین اشغالی و توسط اشغالگران اسرائیلی انجام نشده است و بعید است مشابه این صحنه ها را در در فلسطین کسی ببنید  . دزدیدن دختر  و انتقال او به دانشگاه آزاد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://7tir.com"><img title="فیلم زمین خواری دانشگاه آزاد" src="http://i9.tinypic.com/4qylhg5.jpg" border="0" alt="فیلم زمین خواری دانشگاه آزاد" /><br />
هفت تیر 7tir.com </a> :  جنایت ها و صحنه های شنیعی که در  این فیلم ملاحظه  خواهید کرد در فلسطین اشغالی و توسط اشغالگران اسرائیلی انجام نشده است و بعید است مشابه این صحنه ها را در در فلسطین کسی ببنید  . دزدیدن دختر  و انتقال او به دانشگاه آزاد به دستور جاسبی و کندن روسری از سر دختری که می خواهد مانع از زمین خواری مسئولان دانشگاه آزاد شود و کتک زدن او  در یکی از شهرهای دور افتاده ایران نیز اتفاق نیافتده است . تمام این اتفاقات در همین تهرانی در شهری که آیت الله خامنه ای ولی امر مسلمین جهان در آن زندگی می کند اتفاق می افتد همه مسئولان از آن خبر دارند و بارها و بارها این جنایت ها که شرحش را در ادامه می خوانید تکرار شده است و خانواده مورد ظلم بارها در قوه قضاییه  جمهوری اسلامی دادخواهی کرده اند اما  صدایشان به جایی نرسیده است و<a href="http://7tir.com/news/?s=%D9%82%D9%88%D9%87+%D9%82%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%87"> قوه قضاییه </a>با وجود مدارک بسیار و فیلم این جنایت ها  کوچک ترین اقدامی برای برخورد با جاسبی و  مسئولان  شناخته شده دانشگاه ازاد که فیلمشان را در ادامه می بینید انجام نداده است و تنها در یک مورد  متهم  را  با  وثیقه یک میلیون تومانی به دستور دادستان تهران آزاد کرده است .<br />
ماجرا ماجرای زمین خواری است .  داستانی که در کشور جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها شنیده شده است  و عده بسیاری از هموطنان به طریقهای مشابه زمین خود را از دست داده اند و بسیاری از مسئولان و زور مداران مملکت صاحب هزاران هزار متر زمین شده اند و این قصه همچنان ادامه دارد .<br />
اگر پیش از این تنها روایت هایی پراکنده  از ضرب و شتم اهالی یک روستا توسط عوامل <a href="http://7tir.com/news/?s=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87+%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2">امام جمعه شیراز</a> برای تصرف زمین آنها شنیده اید  این بار می توانید فیلم واقعی تلاش مسئولان نظام برای  تصرف زمینی به وسعت 140 هزار متر در تهران را مشاهده کنید که در این تلاش میلیارد ها تومان به زمین خسارت زده می شود . به ناموس صاحب زمین بی حرمتی می شود  و حتی یکی از دخترهای او را می دزدند . و چندین نفر نیز در این اقدامات به قتل می رسند و صحنه قتل حادثه جلوه داده می شود . درتمام این اقدامات چهره مسئولان دانشگاه آزاد از رئیس حراست یکی از واحد ها گرفته تا معاون دانشگاه مشخص است .<br />
ماجرا از این قرار است که دکتر هادوی یکی از قضات دادگستری قبل از انقلاب که بعد از انقلاب نیز چند سالی در قوه قضاییه مشغول به فعالیت بود دو میلیون متر زمینی که به او ارث می رسد را به دانشگاه آزاد هدیه می کند <span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">و در فيلم مي گويد: من تصميم گرفتم براي انجام يك عمل خير اين زمين‌ها را به دانشگاه آزاد واگذاركنم. لذا بيش از 2 ميليون متر مربع را طي صحبتي كه با آقاي جاسبي داشتم به آن‌ها هديه كردم و 140000 متر مربع را نگه داشتم.<br />
</span></span></p>
<p align="justify"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">پس از اين اقدام خانواده هادوي، <a href="http://7tir.com/news/?s=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87+%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF">دانشگاه آزاد</a> به بهانه اخذ وام از بانك در خواست انتقال سند مي‌كند و پس از امضا موافقت نامه و در اختيار قرار گرفتن زمین توسط دانشگاه آزاد، مسئولان دانشگاه با انجام شنيع‌ترين اقدامات شروع به تصرف باقي مانده زمين‌ها مي‌كنند.</span></p>
<p align="justify"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">در فيلم ارائه شده مشخص است كه كارمندان در استخدام دانشگاه كه بعداً معلوم می شود مربوط به دانشگاه آزاد واحد علوم تحقيقات هستند با بولدوزر و ساير وسايل به تصرف زمين‌های اطراف مي‌پردازند.</span></p>
<p align="justify"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">خانواده هادوي كه از اين اقدام مطلع مي‌شود، مانع از اين كار مي‌شود كه افراد گماشته دانشگاه با وحشيانه ترين حالت‌ها خانواده را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دهند و روسري از سر دختر بزرگ خانواده مي‌كشند و به وي اهانت مي‌كنند.</span></p>
<p align="justify"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">خانواده هادوي مي‌گويند كه ما حدود 3 ماه، در زمين‌مان چادر زديم ولي چادرها‌ي ما را آتش زدند و شبانه 400 كاميون خاك در ملك ما ريختند.</span></p>
<p align="justify"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">در قسمتي ديگر از اين هتاكي وقتي دختر خانواده جلوي لودر مي‌ايستد، راننده او را داخل لودر انداخته و به داخل دانشگاه مي‌برد.</span></p>
<p align="justify"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">در صحنه هاي اين فيلم كه بسيار تاثر برانگيز مي‌باشد برخورد زشت و زننده و هتاكي به اين<a href="http://7tir.com/news/?s=+%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87"> خانواده</a> مشهود است. جالب اين‌جا است كه اولين دادستان انقلاب نمي‌تواند با شكايت به دستگاه قضا مانع از اقدامات بيشترمتعرضان شود.</span></p>
<p align="justify"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">خانواده هادوي مي‌گويند: يك شب ما را تهديد كردند كه اگر زمين‌ها را تخليه نكنيم، 100 چماق دار به ‌ما حمله مي‌كنند. لذا چندين لاستيك را آتش مي‌زدند و به سمت ما روانه ‌كردند.</span></p>
<p align="justify"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"> </span></p>
<p align="justify"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">در پایان این فیلم، هادوی می گوید: عده ای به من گفتند که می توانی طبق قانون کل زمین هایی را که هدیه دادی پس بگیری، اما من این کار را برای رضای خدا کردم، اینها (اشاره به مسئولین دانشگاه آزاد) بالاخره می روند ولی دانشگاه برای دانشجویان باقی می ماند&#8230;</span></p>
<p align="justify"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"> </span></p>
<p align="justify"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">بنابر اين گزارش وقاحت اقدامات انجام شده به اندازه‌اي است كه آوردن تمامي آن‌ها در سايت جایز نبود. لذا به همين اندازه اكتفا مي‌كنيم<br />
<span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">كشيدن روسري از سر دختر خانواده و بریدن موهای وی، حمله به اعضاي خانواده ، آتش زدن چادر، جاری کردن سیل در زمین مسکونی، پرتاب مواد آتش زا و &#8230;از جمله اقدامات دردناکی است كه به جهت تصرف غیر قانونی املاک همسایگان صورت گرفته و دیدن آن دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد.<br />
برای دانلود هر فیلم روی آن راست کلیک کنید و save را بزنید<br />
</span></span></span></p>
<ul>
<li><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17085_156.wmv"><span style="font-weight: bold">7tir.om  دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد اول</span></a></li>
<li><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17085_156.wmv"></a><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17086_194.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد  دوم</span></a></li>
<li><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17087_693.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد </span></a><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17087_693.wmv"><span style="font-weight: bold">سوم</span></a></li>
<li><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17088_333.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد </span></a><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17088_333.wmv"><span style="font-weight: bold">چهارم</span></a></li>
<li><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><span style="font-weight: bold"><span style="font-weight: bold"><span style="font-weight: bold"><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17089_505.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد </span></a><span style="font-weight: bold"><span style="font-weight: bold"><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17089_505.wmv"><span style="font-weight: bold"> پنجم</span></a></span></span></span></span></span></li>
</ul>
<p><span style="font-weight: bold"> </span><span style="font-weight: bold"><span style="font-weight: bold"> </span></span></p>
<ul>
<li><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17095_333.wmv"><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد  ششم</span></a></li>
<li><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><span style="font-weight: bold"><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17097_739.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد هفتم</span></a> </span></li>
<li><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17099_711.wmv"></a><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17099_711.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد هشتم</span></a></li>
<li><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17102_381.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد </span></a><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17102_381.wmv"><span style="font-weight: bold"> نهم</span></a></li>
<li><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17104_332.wmv"></a><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17104_332.wmv"><span style="font-weight: bold"> دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد دهم</span></a></li>
</ul>
<ul>
<li><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17106_570.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد يازدهم</span></a></li>
<li><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><span style="font-weight: bold"><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17109_149.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد دوازدهم</span></a> </span></li>
<li><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17122_642.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد </span></a><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17122_642.wmv"><span style="font-weight: bold">سيزدهم</span></a></li>
<li><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17123_161.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد </span></a><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17123_161.wmv"><span style="font-weight: bold">چهاردهم</span></a></li>
<li><span style="font-weight: bold">7tir.om </span><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17124_779.wmv"><span style="font-weight: bold">دانلود فیلم جنایت های دانشگاه آزاد </span></a><a href="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17124_779.wmv"><span style="font-weight: bold">پانزدهم (آخرين قسمت)</span></a></li>
</ul>
<p><em>دانلود فیلم دانشگاه آزاد &#8211; فیلم جناییتهای دانشگاه آزاد &#8211; دانلود فیلم هادوی و دانشگاه آزاد &#8211; دانلود فیلم هادوی </em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=285</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17085_156.wmv" length="5227243" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17086_194.wmv" length="3748537" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17087_693.wmv" length="3703719" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17088_333.wmv" length="3892573" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17089_505.wmv" length="3598113" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17095_333.wmv" length="3844585" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17097_739.wmv" length="3431707" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17099_711.wmv" length="4571105" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17102_381.wmv" length="3786967" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17104_332.wmv" length="3639713" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17106_570.wmv" length="3761343" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17109_149.wmv" length="9407289" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17122_642.wmv" length="4251039" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17123_161.wmv" length="6456289" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="http://www.jahannews.com/files/fa/news/1387/4/11/17124_779.wmv" length="5790551" type="video/x-ms-wmv" />
		</item>
		<item>
		<title>فیلم عباس پاليزدار</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=280</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=280#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Jun 2008 03:39:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[عباس پاليزدار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=280</guid>
		<description><![CDATA[لینک دانلود فیلم سخنرانی عباس پاليزدار به دلیل مخالفت ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی حذف شد


به گزارش هفت تیر ۷tir.com  به نقل ار فارس : عباس پاليزدار که نامزد حزب ستاد مردمی حامیان احمدی نژاد در انتخابات شورای اسلامی تهران بود و در حال حاضر نیز بارها در صدا و سیما در مورد پرونده های مفاسد اقتصادی صحبت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>لینک دانلود فیلم سخنرانی عباس پاليزدار به دلیل مخالفت ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی حذف شد<br />
</strong><br />
<img title="عباس پالیزدار تحقیق و تفحص دانشگاه همدان" src="http://www.tinypic.info/files/r3l3moh25yka2dteahcz.jpg" border="0" alt="عباس پالیزدار تحقیق و تفحص دانشگاه همدان" /><br />
به گزارش<a title="اخبار افشاگری" href="http://7tir.com/" target="_blank"> هفت تیر ۷tir.com </a> به نقل ار فارس : عباس پاليزدار که نامزد حزب ستاد مردمی حامیان احمدی نژاد در انتخابات شورای اسلامی تهران بود و در حال حاضر نیز بارها در صدا و سیما در مورد پرونده های مفاسد اقتصادی صحبت کرده است در سخنراني تاریخی خود كه به دعوت يك تشكل دانشجويي وابسته به حاميان احمدي ‏نژاد در<a href="http://7tir.com/news/?s=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87"> دانشگاه</a> همدان صورت گرفته بود، چندين مقام شاخص سياسي و روحاني عالی رتبه نظام را به فساد اقتصادي متهم كرد. وي همچنين سقوط هواپيماي حامل رحمان دادمان، وزير سابق راه ‏در دولت خاتمي را تعمدي دانست و سقوط هواپيماهاي حامل احمد کاظمي، فرمانده سابق نيروي زميني سپاه را نيز ‏مشكوك قلمداد كرد.‏</p>
<p>خبرگزاري فارس در اين باره گزارش داد كه بر اساس گزارش حراست دانشگاه بوعلي سيناي همدان از اين ‏جلسه، پاليزدار در سخنان خود از ۴۴ نفر از جمله ۹ روحاني در پرونده مفاسد اقتصادي نام برده است. همچنين به ‏گزارش ايسنا، معاون اين دانشگاه گفته است كه “پاليزدار حرمت اشخاص را نگه نداشته و قبل از اينكه حكمي در ‏دادگاه عليه كسي صادر شده باشد و ادعاي تخلفات نامبرده اثبات شده باشد، افراد را به عنوان متخلف و با اسم‌هاي ‏خاص معرفي كرده است.”‏</p>
<p>‎<strong>‎افشاگر جديد كيست‏‎</strong>‎</p>
<p>فردي كه سخنان وي در دانشگاه همدان به احتمال قوی از امروز به بعد به یکی از جنجالی ترین مباحث رسانه ای کشور تبدیل خواهد شد ، خود را “دبير كميته تحقيق و ‏تفحص مجلس از قوه قضائيه مستقر در سازمان بازرسي كل كشور” معرفي كرده است. با اين حال خبرگزاري ‏فارس گزارش كرده كه “عباس پاليزدار” تنها “مدتي را با هيات تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه همكاري ‏مي‌كرده‌” است.‏</p>
<p>اما بررسي‌هاي بيشتر نشان مي‌دهد كه وي در واقع براي مدتي “دبير اجرايي” كميته تحقيق و تفحص مجلس هفتم ‏از قوه قضاييه بوده و مسئوليت اصلي او نيز رياست “دفتر مطالعات زيربنايي” در “مركز پژوهش‌هاي مجلس” ‏است. وي طراح اصلي طرح اعمال مجازات اخلال‌گران اقتصادي و نيز قانون تصويب شده عليه شركت‌هاي ‏هرمي بوده است و پيش از آنكه مدير امور زيربنايي مركز پژوهش‌هاي مجلس شود، مشاور كميسيون اقتصادي ‏مجلس و قبل از آن هم سخنگو و دبير هيات امناي خانه صنعت‌كاران ايران بوده و از چند سال پيش در تلاش بوده ‏تا فتواي <a href="http://7tir.com/news/?s=%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9">مراجع </a>تقليد را براي تحريم جريمه ديركرد تسهيلات بانكي و سودهاي مضاعف دريافت كند.‏</p>
<p>عباس پاليزدار در انتخابات دوره سوم شوراهاي شهر و روستا از حوزه انتخابيه تهران نامزد شده بود و در ليست ‏‏”ستادهاي مردمي حاميان احمدي نژاد” نيز قرار گرفت، اما نتوانست به شوراي شهر تهران راه يابد.‏</p>
<p>‎<strong>‎تعطيلي تشكل محافظه‌كار و تكرار اتهامات‎</strong>‎</p>
<p>پاليزدار اين بار در سخنان خود دستگاه قضايي را “محور مفاسد اقتصادي كشور” توصيف كرد و اين قوه و به ‏خصوص سازمان بازرسي كل كشور را به عدم همكاري با تحقيق و تفحص مجلس متهم كرد. وي گفت: “سازمان ‏بازرسي كل كشور تلاش داشت كه هيات <a href="http://7tir.com/news/?s=%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82+%D9%88+%D8%AA%D9%81%D8%AD%D8%B5">تحقيق و تفحص</a> از قوه قضائيه به پرونده هاي فعلي دسترسي پيدا نكند و ‏به همين دليل مسئولان پرونده ها را به مرخصي اجباري مي فرستاد، اما پس از گذشت يك سال اطلاعات به دست ‏ما رسيد… اين اطلاعات شامل پرونده هاي فروش سئوالات كنكور، فروش كارخانجات دولتي به بخش خصوصي، ‏كارخانه ايران خودرو، شركت هاي خادمي، ذوب آهن اصفهان و پرونده هاي زمين خواري در وزارت جهاد ‏سازندگي و همچنين احداث پاركينگ طبقاتي در فرودگاه مهرآباد بود.”<br />
.‏</p>
<p>‎<strong>‎متن كامل سخنان اخير درباره نقش بعضی مقامات عالی رتبه ناظم در مفاسد اقتصادي‎</strong>‎</p>
<p><em><strong>[بعد ویرایش : حذف شد ]</strong></em><br />
.<br />
دانلود فیلم عباس پالیزدار<em><br />
.<br />
برچسبها : دانشگاه همدان &#8211; سخنرانی &#8211; دانلود فیلم &#8211; عباس پاليزدار &#8211; افشاگری &#8211; عباس پالیزدار &#8211; قوه قضاییه &#8211; تحقیق و تفحص &#8211; دانشگاه همدان &#8211; فیلم سخنرانی &#8211; افشاء گری &#8211; آیت الله یزدی &#8211; آیت الله امامی کاشانی &#8211; خزعلی &#8211; پالیزدار</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=280</wfw:commentRss>
		<slash:comments>244</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نامه اهالی روستا به امام زمان</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=279</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=279#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Jun 2008 19:54:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=279</guid>
		<description><![CDATA[امروز اول صبح ديدم يكي داره در اتاقم رو از پاشنه در مياره. به هر مصيبتي بود خودم رو رسوندم دم در. حسن طاس پسر آمیز یحیی بود مي گفت كدخدا و اهالي كارم دارن. حدس زدم طبق معمول دوباره سر يه وجب زمين دعواشون شده مي خوان سند و بنچاق هاشون رو بخونن . [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right">امروز اول صبح ديدم يكي داره در اتاقم رو از پاشنه در مياره. به هر مصيبتي بود خودم رو رسوندم دم در. حسن طاس پسر آمیز یحیی بود مي گفت كدخدا و اهالي كارم دارن. حدس زدم طبق معمول دوباره سر يه وجب زمين دعواشون شده مي خوان سند و بنچاق هاشون رو بخونن . توي راه فقط به بخت بد خودم نفرين مي كردم كه چرا اينا هميشه بايد اول صبح دعواشون شه!!!.</p>
<p style="text-align: right">————————————-</p>
<p style="text-align: right">كدخدا: بيا ميرزا بشين يه نامه درست و حسابي بنويس ببينم</p>
<p style="text-align: right">من: نامه؟ اين موقع صبح؟ كدخدا خوب مگه خبري شده كه به اين فوريت….</p>
<p style="text-align: right">كدخدا كه هيچوقت نمي ذاره حرف من تموم شه دست سید حسین پینه دوز ده رو گرفت و كشون كشون آورد طرف من. اين سيد حسين كه همه آ سد حسين صداش مي كنن همه چي رو وصله مي كنه. آدم خوبيه بنده خدا. ولي يه كم توي حرف زدن مشكل داره.</p>
<p style="text-align: right">مممممن مي خوام بببببرم…..</p>
<p style="text-align: right">بازم كدخدا پريد وسط: آ سد حسين داره به  امید خدا میره پابوس امام زمان مسجد جمکران.</p>
<p style="text-align: right">ميرزا: مگه آقا ظهور كرده؟</p>
<p style="text-align: right">كدخدا هم انگار منو دايورت كرده بود روي شاخه چنار وسط خونش ادامه داد: ديشب منو چند تا از ريش سفيداي ده با هم صحبت كرديم و ديديم كه اينجوري نميشه. اگه بخواد همين جوري پيش بره امسال همه مون از قحطي مي ميريم. گفتيم حالا كه آسد حسين داره ميره قم و جمكران يه نامه اي خدمت امام زمان بنويسيم چندتا سوال از ايشون بپرسيم. آسد حسين هم زحمتش رو بكشه و ببره بندازه توي چاه ايشون. بلكه فرجي بشه يا حداقل جوابي بياد….</p>
<p style="text-align: right">————-</p>
<p style="text-align: right">حالا ديگه وظيفه من مشخص بود. كدخدا و بقيه گفتن و ما نوشتيم. حالا هم واسه جبران تلافي اين چند وقتي كه نبوديم گفتيم متن نامه رو بذاريم توي وبلاگ تا كاملا شفاف سازي كرده باشيم.</p>
<p style="text-align: right">اين هم متن نامه:</p>
<p style="text-align: center"><strong>بسمه تعالي</strong></p>
<p style="text-align: right"><strong>خدمت مقام معظم <a href="http://top.balatar.com" title="امام مان" target="_blank">امام زمان </a>(عج)</strong></p>
<p style="text-align: right">با اسلام،</p>
<p style="text-align: right">احتراما به استحضار مي رساند اينجانبان سكنه روستاي دورافتاده “كركانج آباد مكتانه” عاجزانه استدعا داريم فكري به حال ما بنماييد.</p>
<p style="text-align: right">همانطور كه خودتان هم مي دانيد چند سنه اي است كه شخصي به نام محمود احمدي نژاد رئيس جمهور اين مملكت شده است. البته ما كه به خاطر 50 هزارتومن شيخ به ايشان راي داده بوديم و به خاطر اينكه وقتي خواب بود راي هايش را ريخته اند جلوي گوسفندها، در دور دوم شركت نكرديم. اما حالا ديگر كارد به استخوانمان رسيده. طبق روزنامه هايي كه هفته پيش برايمان آوردند روستا و ميرزا بنويس برايمان خواند اين آقا گفته است كه شما مملكت را اداره مي كنيد. ما هر چه ميان خودمان مشورت كرديم به نتيجه اي نرسيديم پس گفتيم نامه اي براي شما بنويسيم و از كم و كيف قضايا سوال كنيم:</p>
<p style="text-align: right">آيا شما واقعا داريد مديريت مي كنيد؟ پس اين گراني ها و مصيبت ها چيست؟ اگر اينگونه است لطف كنيد و دست از مديريت برداريد و بگذاريد ما به زندگي مان برسيم. آقا گراني به درك!! ما قبلا هم گراني ديده بوديم. حتي زمان حمله انگليسي ها كه نان هم گيرمان نمي آمد زنده مانده بوديم. ولي حالا با اين واردات فراواني كه مي شود و اين خشكسالي، ديگر امسال چيزي چيزي نكاشته ايم و احتمال دارد اين بار جان سالم به در نبريم!!</p>
<p style="text-align: right">اما اگر شما مديريت نمي كنيد پس اين آقا دروغ مي گويد؟ ببينيد آقا اين مش رجب ما كه خيلي آدم رك و صريحي مي باشد مي گويند از شما بپرسيم كه دست شما و محمود در دست هم است يا نه؟ و آيا واقعا عده اي وجود دارند كه دارند مافيايي مي كنند؟ پس اينكه محمود تا حالا اسم هيچكدام را نگفته تا ما با همين بيل هايمان حسابشان را برسيم براي چيست؟ آيا زورتان به اينها نمي رسد؟ يا اينكه نمي خواهد اسمشان را بگويد؟ آيا نگفتن اسم اينها خيانت به ما مردم ستمديده و مظلوم نيست؟ اگر هم اينها وجود ندارند و خودش عرضه ندارد يا اقتصاد نمي داند چرا نمي گويد تا ما همين پسر غلامحسين را كه در دانشگاه شهر در رشته اقتصاد درس خوانده ولي الان در شهر بيكار و علاف است را براي كمكش بفرستيم؟</p>
<p style="text-align: right">آقا شما هم مي دانيد قيمت برنج الان چند است؟ قند يا شكر را چه؟ حالا البته پودر رختشويي زياد به ما ربطي ندارد. ما هنوز هم خدا را شكر لباسهايمان را با همان گل رختشويي مي شوييم.</p>
<p style="text-align: right">آقا جان لطفا تكليف ما را روشن كنيد. يا شما مديريت مي كنيد يا نمي كنيد. اگر مي كنيد اين چه وضع كردن است؟ اگر نمي كنيد خوب بگوييد كه مي كند تا ما تكليفمان را بدانيم.</p>
<p style="text-align: right">زياده عرضي نيست آقا. فقط جانمان فدايتان زودتر يك جوابي بدهيد كه مي ترسيم فردا صبح كه بيدار شديم آب خوردن هم گيرمان نيايد.</p>
<p style="text-align: right">با تشكر و آرزوي تعجيل در فرجتان</p>
<p style="text-align: right"><strong>اهالي روستاي كركانج آباد مكتانه</strong></p>
<p>كتبت في التاريخ <span><span> <span class="hijridate"> 27 جمادي الأول 1429 بقلم العبد الضعيف ميرزا بنويس</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=279</wfw:commentRss>
		<slash:comments>34</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اقدامات چشمگير ايران در بازسازي لبنان و نامهرباني دولت سينيوره</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=254</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=254#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 May 2008 03:29:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[هفت تیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=254</guid>
		<description><![CDATA[به سختى مى‌توان مهندس حسام خوش‌نويس را قانع كرد تا مبلغ نهايى كه تاكنون هيأت ايرانى براى كمك به بازسازى لبنان هزينه كرده را افشا نمايد، خدماتى كه بعد از متوقف شدن اقدامات نظامى در 14 آگوست 2006 تاكنون ادامه دارد.
به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك»، به نقل از «الاخبار»، وى نماينده محمود احمدى‌نژاد، رئيس‌جمهور ايران [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به سختى مى‌توان مهندس حسام خوش‌نويس را قانع كرد تا مبلغ نهايى كه تاكنون هيأت <a href="http://7tir.com" title="ایران ایرانی دختر ایرانی" target="_blank">ايرانى</a> براى كمك به بازسازى لبنان هزينه كرده را افشا نمايد، خدماتى كه بعد از متوقف شدن اقدامات نظامى در 14 آگوست 2006 تاكنون ادامه دارد.</p>
<p>به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك»، به نقل از «الاخبار»، وى نماينده محمود احمدى‌نژاد، رئيس‌جمهور ايران براى پيشبرد برنامه‌هاي ايران در بازسازي لبنان است كه به طور دائم در اين کشور مستقر شده و پروژه‌هاى بازسازى بسيارى را اداره مي‌کند. وى تاكيد دارد كه مبلغ مهم نيست بلکه آنچه مهم است نتايج اين بازسازى است و ملت لبنان مطمئن باشد كه پروژه‌هايى كه ايران برعهده گرفته است، بر اساس شاخص‌هاى بين‌المللى و استانداردهاي جهانى اجرا شده و در اين زمينه از مهندسان و كارشناسان و مشاوران خبره و متخصص استفاده مي‌کنيم و بر پيمانكارانى كه اين پروژه‌ها را برعهده گرفته‌اند كنترل مستقيم داشتيم. ما ارزيابى‌هاى ماهيانه‌اى بر پروژه‌ها انجام داده تا در هيچ مرحله‌اى از استانداردهاى جهانى فاصله نگيريم.</p>
<p>بهترين نمونه براى بيان فعاليت‌هاى بازسازى هيات ايرانى، موضوع جاده‌سازى است كه در اين مورد 11 پروژه اساسى و مهم جاده‌سازى به طور كامل اجرا شده و يا در حال تكميل است. در اين ميان آقاى خوش‌نويس مي‌گويد كه 165كيلومتر از 587 جاده فرعى و داخلى تكميل شده و 199 كيلومتر از بزرگراه بعلبك به بزاليه در حال تكميل است. احداث 109 كيلومتر از 12 جاده ديگر نيز در حال مطالعه و بررسى است. 61 كيلومتر از 72 جاده ديگر در نيز حال اجرا است.</p>
<p>او اضافه مي‌كند كه با نمونه‌گيرى از خاك و آسفالت سابق به نتايج عجيبى رسيديم كه ارائه اين اطلاعات مى‌تواند به رسوائى شركت‌ها و پيمانكارانى كه قبلا ساخت جاده‌هاى لبنان را برعهده داشتند منجر شود. بعد از انجام آزمايش‌هاى لازم و بنا به نتايج نمونه‌گيرى از خاك محل جاده‌كشى به تناسب هر لايه يك نوع سنگفرش باسكورس و يك نوع اسفالت ريخته شد تا آنجا كه در برخى مناطق ساحلى بيش از 70 سانتيمتر باسكورس و 5 سانتيمتر آسفالت ريخته شد. در اين راستا مجبور شديم به تناسب خاک برخى مناطق لبنان، ماده عايقى را از تركيه و ايران و يونان وارد كنيم كه به آن «جيو تكستال» گفته مى‌شود. اين ماده تاكنون در لبنان استفاده نشده است؛ با وجود اينكه در برخى مناطق كاملا ضرورى است و در اين راستا مجبور شديم در برخى اماكن جاده را وسيع کنيم تا تاثيرات آب و هوا به آن آسيب زيادى نرساند.</p>
<p>در نقشه‌هايى كه شوراى توسعه و بازسازي لبنان براى بزرگراه بعلبك به بزاليه وضع كرده، مقرر شده كه اين اتوبان بايد قدرت تحمل عبور و مرور 8 مليون تا 9 مليون ماشين و كاميون را داشته باشد تا دوباره نياز به بازسازى داشته باشد؛ ولى ما شاخص‌ها و استانداردها را بالاتر برديم تا اين اتوبان قدرت تحمل عبور و مرور 20 مليون ماشين و كاميون را داشته باشد.</p>
<p>مهندس خوش‌نويس در مورد ساخت و بازسازى پل‌ها سخنان جالبى را مطرح كرد كه رسوائى جديدى را در بر داشت و آن اين بود كه با مقايسه پل‌هاى ساخته شده در سال‌هاي 1998 تا 2006 مى‌توان به اين نتيجه رسيد كه هزينه ساخت هر پل براى اين هيأت‌ ايرانى على‌رغم اينكه از شاخص‌هاى بين‌المللى و استانداردهاى جهاى بالا پيروي مى‌كند، يك سوم هزينه‌هايى است كه براى هر پل هزينه شده است.</p>
<p>جمهورى اسلامى تا كنون 10 پل اساسى را به اتمام رسانده است و 4 پل ديگر در حال تكميل است و 13 پل فرعى و كوچك نيز تكميل شده و 77 پل ديگر در حال تكميل است.</p>
<p>با ارقام و مبالغى كه مهندس خوش‌نويس ارائه داد مشخص شد كه چرا وى از ارائه مبالغ خوددارى مى‌كند، همان عللى كه باعث شد مبلغ 44 مليار دلار بدهى عمومى براى ملت لبنان انباشت شود. در اين راستا وى اتهاماتى را كه ايران در ماوراى اين بازسازى‌ها اهداف سياسى دارد را رد كرده و گفت اگر ما اهداف سياسى داشتيم با رو كردن اين آمار و ارقام حكومت‌ها را رسوا مى‌كرديم. وى افزود كه سياست‌هاى جمهورى اسلامى ايران احترام به همه ديدگاه‌هاى سياسى است ولى در مقابل هنگامى كه با عكس‌العمل نخست‌وزير لبنان با پروژه‌هاى خود روبرو شديم بسيار نااميد شديم.</p>
<p>در آن موقع ما پروژه‌هاى كوتاه مدتمان به اتمام رسيده و گزارشى را از اين فعاليت‌ها به وى ارائه داديم. سنيوره به جاى قدردانى از اين خدمات گفته بود كه هيات ايرانى با ما مشورت نمى‌كند! اين اهانتى است كه ما نمى‌توانيم قبول كنيم، زيرا همه اقدامات ما بر اساس توافق‌هايي است كه با شوراي توسعه و بازسازي لبنان صورت گرفته و برخى از اقدامات ما با وزرات بهداشت و برخى ديگر هم با وزارت كار هماهنگي شده بود و همه چيز طبق روال قانونى صورت مى‌گيرد كه بسيارى از آنها را خود نخست‌وزير هم امضا نموده است.</p>
<p>هنگامى كه سنيوره گفت كه در بازسازى 60 مدرسه توسط اين هيات بايد تحقيق شود، عملا اين هيات 102 مدرسه را بازسازى نموده بود. اكنون در حدود 140 مدرسه بازسازى شده است و 10 مدرسه ديگر در حال تكميل است و ساخت 7 مدرسه ديگر در حال بررسى است.</p>
<p>در هنگام افتتاح مدارس بازسازى شده از وزير آموزش و پرورش لبنان &#8220;محمد قبانى&#8221; دعوت كرديم كه براي سخنراني حضور يابد. وى در ابتدا قبول كرد، ولى دوباره از حضور در اين مراسم سر باز زده و بهانه آورد كه تصميم ندارد در مراسم بازسازى مدارس از هر گروهى حضور يابد. حتى سنيوره كه به سفير ما قول داده بود در مراسم افتتاح پروژه‌هاى ديگر حضور به هم رساند، بهانه گرفت و در اين مراسم حاضر نشد.</p>
<p>مهندس خوش‌نويس تاكيد نمود كه اقدامات و فعاليت‌هاى بازسازى هيات ايرانى برنامه‌هاى مقطعى و موقتى و زودگذر نيست بلكه برنامه‌هاى آن استراتژيك است و براى همين فعاليت اين هيات براى سه سال ديگر تصويب شده و اكنون مشغول فعاليت‌هاى عمرانى و آبادانى است و از شهردارى‌ها اقدامات و طرح‌هاى زيادى را در اين مورد دريافت كرده‌ايم. اميداريم كه با اجراى اين پروژه‌ها بتوانيم درد و رنج ملت لبنان كه با مقاومت و ايثار و جانفشانى خود عزت و افتخار كسب نموده را بكاهيم. اين ملت بر اثر حملات و تجاوزهاى رژيم صهيونيستى سالهاست كه از ظلم و آزار اين رژيم در رنج است.</p>
<p>در گفت‌وگو با مهندس خوش‌نويس نمى‌توان اشاره‌اى به اوضاع بين‌المللى نکرد. از وى پرسيدم كه نظر شما در مورد آمدن ناو جنگى آمريكا به آب‌هاى ساحل لبنان چيست؟ وى گفت كه لبنان ديگر نهال ضعيفى نيست كه با اين بادها بلرزد.</p>
<p align="center"><span style="font-weight: bold; color: #ff0000">جدول اقدامات هيأت ايراني بازسازي لبنان</span></p>
<table dir="rtl" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0">
<tr>
<td width="216">
<p dir="rtl" align="center"><span style="font-style: italic">نام پروژه</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center"><span style="font-style: italic">تعداد پروژه‌هاي تكميل‌شده</span></p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center"><span style="font-style: italic">در حال تكميل</span></p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center"><span style="font-style: italic">در حال بررسي</span></p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center"><span style="font-style: italic">مجموع پروژه‌ها</span></p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">مدرسه و آموزشگاه فنى</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">140</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">10</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">7</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">157</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">اماكن عبادتى</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">50</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">13</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">2</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">65</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">مراكز پزشكى و بهداشتى</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">19</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">0</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">1</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">20</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">پل‌هاى بزرگ و مهم</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">10</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">4</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">6</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">20</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">پل‌هاى فرعى و كوچك</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">13</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">77</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">0</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">90</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">انتقال و توليد برق</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">87</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">2</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">18</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">107</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">پروژه‌هاى شهردارى و زيباسازى</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">13</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">1</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">56</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">70</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">جاده‌هاى اساسى</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">199كيلومتر</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">12كيلومتر</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">109كيلومتر</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">24پروژه</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">جاده‌هاى فرعى و داخلى</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">156كيلومتر</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">61كيلومتر</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">250كيلومتر</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">683 پروژه</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">زيرساخت</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">12</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">58</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">0</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">70</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">پاكسازي مين</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">0</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">0</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">2</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">2</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="216">
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold">مجموع پروژه‌ها</span></p>
</td>
<td width="104">
<p dir="rtl" align="center">980</p>
</td>
<td width="101">
<p dir="rtl" align="center">191</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">137</p>
</td>
<td width="120">
<p dir="rtl" align="center">1308</p>
</td>
</tr>
</table>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=254</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به قلم مسعود بهنود پرسپولیسی</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=252</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=252#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 May 2008 03:23:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاپ]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=252</guid>
		<description><![CDATA[مسعود بهنود :  همه وسایل فراهم بود و داشتم روی کتابم کار می کرد اما دیدم دلم آن جاست نیست لب تاب را بستم و حواسم را سپردم به همان جا که بود به بازی های تهران، تیمی که از نوجوانی هوادارش بودم داشت بازی می کرد. پرسپولیس محبوب من و سرانجام تا نبرد و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.maghal.com/bank/?cat=31" title="مقالات مسعود بهنود" target="_blank">مسعود بهنود</a> :  همه وسایل فراهم بود و داشتم روی کتابم کار می کرد اما دیدم دلم آن جاست نیست لب تاب را بستم و حواسم را سپردم به همان جا که بود به بازی های تهران، تیمی که از نوجوانی هوادارش بودم داشت بازی می کرد. پرسپولیس محبوب من و سرانجام تا نبرد و تمام نشد و در شادمانی اش شریک نشدم. آرامش به دلم نیفتاد.<br />
در آخرین برنامه صدای آمریکا گفته بودم مدیران سیاسی باید مانند سرالک فرگوسن مربی تیم محبوب من منچستر یونایتد باشند. بعضی خوششان نیامده بود از سخنم. چنان که الان هم که می خواهم بگویم صبح بود که در خیال نامه ای نوشتم به افشین قطبی لابد خیلی ها خوششان نمی آید. ولی من واقعا فکر می کنم چه خوب شد که او آمد به ایران. چه خوب که رفت همان جائی که باید.</p>
<p>باری من که نبودم در ورزشگاه اما دلم آن جا بود. و در دل خواندم بچه ها متشکریم .تلفن کردم شاید به سایه [هوشنگ ابتهاج ] و داوود رشیدی که سالیان پیش همیشه با هم بازی های پرسپولیس را تماشاگر بودیم تبریک بگویم . نشد. همه تلفن ها لابد بند همین حکایت بود.</p>
<p>البته حالا تفاوتم با چهل سال پیش در این است که دلم برای بچه های سپاهان سوخت، طفلکی ها در آخرین دقایق جام را از دست دادند. اما آن وقت ها دلم برای کسی جز برای خودمان نمی سوخت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=252</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نامه دوم دکتر سروش به آیت الله سبحانی</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=244</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=244#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 May 2008 06:42:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[مذهبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=244</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=244</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فیلم عملیات سپاه در  بلوچستان</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=231</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=231#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 May 2008 23:17:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=231</guid>
		<description><![CDATA[http://youtube.com/watch?v=vGMG75VTn0M&#38;feature=related&#38;url=www.tahrim.com
فیلم
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://youtube.com/watch?v=vGMG75VTn0M&amp;feature=related&amp;url=www.tahrim.com" title="فیلم عملیات در بلوچستان" target="_blank">http://youtube.com/watch?v=vGMG75VTn0M&amp;feature=related&amp;url=www.tahrim.com</a></p>
<p>فیلم</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=231</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سخنان مهم مقام معظم رهبری در مورد اسلامی کردن دانشگاه ها</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=223</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=223#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 May 2008 22:35:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[هفت تیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=223</guid>
		<description><![CDATA[
دانلود فیلم &#8211; دانلود فایل سخنان آیت الله خامنه ای &#8211; اسلامی کردن دانشگاه ها &#8211; دکتر معین
فیلم &#8211; دانلود فیلم
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><object width="500" height="400"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/1rz_N7voAko&#038;fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/1rz_N7voAko&#038;fs=1" type="application/x-shockwave-flash" width="500" height="400" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed></object></p>
<p>دانلود فیلم &#8211; دانلود فایل سخنان آیت الله خامنه ای &#8211; اسلامی کردن دانشگاه ها &#8211; دکتر معین</p>
<p>فیلم &#8211; دانلود فیلم</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=223</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هجده سال سابقه کار و ۲۲۰ هزار تومان حقوق</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=214</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=214#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Apr 2008 23:27:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=214</guid>
		<description><![CDATA[

هر زمان كه از “کار” صحبت به ميان مي‌آيد، جايگاه “کارگر” به ذهن متبادر مي‌شود و هميشه از ارزشي که بايد براي اين قشر قايل شد، سخن‌هاي فراوان گفته مي‌شود و گذشته از سفارش‌ها و تاكيداتي که اسلام و پيامبر اكرم(ص) در مورد کارگران کرده‌اند، هر انسان منصف و آگاه براي کار و تلاش جهت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2><a href="http://www.ayenehrooz.de/?p=8810" rel="bookmark" title="Permanent Link: هجده سال سابقه کار و ۲۲۰ هزار تومان حقوق"><br />
</a></h2>
<p align="justify">هر زمان كه از “کار” صحبت به ميان مي‌آيد، جايگاه “کارگر” به ذهن متبادر مي‌شود و هميشه از ارزشي که بايد براي اين قشر قايل شد، سخن‌هاي فراوان گفته مي‌شود و گذشته از سفارش‌ها و تاكيداتي که اسلام و پيامبر اكرم(ص) در مورد کارگران کرده‌اند، هر انسان منصف و آگاه براي کار و تلاش جهت تامين معاش خانواده و كسب رزق و روزي حلال ارزش و احترام قايل است.<br />
يکي از نمايندگان شوراهاي اسلامي کار در خراسان رضوي، در گفت‌وگو با ايسنا، درباره اصلاحيه قانون كار معتقد است: تصويب اصلاحيه قانون کار، ظلم در حق کارگر است و قانون را از بين مي‌برد.<br />
احمد طوسي افزود: کساني که اصلاحيه قانون کار را مطرح کرده‌اند، قصد متوقف کردن قانون براي کارگر را دارند و اگر اين روند ادامه پيدا کند، تنها کارگران متضرر خواهند شد.<br />
وي اصلاحيه قانون کار را با عنوان قدرت دوباره بخشيدن به کارفرما بي‌معنا دانست و اظهار داشت: کارفرما هميشه از اهرم‌هاي کارفرمايي خود نسبت به کارگر استفاده کرده است و حتي شوراي اسلامي کار را منحل مي‌کند.<br />
<span id="more-8810"></span>وي با اعتقاد به اينکه روح قانون هيچگاه براي کارگر كامل تفسير و اجرا نشده است، گفت: هميشه تا جايي که امکان داشته اين روح از مدار اصلي خود خارج شده است.<br />
وي طبقه‌بندي مشاغل بر اساس سطح سواد را بسيار نامناسب ارزيابي و بيان کرد: اين طبقه‌بندي بايد براساس سابقه، تجربه و مهارت کارگر صورت گيرد، در حالي که کارفرمايان از اين موضوع سوءاستفاده و محيط خدماتي را تبديل به محيط اداري کرده‌اند که مسلما به ضرر کارگر خواهد بود.<br />
نماينده شوراهاي اسلامي کار در خراسان رضوي ادامه داد: به دليل سلطه بي‌سوادي در طي سال‌ها بين کارگران، سطح سواد اغلب آنان نهايتا به ديپلم مي‌رسد و متاسفانه آموزش کارگران تاکنون متولي مشخصي نداشته است.<br />
وي تصريح کرد: کارفرمايان پس از گذشت ۳۰ سال از پيروزي انقلاب اسلامي حق و حقوق کارگران را بطور تمام و كمال رعايت نمي‌کنند.<br />
طوسي با ابراز تاسف از نبود پرونده پزشکي براي کارگران در پرونده پرسنلي‌شان، اظهار داشت: کارگران به دليل حقوق و دستمزد پايين مجبور به انجام کار دوم يا اضافه‌كاري هستند که اين امر صدمات جسمي و روحي فراواني براي آنان درپي دارد.<br />
پس از صحبت با نماينده كارگران، به ميان كارگران، كساني مي‌رويم كه آفتاب و خاك را در پس نگاهشان پنهان كرده‌اند و دستانشان بوي درد مي‌دهد.<br />
کارگري که عصباني به نظر مي‌رسد با صداي لرزان مي‌گويد: در يك كارخانه صنعتي كار مي‌كنم. اکثر کارگران بر اثر فشارهاي مختلف به بيماري‌هاي روحي دچار شده‌اند.</p>
<p align="justify"><strong>بعد از ۱۲ سال کار، قرارداد يک ماهه مي‌بندند</strong></p>
<p align="justify">وي افزود: هنگامي که پس از ۱۲ سال کار، با ما قرارداد يک ماهه مي‌بندند، چه امنيت شغلي وجود دارد؟ آيا درست است که بعد از سال‌ها روزي حلال خوردن، به فکر انجام کار خلاف بيفتيم؟ سرنوشت ما را چه کساني رقم مي‌زنند؟<br />
فرد ديگري که خود را کارگر يک کارخانه معتبر صنايع غذايي معرفي مي کند، گفت: با۱۸۰ هزار تومان حقوق در ماه نمي‌توان اجاره خانه و هزينه خوراک و پوشاک خانواده را تامين کرد.<br />
وي اظهار داشت: کارگران بايد نسبت به قانوني كه عليه آن‌هاست، اعتراض كنند.<br />
کارگر جواني نيز مي‌گويد: در صورت کوچک‌ترين اعتراض به نحوه قرارداد که ۱۵ روزه است، پيشنهاد بازخريد به ما مي‌دهند که مبلغ آن ۳ ماه حقوق به ازاي هر سال سابقه کار است.<br />
فرد ديگري که ۱۷ سال سابقه کار در يک کارخانه معتبر را دارد، مي‌گويد: مسکن يکي از بزرگترين مشکلات کارگران است که در شرکت ما تنها ۳۰ واحد مسكوني به کارگران واگذار شده است و کارگران زيادي از اين امکان محروم مانده‌اند.</p>
<p align="justify"><strong>۲۲۰ هزار تومان حقوق و ۱۱۰ هزار تومان اجاره خانه؟!</strong></p>
<p align="justify">کارگر ديگري كه براي گفتن حرف‌هايش عجله دارد، مي‌گويد: بعد از ۱۸ سال کار و حقوق ماهانه ۲۲۰ هزار تومان، ۱۱۰ هزار تومان اجاره خانه مي‌پردازم و مابقي حقوق کفاف خرج‌هاي سنگين زندگي را نمي‌دهد.<br />
وي مي‌افزايد: بعد از اعتراض به حقوق کم، به ما مي‌گويند، برويد! و ما با اين وضعيت کمبود کار کجا مي‌توانيم کار پيدا کنيم؟<br />
فرد ديگري که از اوضاع خود در کارخانه محل كارش ناراضي است، گفت: کارخانه‌اي که در آن کار مي‌کنم با زحمت بسيار کارگرانش، فعاليت خود را در استان‌هاي ديگر گسترش داده است اما هم اکنون کارگران آن از هيچگونه امنيت شغلي برخوردار نيستند.<br />
فرد مسن ديگري که آثار سال‌هاي زياد کار در صورتش نمايان است، مي‌گويد: فرمايش معصوم است که “حقوق کارگر بايد قبل از خشک شدن عرقش به او پرداخت شود.” آيا شرايط کنوني فرسنگ‌ها از اين فرمايش دور نيست؟<br />
کارگر ديگري نيز مي‌گويد: کارگران هيچ اميدي به آينده ندارند، کارفرمايان حقوق آنان را رعايت نمي‌کنند در حالي که با تلاش آنان به موقعيت مناسب کنوني‌شان رسيده‌اند.</p>
<p align="justify"><strong>اخراج کارگر مرد براي استخدام کارگران زن</strong></p>
<p>تكليف كارگران زن، كه با نصف حقوق مردان كار مي‌كنند، چيست؟ اين سوال را مرد جواني مطرح مي‌كند و مي‌گويد: خيلي از كارخانه‌ها كارگران مرد را اخراج مي‌كنند تا كارگر زن استخدم كنند.<br />
نماينده شوراي اسلامي يک کارخانه توليد پوشاک نيز گفت: برخي مديران اداره کار و امور اجتماعي، وقت ملاقات با نمايندگان کارگران براي انتقال مشکلات را نمي‌دهند در حالي كه مشکلات زيادي در جامعه کارگري وجود دارد که اين مسائل با صحبت کردن مستقيم با مسوولان حل خواهد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=214</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زن عباس آقا</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=213</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=213#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Apr 2008 08:36:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[هفت تیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=213</guid>
		<description><![CDATA[دوستی دارم که چند سال پیش زنش رو طلاق داد و دوباره ازدواج کرد … چند روز پیش ازش پرسیدم چرا زن اولت رو طلاق دادی ؟ گفت : من برای زنم نامحرم بودم ! گفتم یعنی چی ؟ گفت ما از اول ازدواجمون قرار بر حجاب داشتیم اما زنم جلوی همه بی حجاب بود و فقط [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify"><font color="#000000">دوستی دارم که چند سال پیش زنش رو طلاق داد و دوباره ازدواج کرد … چند روز پیش ازش پرسیدم چرا زن اولت رو طلاق دادی ؟ گفت : من برای زنم نامحرم بودم ! گفتم یعنی چی ؟ گفت ما از اول ازدواجمون قرار بر حجاب داشتیم اما زنم جلوی همه بی حجاب بود و فقط وقتی من میومدم چادر سرش میکرد ! مثلا توی یک مهمونی که چند تا مرد نامحرم بودند زن من بی حجاب بود و با همه بگو بخند و بزن برقص داشت و وقتی من میو مدم زود بهش میگفتند عباس اقا اومد اونم از ترسش چادر سرش میکرد مینشست یه گوشه … برای همین طلاقش دادم !</font></p>
<p><font color="#000000">حالا ما ملت هم عین همین عباس اقا شدیم نامحرم ! اقای رییس جمهورمون ادعا میکنه اسامی تمام جاسوس ها و کسانی که در رابطه با مسایل هسته ای به ملت خیانت کرده اند و تمام دانه درشت های مفاسد اقتصادی رو میدونه ولی اعلام نمیکنه ! اقای خاتمی دیروز توی دانشگاه تهران میگه اسامی تمام کسانی که توی هشت سال مدت ریاست جمهوریش به کشور و ملت خیانت کرده اند توی جیبشه اما اعلام نمیکنه ! تا یه خورده این گرو های چپ و راست به هم میفتن زود میگن کاری نکنید که ناگفته ها رو بگیم ! اما فقط در حد یک تهدید … هیچوقت این ناگفته ها گفته نشده ! این گروههای تحقیق و تفحص لعنتی هیچوقت هیچی رو به ملت اعلام نمیکنن ! همیشه چادر سرشون کردن جلوی ما …. حکایتشون شده حکایت زن عباس اقا … من میگم باید طلاقشون بدیم بریم یه زن دیگه بگیریم … زنی که با ما محرم باشه …. اینجوری بهتره ! زندگی شیرین تر میشه</p>
<p></font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=213</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اتهام قاچاق سيگار به محسن رضايي</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=205</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=205#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Apr 2008 02:11:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=205</guid>
		<description><![CDATA[سخنراني هيجاني احمدي نژاد در قم حاوي ادعاهاي جنجالي متعددي بود كه يكي از آنها هم به فعاليت‌هاي يك فرد ‏بانفوذ در زمينه قاچاق سيگار مربوط مي‌شد. اين ادعا آنقدر كلي و مبهم بود كه بدون هيچ تفسيري، تنها مورد نقل ‏قول مستقيم رسانه هاي قرار گرفت، اما اكنون سايت ارگان حاميان احمدي نژاد با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سخنراني هيجاني احمدي نژاد در قم حاوي ادعاهاي جنجالي متعددي بود كه يكي از آنها هم به فعاليت‌هاي يك فرد ‏بانفوذ در زمينه قاچاق سيگار مربوط مي‌شد. اين ادعا آنقدر كلي و مبهم بود كه بدون هيچ تفسيري، تنها مورد نقل ‏قول مستقيم رسانه هاي قرار گرفت، اما اكنون سايت ارگان حاميان احمدي نژاد با انتشار يك خبر، به ارائه ‏توضيحات بيشتري درباره اتهامات مورد اشاره احمد نژاد پرداخته است. اشاره‌هاي غير مستقيم اين سايت به فرد ‏مورد اتهام احمدي نژاد، مشخص مي‌كند كه او كسي نيست جز محسن رضايي، فرمانده سابق سپاه و دبير فعلي ‏مجمع تشخيص مصلحت نظام.‏</p>
<p>سايت رجانيوز كه در محافل سياسي و رسانه‌اي به عنوان ارگان نزديكان احمدي نژاد و اعضاي ستاد انتخاباتي او ‏شناخته مي‌شود، ديروز در خبري با عنوان &#8220;رازگشايي از افشاگري رئيس‌جمهور: فرمانده سابق نظامي، عضو ‏مافياي قاچاق سيگار&#8221; درباره فرد مورد نظر احمدي نژاد از عبارت &#8220;فرد مورد اشاره رئيس جمهور که عضو يک ‏مجمع نيز مي باشد&#8221;، استفاده كرد و به خبرسازي‌هاي &#8220;سايت وابسته به اين فرد&#8221; در ماجراي بانك پارسيان نيز ‏اشاره كرد؛ كه اشاره صريحي به سايت بازتاب است.‏</p>
<p>احمدي نژاد هم در توصيف فرد مورد اشاره خود كه ادعا مي‌كرد در مافياي قاچاق سيگار فعال است، گفته بود: ‏‏&#8221;آقايي كه هنوز هم در يكي از مراكز است و زياد هم مصاحبه مي‌كند و ادعاهاي خيلي گنده مي‌كنه و تحليل‌هاي ‏عجيب و غريب&#8230;&#8221;‏</p>
<p>اين اشاره‌ها در كنار هم بدون ترديد به محسن رضايي مي‌رسد كه احمدي نژاد هفته پيش او را به گرفتن پول زور ‏از يك واردكننده رقيب و اعمال نفوذ بر رئيس دخانيات متهم كرده بود و اكنون سايت رجانيوز وي را به صراحت ‏به ارتباط با يك قاچاقچي سيگار، در دست داشتن قاچاق سيگار ‏Marlboro‏ به ايران از طريق شرکت &#8220;الراشدين&#8221; ‏امارات، رايزني و اعمال فشار به نفع قاچاقچيان سيگار و تأمين هزينه فعاليت‌هاي تشكيلاتي و انتخاباتي تعدادي از ‏احزاب سياسي كشور در قبال ايجاد حاشيه امن براي سوداگري خود متهم كرده و از سكوت دستگاه قضايي درباره ‏تخلفات وي انتقاد كرده است.‏</p>
<p>احمدي نژاد در سخنراني هفته گذشته خود در جمع مردم قم، درباره اين فرد گفته بود: &#8220;كسي هست كه اگر من ‏اشاره كنم شما مي‌شناسيد. دخانيات ما براي اينكه اين شبكه را به هم بزند گفته است كه آقا من امتيازات واردات ‏سيگار به جاي اينكه دست يك نفر باشد، آزاد مي‌گذارم. هر كس مي‌خواهد طبق مقررات و ضوابط بهداشتي و ‏عوارض گمركي سيگار وارد كند. كس ديگري هم آمده كه حالا آدم به ظاهر سالمي است و گفته است من بدون ‏قاچاق و تقلب و رشوه مي خواهم سيگار وارد كنم. آقايي كه هنوز هم در يكي از مراكز است و زياد هم مصاحبه ‏مي‌كند و ادعاهاي خيلي گنده مي‌كنه و تحليل‌هاي عجيب و غريب، اين آقا را صدا زده و گفته تو مي‌خواهي سيگار ‏وارد كني؟ گفته بله. گفته است پنج ميليارد دلار بايد بدهي به فلان آقا. گفته است براي چي بايد بدهم؟ گفته مگر ‏نمي‌خواهي سيگار وارد كني؟ گفته بله مي‌خواهم وارد كنم و عوارض قانوني را مي‌پردازم و سيگار مورد قبول ‏بهداشت را وارد مي‌كنم. گفته است نخير نمي‌شود تا تو اين پول را ندهي امكان ندارد بتواني سيگار وارد كني. اين ‏فرد هم نپرداخته است. رييس دخانيات آمد پيش من و گفت فلان آقا مرا صدا كرده و گفته چرا مي‌خواهي به اين فرد ‏مجوز وارد كردن سيگار بدهي؟ تو حق نداري به اين مجوز ورود سيگار بدهي. و الا با تو برخورد مي‌كنيم.&#8221;‏</p>
<p>اتهام‌زني سايت حاميان احمدي نژاد به فرمانده سابق سپاه در حالي است كه رسانه‌هاي اصولگرا تاكنون تلاش كرده ‏بودند مافياي سيگار را به منتقدان تحول‌خواه دولت نسبت دهند و از اين ادعاي احمدي نژاد، حربه‌اي براي محكوم ‏كردن اصلاح طلبان و فعالان سياسي مخالف احمدي نژاد بسازند. اما اكنون مشخص شده كه منظور احمدي نژاد، ‏نه مخالفان سياسي او، بلكه فرمانده سابق سپاه و دبير اصولگراي مجمع تشخيص است كه در انتخابات اخير با جلب ‏حمايت ابتدايي قاليباف و لاريجاني توانسته بود يك ائتلاف موازي را در جناح اصولگرا ايجاد كند.‏</p>
<p>حاميان احمدي نژاد در انتخابات گذشته مجلس از جدايي‌طلبي محسن رضايي و طيف نزديك به او از جبهه متحد ‏اصولگرايان بسيار ضربه خوردند و کماکان، از ظهور &#8220;ائتلاف فراگير اصولگرايان&#8221; به عنوان يك تجربه تلخ ‏سياسي ياد مي‌كنند.‏</p>
<p>از اين رو خبر اخير سايت حاميان احمدي نژاد عليه محسن رضايي را مي‌توان به معناي انتقام‌گيري آنها از ‏جرياني دانست كه به خاطر حضور پرتعداد نزديكان احمدي نژاد و اعضاي رايحه خوش خدمت در ليست جبهه ‏متحد اصولگرايان، حاضر نشد با اين ائتلاف همراهي كند و راه خود را جدا كرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=205</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سایز اندازه سوتین</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=203</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=203#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 20 Apr 2008 10:37:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[جالب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=203</guid>
		<description><![CDATA[http://www.funnies.com/bras.html
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>http://www.funnies.com/bras.html</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=203</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عکسهای واقعی حمله کوسه به انسان</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=195</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=195#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Apr 2008 00:34:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=195</guid>
		<description><![CDATA[









عکس حمله کوسه به انسان
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://7tir.com" title="حمله کوسه به انسان" target="_blank"><img src="http://www.rukz.com/upload_forward/83_0.jpg" title="عکس حمله کوسه" alt="عکس حمله کوسه" /></a></p>
<p><img src="http://www.rukz.com/upload_forward/83_1.jpg" title="عکس حمله کوسه به انسان" alt="عکس حمله کوسه به انسان" /></p>
<p><img src="http://www.rukz.com/upload_forward/83_2.jpg" title="عکس حمله کوسه به انسان" alt="عکس حمله کوسه به انسان" /></p>
<p><img src="http://www.rukz.com/upload_forward/83_3.jpg" /></p>
<p><img src="http://www.rukz.com/upload_forward/83_4.jpg" title="عکس حمله کوسه" alt="عکس حمله کوسه" /></p>
<p><img src="http://www.rukz.com/upload_forward/83_5.jpg" /></p>
<p><a href="http://7tir.com" title="عکس حمله کوسه" target="_blank"><img src="http://www.rukz.com/upload_forward/83_6.jpg" /></a></p>
<p><img src="http://www.rukz.com/upload_forward/83_7.jpg" /></p>
<p><img src="http://www.rukz.com/upload_forward/83_8.jpg" /></p>
<p><img src="http://www.rukz.com/upload_forward/83_9.jpg" /></p>
<p>عکس حمله کوسه به انسان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=195</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انفجار بمب در حسینیه ای در شیراز</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=193</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=193#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Apr 2008 03:31:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار جهان]]></category>
		<category><![CDATA[تاپ]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[حوادث]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مذهبی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=193</guid>
		<description><![CDATA[هفت تیر ۷tir.com  : انفجاری نسبتاً شديد در يكي از حسينيه‌هاي شهر شيراز بعد از نماز مغرب و عشا بيش از ۱۰۰ کشته و زخمی برجاي گذاشت و شب گذشته پياپي صداي تردد آمبولانسها در اين منطقه به گوش مي‌رسيد.اين انفجار بعداز نماز مغرب و عشا در قسمت مردانه حسينيه شهداء شيراز مربوط به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><em><a href="http://7tir.com/" title="انفجار بمب در حسینیه ای در شیراز" target="_blank">هفت تیر ۷tir.com </a> : </em>انفجاری نسبتاً شديد در يكي از حسينيه‌هاي شهر شيراز بعد از نماز مغرب و عشا بيش از ۱۰۰ کشته و زخمی برجاي گذاشت و شب گذشته پياپي صداي تردد آمبولانسها در اين منطقه به گوش مي‌رسيد.اين انفجار بعداز نماز مغرب و عشا در قسمت مردانه <a href="http://www.7tir.com/news/index.php/838/" title="انفجار" target="_blank">حسينيه </a>شهداء شيراز مربوط به هيئت ره ‌پويان وصال و هنگام سخنراني حجت‌الاسلام انجوی نژاد، دبير ستاد نماز جمعه استان فارس رخ داد و صداي انفجار تا شعاع ۵/۱ كيلومتري اين حسينيه كه در يكي از مناطق مسكوني مركز شيراز واقع است، شنيده شد.<br />
در اثر اين انفجار شيشه‌هاي برخي مناطق مسكوني اطراف حسينيه نيز شكسته شده است. در اين حادثه به دبير ستاد نماز جمعه استان فارس آسيبي نرسيده است.</p>
<p align="center"><a href="http://7tir.com/" title="انفجار بمب در شیراز" target="_blank"><img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1387/1/25/7435_494.jpg" alt="صف مردم براي اهداي خون" border="0" /></a></p>
<p>شبكه العالم تعداد قربانيان انفجار را ۵۰ مجروح اعلام كرد، اما اخبار جدید رسیده به خبرنگار تابناک، تعداد مجروحان حادثه بمب گذاري تاكنون به ۱۰۵ نفر و تعداد كشته‌ها به نه نفر افزايش يافته است. برخي از مجروحان سرپايي مداوا شده‌اند.<br />
گفتنی است، آيت‌‌الله حائري شيرازي امام جمعه شيراز و نماينده ولي فقيه در استان در محل حادثه حضور پیدا کرده است.</p>
<p>در همین راستا، فرماندار شیراز با بيان اينكه مردم مي‌توانند براي كسب اطلاعات از اسامي مجروحان باشماره تلفن ۱۱۱ تماس بگيرند، گفت: در بررسي‌هاي اوليه اين حادثه احتمال بمب‌گذاري منتفي است و انفجار احتمالا علت‌هاي ديگري داشته است.</p>
<p align="center"><a href="http://7tir.com/" title="انفجار حسینیه در شیراز - فیلم انفجار شیراز"><img src="ht</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=193</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از وقتی پشت ماشین شاشیدم تا جنبش نجات مثانه زنان</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=187</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=187#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Apr 2008 00:23:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=187</guid>
		<description><![CDATA[

&#160;




شهرزاد نیوز: بهارک 30 ساله، لیسانس زمین شناسی و تهیه کننده برنامه‌های مستند علمی کانال 2 تلویزیون بلژیک و مئسول سایتی است به نام &#8221; مثانه زنان را نجات دهیم&#8221;. در گفتگویی با او، درباره انگیزه پیشنهادش برای ساختن توالت‌های عمومی زنانه در شهر&#8221; گنت &#8221; بلژیک سوال شد.
بهارک می‌گوید: &#8220;در شهر &#8220;گنت&#8221; که من [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<table dir="rtl" border="0" cellpadding="3" cellspacing="0" width="100%">
<tr>
<td>&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top"></td>
<td valign="top">
<p align="right"><strong>شهرزاد نیوز:</strong> بهارک 30 ساله، لیسانس زمین شناسی و تهیه کننده برنامه‌های مستند علمی کانال 2 تلویزیون بلژیک و مئسول سایتی است به نام &#8221; مثانه زنان را نجات دهیم&#8221;. در گفتگویی با او، درباره انگیزه پیشنهادش برای ساختن توالت‌های عمومی زنانه در شهر&#8221; گنت &#8221; بلژیک سوال شد.</p>
<p align="right">بهارک می‌گوید: &#8220;در شهر &#8220;گنت&#8221; که من در آن زندگی می‌کنم، همه ساله در تابستان فستیوال هنری و تفریحی به مدت 10 <a href="http://balatar.com"><img src="http://www.shahrzadnews.com/img/articles/auto.jpg" title="توالت زنان دستشویی زنانه" alt="توالت زنان دستشویی زنانه" align="top" hspace="5" vspace="5" /></a>روز برگزار می‌شود. طی این فستیوال، که هزینه آن از طرف شهرداری &#8220;گنت&#8221; تامین می‌شود، توالت‌های مجانی برای مردها وجود دارد اما برای زنان نیست.</p>
<p align="right">در تابستان سال 2004، یک شب در این فستیوال بر اثر خوردن نوشابه زیاد، احتیاج به توالت پیدا کردم. از آنجایی که توالت زنانه نبود و اگر هم بندرت در جایی برای زنان توالت بگذارند باید 30 تا 50 سنت پرداخت شود، در فاصله نسبتا زیادی از محل فستیوال یک توالت پیدا کردم که صف طولانی داشت و باید پول هم باید پرداخت می‌کردی.</p>
<p align="right">من که نمی‌توانستم تحمل کنم، پشت یک ماشین رفتم و مشغول شاشیدن شدم. در همین حین دو پلیس من را به جرم عدم رعایت ادب و نزاکت در معابرعمومی دستگیر کردند که جریمه نقدی آن 250 یورو، و ثبت آن به عنوان سوء سابقه بود. چنان چه این موضوع موجب ثبت در سابقه‌ام می‌شد، دیگر امکان استخدام در ادارات دولتی برایم باقی نمی‌ماند. اما بالاخره با کلی صحبت و جرو بحث، تعهد دادم که دیگر چنین وضعی را تکرار نکنم و آزاد شدم.</p>
<p align="right">بعد از این ماجرا فکر من مدام درگیر این مساله بود که چرا ما زنها توالت عمومی نداریم در حالی که در تمام شهر برای مردها توالت عمومی مجانی وجود دارد. در واقع دو بار مورد تبعیض قرار می‌گیریم. اول اینکه توالت زنانه وجود ندارد و دوم اینکه اگر در خیابان ادرار کنی جریمه سنگین در انتظارت می‌باشد.</p>
<p align="right">این فکر، من و چند تن از دوستانم را بر آن داشت تا دست به یک حرکت اعتراضی بزنیم .اولین کار، مصاحبه با زنان مختلف بود. از آنها سوال میکردیم که اگر در مکان‌های عمومی احتیاج ضروری به توالت پیدا کنند چه می کنند؟ 37 درصد آنهاجواب دادند که در چنین صورتی پشت ماشین و یا درخت ادرار می‌کنند. بعد از آن، بیش از 10000 امضا جمع آوری کردیم و خواستار آن شدیم که توالت عمومی و مجانی برای زنان ساخته شود. این مصاحبه‌ها و امضاها را بهشهرداری شهربردیم و از آنها تقاضای ساختن توالت عمومی مجانی برای زنان را کردیم. شهرداری &#8220;گنت&#8221; با وجود این که نتیجه مصاحبه‌ها برایش غیرمنتظره بود و نمی‌دانست که 37 درصد زنها پشت ماشین ادرار می‌کنند، اما به خواست ما اهمیت نداد.</p>
<p align="right">در فستیوال 10 روزه سال 2005، ما به طور سمبلیک، توالت‌های زنانه مجانی شبیه توالت‌های مردانه، که قسمت سر و پاها دیده می شد، کار گذاشتیم که از سوی زنان با استقبال خوبی روبرو شد.</p>
<p align="right">در فستیوال سال 2006 ما علاوه بر گذاشتن توالت‌های عمومی مجانی زنانه، پوسترهای زیادی را در شهر چسباندیم که <img src="http://www.shahrzadnews.com/img/articles/urinoir.jpg" title="توالت زنان دستشویی زنانه" alt="توالت زنان دستشویی زنانه" align="top" hspace="5" vspace="5" />همین امر موجب جلب توجه رسانه‌های گروهی شد. روزنامه‌های مختلف و شبکه‌های مختلف رادیو و تلویزیون بلژیک و یک کانال تلویزیونی هلند با ما مصاحبه‌ کردند و خواست ما که گذاشتن توالت عمومی مجانی برای زنان در طی فستیوال و در تمام شهر می‌باشد را منعکس کردند.</p>
<p align="right">با این انعکلس وسیع، شهرداری &#8220;گنت &#8220;دیگر نمی‌توانست خواست ما را ندیده بگیرد. از همین رو امسال از طرف وزارت ملی بلژیک که مسئول رعایت برابری حقوق بین زن ومرد است، مبلغ 7 هزار یورو در اختیار ما گذاشتهخواهد شد. ما اجازه داریم از اول آوریل، بر روی شیشه توالت‌های عمومی مجانی مردانه، جایی که شکل یک مرد کشیده شده است پوستری بچسبانیم که شکل یک زن است و روی آن نقشه‌ای وجود دارد که نزدیکترین مکانی را که زنان می‌توانند به توالت مجانی بروند را نشان می‌دهد.</p>
<p align="right">ما سه ماه است که مشغول پیدا کردن کافه‌ها و رستوران‌ها و یا مکان‌هایی که امکان استفاده به عنوان توالت عمومی مجانی زنانه را دارند هستیم. همچین آماری در دست تهیه داریم که نشان دهد مکان‌هایی که توالت مجانی در اختیار زنان می‌گذارند چه انتظاراتی از شهرداری دارند؟ مثلا انتظاراتی چون هزینه کمتر برای آب، هزینه تمیز کردن فاضلاب، پرداخت مالیات کمتر و از این قبیل.</p>
<p align="right">امسال در ماه مه مسابقه طراحی توالت زنانه را در موزه شهر&#8221; گنت&#8221; برگزار می‌کنیم. طراحانی که در این مسابقه شرکت می‌کنند باید پنج ویژگی مورد نظر ما را رعایت کنند. این پنج ویژگی عبارتند از: 1- مناسب بودن برای زنان2- بهداشتی بودن 3- از نظر اقتصادی مقرون به صرفه بودن4- نو آوری و زیبایی طرح 5- قابل اجرا بودن از سوی شهرداری. به طراح بهترین توالت زنانه 400 یورو جایزه تعلق می‌گیرد.</p>
<p align="right">واقعیت این است که سه سال پیش وقتی چنان اتفاقی برایم افتاد و تصمیم گرفتم که حرکتی اعتراضی بکنم هرگز فکر نمی‌کردم که چنین گسترده بتوانیم موضوع را مطرح کنیم اما حالا ما بسیار خوشحال هستیم که کار را شروع کردیم و تا به خواسته‌مان که توالت عمومی و مجانی برای زنان در تمام کشور است، ادامه خواهیم داد.&#8221;</p>
</td>
</tr>
</table>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=187</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماجرای بازداشت امیر فرشاد ابراهیمی در ترکیه</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=176</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=176#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 Mar 2008 04:39:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=176</guid>
		<description><![CDATA[دولت ترکیه البته چهره اش برای من کاملا از مدتها پیش شناخته شده بود ، در همین ترکیه بود که بارها من مورد بازجویی سازمان امنیت ترکیه و ضرب و شتم عوامل رسمی جمهوری اسلامی قرار گرفته بودم ، آن روزها دوران سخت پناهجویی بود و من فکر میکردم حال که تحت حمایت و تابعیت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دولت ترکیه البته چهره اش برای من کاملا از مدتها پیش شناخته شده بود ، در همین ترکیه بود که بارها من <a href="http://http//jomhouri.com/a/06ann/005135.php">مورد بازجویی سازمان امنیت ترکیه و ضرب و شتم عوامل رسمی جمهوری اسلامی قرار گرفته بودم </a>، آن روزها دوران سخت پناهجویی بود و من فکر میکردم حال که تحت حمایت و تابعیت یک کشور اروپایی هستم دیگر جرات تکرار مکررات را ندارد . این بود که تصمیم گرفتم بعد از گذشت پنج سال خانواده خودم را ببینم ، البته قبل از این نیز خانواده من و مشخصا پدر و مادرم به دلیل آنکه آزادی من از زندان آزادی مشروط بود و برای من وثیقه گذاشته بودند ممنوع الخروج بودند ، این بود که در تاریخ بیست مارس سال جاری به سفارت ترکیه در برلین مراجعه نمودم و نهایتا روز بیست و هفتم ماه مارس سفارت ترکیه با ورود من به خاک کشورش موافقت نموده و برای من ویزای دو هفته ای صادر نمود . عصر همانروز ساعت چهار و سی دقیقه به وقت برلین با پرواز ترکیش ایر لاین به استانبول رفتم ، ساعت بیست و پانزده دقیقه به وقت ترکیه به استانبول رسیدم و برای چک پاسپورت در صف ایستادم مامور پلیس به محض دریافت پاسپورتم مرا مدت نیم ساعت معطل نگه داشت و اظهار داشت کامپیوترم خراب شده صبر کن تا اینکه مامور پلیس دیگری آمد و پاسپورت مرا گرفت و گفت با من بیا و مرا به دفتر پلیس فرودگاه منتقل نمود ، در آنجا فرمانده پلیس فرودگاه استانبول بنام آمیر مصطفی به من گفت شما ممنوع الورد هستید به خاک ترکیه به او گفتم اما من ویزا دارم و اگر اینچنین هست که میگوئید چرا کنسولگری شما در برلین برای من ویزا صادر نموده ؟ گفت اشتباه کرده اند ! گفتم باشه پس خاک ترکیه را همین الان با اولین پرواز به یک کشور اروپایی ترک می کنم پاسپورت مرا بدهید تا برای اخذ بلیط اقدام کنم گفت اول باید به چند سئوال ما جواب بدهید و مرا به دفتر بی نام و نشان دیگری در همان فرودگاه استانبول منتقل کردند که ظاهرا برای سازمان امنیت ترکیه بود وارد اتاق شدم حدود نیم ساعتی مرا در آن اتاق نگه داشتند تا اینکه فرد دیگری با همراهی یک مامور ترک با اونیفرم پلیس وارد اتاق شد آن فرد خودش را نماینده کنسولگری ایران معرفی کرد و گفت محمد تقی اصفهانی هستم و این هم فکس وزارت امور خارجه یا وزارت امنیت ایران هست ( وزارت خارجه و امنیت در ترکیه نامشان شبیه به هم هست و من دقیق نفهمیدم او چه گفت گفت دیشیشلری باکانلیک یا ایچیشلری باکانلیک ) در همین هنگام بود که یک مامور پلیس دیگر به یکباره گفت این ترکی بلد هست (تا قبل ازآن ما انگلیسی صحبت میکردیم) و مرا از اتاق بیرون آوردند و در یک سلول انفرادی در پلیس فرودگاه منتقل نمودند ، ساعتی بعد چهار مامور که سه نفرآنها اونیفورم پلیس برتن داشت با یک لباس شخصی وارد سلول من شدند و گفتند لباسهایت را دربیاور و هر چه در کیفت هست بیرون بیاور من گفتم اول بگوئید جرم من چه هست و دلیلتان برای این کار چیست ؟ شروع به داد و بیداد و فحاشی و تهدید نمودند و کار به درگیری فیزیکی کشید که به یکباره یکی از آنها اسپری گاز اشک آور به چشم<a href="http://bp3.blogger.com/_jBsTR8By8Hc/R-5Zi5O0p3I/AAAAAAAAAck/lvNFBSjNiZs/s1600-h/4.jpg"><img src="http://bp3.blogger.com/_jBsTR8By8Hc/R-5Zi5O0p3I/AAAAAAAAAck/lvNFBSjNiZs/s320/4.jpg" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5183178677163435890" style="margin: 0px 10px 10px 0px; float: left; width: 166px; height: 244px" border="0" height="320" width="166" /></a> من پاشید و بعد به دو دست من دستبند زدند و به لوله هایی که به دیوار بود بستند لباسم را درآوردند و کیفم را خالی کردند در همین حین بود که یک نفر سرم را بالا نگه داشته بود و گلوی من را فشار میداد و فرد دیگری با لگد به شکم من میزد این وضع برای دقایقی ادامه داشت تا اینکه یکنفر با دوربین فیلمبرداری آمد و از من و وسایلم که در کیفم بود ( یک دوربین فیلمبرداری ، دو دوربین عسکبرداری و چند دفتر یادداشت ودو تلفن دستی و لب تاپم و کارتهای شناسایی و مقداری هم پول ) فیلم گرفت و یک کاغذ که با ماژیک نام و هویت منرا نوشته بودند زیر صورتم گرفتند . بعد دستبندها را بازکردند و مرا به اتاق مجاور آن سلول بردند و گفتند نام و آدرس هرکسی را که قرار بوده با آن ملاقات کنی در ترکیه بنویس ، گفتم هیچ کس الا خانواده ام را قرار نبوده ببینم و از آنها خواستم اجازه بدهد به کنسولگری آلمان اطلاع بدهم فرد بازجو گفت تو ایرانی هستی و تحویل ایران باید بشوی به آلمان مربوط نیست به او گفتم اما پاسپورت من آلمانی هست و حق اینکار را ندارید کم کم سئوالها به <a href="http://www.goftaniha.org/2007/05/blog-post_20.html">علیرضا عسگری معاون سابق وزیر دفاع </a>کشیده شد و اینکه گفت تمام جزئیات ورود و خروجش را بگو ، گفتم این موضوع در ارتباط با این ماجراست که باید بگویم ؟ گفت بله تو حتما آمده ای که کس دیگری را ببری تو برای دولت ترکیه مشکل ساز هستی و من جوابم در برابر سئوالها فقط همین بود :&#8221;می خواهم با سفارت آلمان تماس داشته باشم &#8221; . مرا دوباره به همان سلول انفرادی منتقل کردند لباسهایم را پوشیدم و وسایلم را جمع کردم و سریع به دوستانم با تلفن خبر دادم که بازداشت شدم ، تمام داروها و اکسیژنم در چمدانم بود در زدم و گفتم دچار تنگی نفس شده ام داروهایم را می خواهم که توجهی نکردند ، بعد از گذشت یک ساعت ماموری آمد داروهایم را آورده بود و اجازه داد تلفنی با وکیلم که در استانبول بود صحبت کنم بعد مرا به دفتری دیگر منتقل کرد و گفت تلفن با شما کار دارد سفیر آمریکا در ترکیه بود که اظهار داشت نماینده سفارت در راه هست و تا دقایقی دیگر آنجاست ، حدود نیم ساعت بعد نماینده سفارت آمریکا به محل بازداشت من آمد و از من خواست هرچه اتفاق افتاده است را در حضور ماموران بگویم تمام آنچه را که شده بود گفتم ، ایشان اظهار داشتند تا همین جا دولت ترکیه مرتکب خطا شده است و دستور داد مرا به اتاق انتظار پلیس بجای سلول منتقل نمودند و برای زخمهای گردن و صورتم داروی ضد عفونی آوردند ، اینجا ساعت نزدیک چهار صبح بود رفتار پلیس نرمتر شده بود که در ساعت چهار و نیم صبح سفیر آلمان در استانبول با تلفن دستی ام تماس گرفت و اظهار داشت دولت ترکیه موظف شده است فردا شما را با اولین پرواز به برلین منتقل نماید ، دوستان دیگر بسیاری هم البته در همین خلال مشغول پیگیری بودند که وارد عمل شدن این دو سفیر مرهون تلاشهای آنهاست ، روز بیست و هشتم ساعت ده صح مجددا مرا به اتاق بازجویی منتقل نمودند و آنجا مامور لباس<a href="http://bp2.blogger.com/_jBsTR8By8Hc/R-5ZUpO0p2I/AAAAAAAAAcc/Ku_zvr4uV_8/s1600-h/1.JPG"><img src="http://bp2.blogger.com/_jBsTR8By8Hc/R-5ZUpO0p2I/AAAAAAAAAcc/Ku_zvr4uV_8/s320/1.JPG" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5183178432350300002" style="margin: 0px 10px 10px 0px; float: left; width: 309px; height: 239px" border="0" height="214" width="292" /></a> شخصی دیگری از من خواست نام و نشان دوستام را در ترکیه و همچنین نام و نشان افرادی را که با آنها در اروپا ارتباط دارم بنویسم ، کاغذ را پاره کردم و به او حرفهای شب گذشته نماینده سفارت آمریکا را یادآوری کردم که بیش از این کارنامه خود را سیاهتر نکنند . ، نهایتا در ساعت دوازده و چهل دقیقه با پیگیری سفارت آلمان استانبول را به مقصد برلین ترک گفتم ، البته بدون همراه داشتن چمدانم که پیگیری هایم تا کنون برای بدست آوردن آن به جایی نرسیده است ، در برلین با حضور پلیس شعبه فرودگاه اقامه شکایت از برخورد دولت ترکیه نمودم و بعد از آن نیز با توصیه پلیس به بیمارستان صلیب سرخ وست اند برلین رفته و جراحات و آثارضرب و شتم ماموران ترک را مورد گواهی پزشکان قرار داده .<br />
فردا نیز با حضور در پارلمان اروپا شکایت خود را تحویل کمیسیون حقوق بشر پارلمان اروپا خواهم نمود .</p>
<p>پی نوشت :<br />
پیگیری ها و نجاتم از چنگال دولت ترکیه مدیون و مرهون تلاشهای همه دوستانی بود که در طی آن ساعات بطور مجدانه با وزارت امورخارجه آمریکا و آلمان و همچنین پارلمان اروپا در تماس بودند که از یکا یک آنها متشکرم .</p>
<p><em>وبلاگ امیر فرشاد ابراهیمی &#8211; قالیباف &#8211; فرشاد ابراهیمی ترکیه &#8211; بازداشت &#8211; دستگیری  امیر فرشاد ابراهیمی &#8211; دستگیر -</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=176</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دانلود فیلم رقص دخترها در مدرسه دخترانه</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=165</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=165#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Feb 2008 00:53:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<category><![CDATA[رقص]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم مدرسه دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=165</guid>
		<description><![CDATA[فیلم حذف شد
فیلم رقص در راهرو مدرسه دخترانه &#8211; رقص دخترها در مدرسه &#8211; فیلم رقص در مدرسه دخترانه -
دانلود فیلم رقص دخترها در مدرسه
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>فیلم حذف شد</strong></p>
<p>فیلم رقص در راهرو مدرسه دخترانه &#8211; رقص دخترها در مدرسه &#8211; فیلم رقص در مدرسه دخترانه -<br />
دانلود فیلم رقص دخترها در مدرسه</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=165</wfw:commentRss>
		<slash:comments>26</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شعر ایرج میرزا به مناسبت عاشورا حسینی</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=157</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=157#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Feb 2008 00:03:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[جالب]]></category>
		<category><![CDATA[مذهبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=157</guid>
		<description><![CDATA[زن قحبه چه میکشی خودت را / دیگر نشود حسین زنده
کشتند و گذشت و رفت و شد خاک / خاکش علف و علف چرنده
من هم گویم یزید بد کرد / لعنت به یزید ِ بد کننده
اما دگر این کتل متل چیست / وین دسته خنده آورنده
تخم چه کسی برید خواهی / با این قمه های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زن قحبه چه میکشی خودت را / دیگر نشود حسین زنده<br />
کشتند و گذشت و رفت و شد خاک / خاکش علف و علف چرنده<br />
من هم گویم یزید بد کرد / لعنت به یزید ِ بد کننده<br />
اما دگر این کتل متل چیست / وین دسته خنده آورنده<br />
تخم چه کسی برید خواهی / با این قمه های نابُرنده<br />
آیا تو سکینه ای که گویی / سُو ایستمیَرم عمیم گلندَه<br />
کو شمر و تو کیستی که گویی / گل قویما منی شمیر النده<br />
تو زینب خواهر ِ حسینی / ای نره خر سبیل گنده<br />
خجلت نکشی میان مردم / از این حرکات مثل جنده<br />
در جنگ دو سال قبل دیدی / شد چند کرور نفس رَنده<br />
از این همه کشتگان نگردید / یک مو ز زهار چرخ کنده<br />
در سیزده قرن پیش اگر شد / هفتاد و دو سر زتن کنده<br />
امروز چرا تو میکنی ریش / ای در خور صدهزار خنده<br />
کی کشته شود دوباره زنده / با نفرین ِ تو بر کشنده<br />
باور نکنی بیا ببندیم / یک شرط به صرفه برنده<br />
صد روز دگر برو چو امروز / بشکاف سر و بکوب دنده<br />
هی بر سر و ریش خود بزن گل / هی بر تن خود بمال سِنده<br />
هی با قمه زن به کله خویش / کاری که تبر کند به کنده<br />
هی بر سر خود بزن دو دستی / چون بال که میزند پرنده<br />
هی گو که حسین کفن ندارد / هی پاره بکن قبای ژنده<br />
گر زنده نشد عنم به ریشت / گر شد عن تو به ریش بنده</p>
<p>شعر ایرج میرزا -<br />
وب سایت هواداران محمد باقر قالیباف</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=157</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>امتحان تاریخ صد سال بعد</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=149</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=149#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 17 Feb 2008 10:04:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=149</guid>
		<description><![CDATA[http://turkmenilim.org/tanz/24.shtml
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>http://turkmenilim.org/tanz/24.shtml</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=149</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به سخنان و ادعاهای عجیب احمدی نژاد</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=147</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=147#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 16 Feb 2008 19:51:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=147</guid>
		<description><![CDATA[رياست جمهوری آقای احمدی نژاد دستاورد هايی نيز داشته است، توجه به ضرورت تعادل و سلامت روانی &#8220;رهبر سياسی&#8221; نمونه ای از اين دستاورد هاست. گفتار و کردار آقای احمدی نژاد حساسيت لازم برای عدم&#8221; انتخاب &#8221; رهبرانی که مبتلا به عدم تعادل و اختلا ل های روانی و رفتاری هستند را برانگيخته استهدف از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>رياست جمهوری آقای احمدی نژاد دستاورد هايی نيز داشته است، توجه به ضرورت تعادل و سلامت روانی &#8220;رهبر سياسی&#8221; نمونه ای از اين دستاورد هاست. گفتار و کردار آقای احمدی نژاد حساسيت لازم برای عدم&#8221; انتخاب &#8221; رهبرانی که مبتلا به عدم تعادل و اختلا ل های روانی و رفتاری هستند را برانگيخته استهدف از طرح چنين بحث و موضوعی بهيچوجه توهين به آقای احمدی نژاد , رييس جمهور حکومت اسلامی نيست. گفتن ندارد که ايشان فردی تحصيلکرده و با هوش هستند , اما تاريخ و زندگی نشان داده اند که اين محاسن برای اينکه سياستمداری لايق و انسان بود, کافی نيست. تجربه های تاريخی و زندگی , بويژه پديده ی حکومت اسلامی , حکايت اين دارند که تحصيلات دانشگاهی و کسب عناوينی همچون &#8221; استاد&#8221; و &#8221; دکتر&#8221; و &#8221; مهندس &#8221; تضمينی برای صحت و سلامت روانی نيست. امروزه در آسايشگاه ها و بيمارستان های روانی نه فقط اساتيد تحصيلکرده , فراوانند پيامبران, و امامان و نوابغ ديوانه و ديوانه های نابعه !<br />
. &#8220;&#8230;&#8230;در بيمارستان روزبه تهران ما هميشه تعداد بسيار زيادی امام زمان داشته ايم &#8230;. ما هميشه برای دانشجويان توضيح می داديم که دليل کثرت امام زمان ها در تيمارستان های ايران در اينجاست که هر چند منشا اين اختلالات فيزيکی است اما نحوه بروز آن ها جنبه قرهنگی و اجتماعی دارد, يعنی همان جنون بزرگ منشی يا عظمت طلبانه در اينگونه بيماران که خود را بنوعی منجی جامعه و ديگران می دانند&#8230;. در جامعه ايران با زمينه فرهنگی و مذهبی که دارد گرايش اينگونه بيماران به اينکه خود را امام يا بر گزيده يا قرستاده بشمارند بالطبع وسيعتر و پرشمارتر است&#8230;&#8230;&#8221; (۱)<br />
آنچه سبب ساز طرح اين بحث و موضوع شده است گفتار و کردار آقای احمدی نژاد است که با توجه به موقعيت پر اهميت و حساسی که دارد , مورد توجه و بررسی روانشناسانه و روانپزشکی قرارگرفته است, به اين اميد که تا ديرترنشده اختلال ها درمان و پيشگری های لازم نيز انجام شوند.<br />
اينکه اشاره کردم قصد من توهين به آقای احمدی نژاد نيست به اين دليل است که : متاسفانه در جوامعی شبيه به جامعه ی ما به غلط بيماری ی روانی را يک داغ و ننگ , و بيان اش را نيزنوعی توهين تلقی می کنند, در حاليکه اين نيز نوعی بيماری ست به مانند ساير بيماری ها که درمان نکردن و پنهان نگه داشتن آن برای بيمار و اطرافيان اش می تواند حطرناک و مرگبار باشد.<br />
ترديدی نيست که من &#8221; عدو&#8221; ی افکار و رفتار ارتجاعی و ضد انسانی آ قای احمدی نژاد و حکومت اسلامی هستم اما به خاطر &#8221; سوگند&#8221; ی که خورده ام نمی توانم در برابر خطری که افکار و کردارشان , شخص ايشان , مردم ميهنم , و مردم جهان را تهديد می کند , سکوت کنم. و اين هم گفتن ندارد که تنها آقای احمدی نژاد نيست که علايم عدم تعادل و اختلال روانی از خود بروز داده است , اين علايم را در گفتار و کردار اکثر رهبران و مسؤلين حکومت اسلامی و پيروان شان می توان ديد , در اين ميانه اما حال آقای رييس جمهور بدليل پيشرونده شدن توهم ها و هذيان های شان رو به وخامت بيشتری گذاشته است.<br />
در اين مقاله  پرونده ی  آقای رييس جمهور را در چند قسمت  دنبال می کنيم :<br />
سابقه بحث يا سابقه ی بيمار , وضعيت کنونی بيمار, پيشگيری و درمان بيمار .</p>
<p><strong>سابقه ی بحث</strong></p>
<p>گفتار و کردار آقای احمدی نژاد, به ويژه هنگام کانديداتوری رياست جمهوری ,ترديد آفرين و سؤال بر انگيز تر شد, و بيش از هر کس نظرروانشناسان و روانپزشکان را به خود جلب کرد. البته معنای اين سخن اين نيست که بيماری ايشان از آن هنگام آغاز شد, زمينه های بيماری آقای احمدی نژاد را می بايد در سال های پيش از رياست جمهوری اش جستجو کرد . در دوران انتخابات, بربستر زمينه ها ی پيشين , علايم اندک اندک شدت ياقتند .در واقع حضور ايشان در سخنرانی های انتخاباتی , ويژگی های گفتاری و رفتاری ايشان را بر ملا تر کرد . &#8220;پيشگويی&#8221; ايشان مبنی بر اينکه رييس جمهور خواهد شد, آنهم درست در شرايطی که در نظر سنجی ها حدود ۱ در صد از سؤال شوندگان از رياست جمهوری او حمايت می کردند , بروز علايم را هشدارمی داد. پيشگويی ای که درآن پای امام زمان به ميان کشيده شد, و تلاوت &#8221; دعای تعجيل&#8221; برای زمينه سازی ظهور آن حضرت پشتيبان اش بود. بعد ها هم ايشان به معجزات ريز و درشت دورو برشان در زمان انتخابات اشاره داشتند:<br />
&#8221; دولت نهم حاصل نذر و روزه ۱۰۰ روزه مردم يا قرايت صلوات است &#8220;(۲). اما واقعيت اين است که در تحقق اين&#8221; پيشگويی &#8221; تشکل ها و ارگان های سربازان بنام وگمنام امام زمان بيش از خود حضرت ايفای نقش کردند. مريم بهروزی, دبير کل جامعه زينب نيز تاييد کرده است :&#8221; احمدی نژاد فردی تشکيلاتی بوده , کار تشکيلاتی انجام داده, و به نوعی از طريق تشکيلات رييس جمهور شده است &#8220;(۳) , تشکل هايی که &#8221; مدرسه حقانی&#8221; و فرقه مصباحيه وحجتيه و بسيجيان و سپاهيان و مامورين وزارت اطلاعا ت هسته های اصلی اش بودند, که وضو گرفته با تلاوت &#8221; دعای تعجيل&#8221;, و گاه با چند شناسنامه به پای صندوق ها ی رای رفتند.<br />
امروز با توجه به مجموعه ی علايم , چه پيش از رياست جمهوری و چه پس از آن , می توان نشان داد که رييس جمهور حکومت اسلامی , آقای محمود احمدی نژاد مبتلا به بيماری &#8221; اسکيزو افکتيو( نوعی شيزوفرنی يا روان پارگی ), و نارسيسسم ( خود شيفتگی بدخيم)&#8221;( ۴) بوده و هست. من به برخی علايم که به تشخيص کمک می کنند, اشاره می کنم <img src='http://www.top.balatar.com/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> ۵)<br />
۱-  بزرگ نمايی وبزرگ جلوه گری در رفتاروپندار , و خيال آفرينی های عظمت طلبانه :<br />
(Grandiosity in Behavior or Fantasy)<br />
وخامت حال رياست جمهورهنگامی اوج خود را نشان داد که پيرامون سخنرانی اش در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال۱۳۸۴ اظهار نظر کرد , و ماجرای &#8221; هاله نور&#8221; و جذابيت شگفت انگيز و &#8221; ميخ و مات &#8221; کننده اش را ثبت &#8221; تاريخی&#8221; کرد:<br />
سايت&#8221;بازتاب&#8221;, که نظرات آقای محسن رضايی و شرکايش را بازمی تاباند (۶) , اوايل آذر ماه ۱۳۸۴ فيلم کوتاهی را به نمايش گذاشت, که نمايش فيلم ديدار احمدی نژاد با آيت الله جوادی آملی بود.احمدی نژاد دراين ديدار درباره سفرش به نيويورک و سخنرانی در مجمع سازمان ملل گفت:<br />
&#8221; &#8230;..ما به نيويورک که رفته بوديم، قبل از آن‌که برويم خيلی جوسازی بود، تهديد کرده بودند که اگر بيای، دستگيرت می‌کنيم. گفتم: من می‌آيم. گفتند: پس امنيت را برقرار نمی‌کنيم. گفتم: پس حتما آنجا خبری هست که مخالفت می‌کنند. من می‌آيم. خدمت آقا هم عرض کردم، همين را فرمودند، گفتند: حتما بايد اين سفر انجام شود، خودشان آنقدر عليه ما تبليغ کرده بودند که همه گوش‌ها و چشم‌ها را به سمت ما متوجه کرده بودند که اين هیأت کی هست.<br />
وقتی در خيابان‌ها راه می‌رفتيم، به هر ساختمانی می‌رفتيم، همه توجهات به سمت هیأت ايرانی بود، کأنه هيچ کس ديگری نبود. من روز آخری که سخنرانی کردم، تقريبا همه سران بودند يکی از همان جمع به من گفت: «وقتی تو شروع کردی «بسم‌ا..» و «اللهم» را گفتی، من ديدم يک نوری آمد، تو را احاطه کرد و تو تا آخر در يک حصن و حصاری رفتی»؛ اين را من خودم هم احساس کردم که فضا يک دفعه عوض شد و همه حدود بيست‌وهفت، هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند. اين‌که می‌گم مژه نزدند، غلو نمی‌کنم. اغراق نيست، چون نگاه می‌کردم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار يک دستی همه آنان را گرفته بود، آنجا نشانده بود. چشم‌ها و گوش‌هايشان را بازکرده بود که ببينيد از جمهوری اسلامی پيام چيست.&#8221; (۷)<br />
بروز اين نشانه ی آشکار از سوی آقای احمدی نژاد, واکنش هايی را به همراه داشت , اين واکنش ها سبب شدند که آقای احمدی نژاد و حواريون به ناچار به&#8221; تکذيب &#8221; و استراتژی &#8221; دروغ مصلحت آميز&#8221; روی آورند:<br />
&#8220;&#8230;.حجت الاسلام کعبی که در جلسه حضور داشت , هاله نور را تکذيب کرد.همچنين در ادامه با رد شايعات و نقل‌هايی که از اين جلسه پخش می‌شود تأکيد کرد: تنها چيزی که در آن جلسه مطرح نشد، هاله نور و مانند آن بود که همه شايعه و جنگ روانی است، من با آقای الهام هم تماس گرفتم و ايشان گفت من هم اطلاعی ندارم و ما چنين چيزی در آن جلسه نشنيده‌ايم و معلوم نيست اين شايعات از کجا نشأت می‌گيرد و دامن زده می‌شود&#8230;&#8221; (۸)<br />
البته آقای احمدی نژاد در آغاز رياست جمهوری شان نيز نشانه هايی از بيماری بروز داده بودند, برای نمونه ادعا کرده بودند که با امام زمان ارتباط دارند و ميثاقی را ايشان و کابينه شان برای همکاری در اختيار امام زمان قرار داده اند تا امام زمان امضا کند.<br />
&#8221; توهم , هذيان گويی و جنون خود بزرگ بينی&#8221;  در اين حد باقی نماند و به سطح ارتباط با خدا نيز رسيد:<br />
&#8221; &#8230;.. يکی از من پرسيد فلانی می گويند تو ارتباط داری, گفتم بله دارم , پرسيد واقعا&#8221; ارتباط داری؟ با چه کسی؟ و من گفتم با خدا ارتباط دارم&#8230;&#8230;&#8230;.مگر حتما&#8221; بايد در اين قرن از دل کوه شتر بيرون بيايد تا دوستان قبول کنند معجزه را. مگر همين انقلاب معجزه نبود؟ مگر امام (ره) معجزه نبود؟ &#8220;(۹)<br />
&#8220;&#8230;..اين رييس جمهور امريکاهم مثل ماست . يعنی به ايشان هم الهام می شود&#8230;.. ( البته )الهام از نوع شيطانی اش , شيطان به رييس جمهور امريکا الهام می کند&#8230;&#8230;.&#8221; (۱۰)<br />
پس از چندی اطرافيان &#8221; مات و مبهوت &#8221; ايشان خواستند که رياست جمهور با خبرنگاران ترک مصاحبه کند چرا که می پنداشتند :&#8221;&#8230;.. شما را در ترکيه دوست دارند و بيل بوردهای شما را کنار کوفی عنان می گذارند&#8230;&#8230;&#8230; &#8221; و ايشان پاسخ می دهند : &#8221; &#8230;.. , همه من را دوست دارند&#8221;.<br />
و کم نيستند اين دست &#8221; فرمايشات &#8221; : &#8221; دنيا دارد به سرعت احمدی نژادی می شود&#8221; , حتی &#8221; مردم امريکا از من تقاضا کردند با آن ها صحبت کنم &#8221;<br />
کار اين خود شيفتگی و گسست از واقعيت به جايی رسيد که به طنز طعنه می زد: ايشان در رابطه با سفرهای استانی شان گفتند: &#8221; اين سفر های استانی روی رهبران دنيا نيز تاثير داشته و گاهی که ما تماس می گيريم , می گويند به سفر های دوره ای يا استانی رفته است ..&#8221; (۱۱) , يعنی رييس جمهور فقيد امريکا , جان. اف . کندی هم که اهل سفر های استانی بود, ازآقای احمدی نژاد يادگرفته بود !</p>
<p>۲- انکار ( Denial) از علايمی ست که در اين دوره از بيماری ايشان بروز چشمگيری داشت. يک نمونه اش را در رابطه با ماجرای &#8221; هاله نور&#8221; درمصاحبه با مايک والاس از شبکه تلويزيونی CBS شاهد بوديم. والاس از احمدی نژاد پرسيد:&#8221; اين درست است که شما گفته ايد در هنگام سخنرانی در اجلاس سازمان ملل هاله نوری آمد وشما را احاطه کرد و&#8230;.؟&#8221; , آقای رييس جمهور حکومت اسلامی گفتن چنين حرفی را, که ضبط<br />
ويديويی  نيزشده است ,  انکار کردند وگفتند &#8221; اين موضوع را در روزنامه ها خواندند&#8221;.</p>
<p>۳ &#8211; پراهميت پنداشتن خود, خود بزرگ انگاری وغلو کردن در توانايی ,<br />
(Grandiose sense of self- importance and Self- aggrandizement)<br />
اين نشانه ها ازعلايم &#8220;خود شيفتگی بد خيم &#8221; است که جناب احمدی نژاد حامل آن هاست .ايشان درآستانه رياست جمهوری شان ادعا کردند که :<br />
&#8221; آزادی حقوق شهروندی موجود در کشورما درهيچ کجای دنيا به اين اندازه نيست.&#8221;(۱۲)<br />
&#8221; نظام جمهوری اسلامی ايران مترقی ترين نظام حکومتی درجهان است .&#8221;(۱۳)<br />
&#8221; اين طور نيست که انقلاتی کرديم و حالا به  نوبت حکومت کنيم مثل حکومت های ديگر, خير! اين انقلاب می خواهد به حکومت جهانی برسد&#8221;(۱۴)<br />
&#8220;&#8230;..در ادامه همان سفربه جزيره بالی وارد شديم&#8230;.در اين ميان تعدادی زيادی ازدانشجويان هندو به ديدار ما آمدند . آنها فرياد می زدند Ahmadinejad we love you ( احمدی نژاد ما عاشق تو هستيم). اين وضعيت را ما يک ماه بعد در کشور چين هم داشتيم. جايی که دانشجويان نيمه شب به ديدار ما آمدند و برنامه ريزی کردند و سازماندهی کردندو ابراز علاقه به ما می کردند&#8230;..&#8221;(۱۵)&#8221; &#8230; در امريکا دانش آموزان امريکايی می گفتند اينجا نمی گذارند ما صدای شما را بشنويم . اين دانش آموزان به من شماره تلفن هايشان را دادند و گفتند شما زنگ بزنيد ما صدايتان را پشت بلند گوی مدرسه می گذاريم تا همه بفهمند شما جه می گوييد&#8230;..&#8221; (۱۶)<br />
&#8220;&#8230;.در جريان سفر به آمريکا نيز وضعيت همين بود. آنجا از طرف دانشگاه کلمبيا مدام به ما فشار می‌آوردند که می‌خواهيم يک بحث علمی با شما در دانشگاه داشته باشيم. من ابتدا مخالفت می‌کردم چون مجبور بوديم يک روز بيشتر بمانيم و بر همين اساس می‌گفتم به دليل مشغوليت فراوان نمی‌توانيم بياييم. منتها بعد از ورود ما به آمريکا، ديگر از طرف دانشگاه آمدند و گفتند شما حتماً بياييد. خلاصه ما قبول کرديم. ولی من همان موقع به اطرافيان گفتم که دولت آمريکا اجازه نخواهد داد اين جلسه برگزار شود چرا که سخنان ما همه چيز آنها را به هم خواهد ريخت. بعد هم ديديد که اجازه ندادند و گفتند نمی‌توانيم امنيت دانشگاه را تأمين کنيم &#8230;.&#8221;(۱۷)<br />
&#8221; &#8230;چندی پيش که به نيويورک رفته بودم، جاهايی که ماشين آهسته‌تر می‌رفت، جوانان آمريکايی که مرا می‌شناختند با ديدنم دست‌های‌شان را مشت می‌کردند. &#8220;(۱۸).<br />
«&#8230;ايران به سرعت در حال اضافه کردن به چرخه‌های سوخت اتمی است تا بتواند به کشور صادر کننده سوخت هسته‌ای تبديل شود&#8230; پيشرفت در مسير هسته‌ای به منزله حرکت قطاری است که فاقد دنده عقب و ترمز است اما فرمان و هدايت آن در دستان انسان‌های صالح است &#8221; (۱۹)<br />
&#8221; از تمام دنيا برای حل مشکلات شان با ما تماس می گيرند و می خواهند تا ما به وسيله دانشمندانمان مشکلات آن ها را حل کنيم و اين مساله باعث شده است تا نظام های استکباری از اين امر عصبانی با شند.&#8221;(۲۰)<br />
&#8220;&#8230;&#8230;رئيس جمهور فقر ، فساد و تبعيض را پايان انديشه های مادی غرب خواند و گفت: امروز دنيا از وضع موجود بشدت خسته شده و بدنبال الگوی جديدی می گردد و تنها جايی که می تواند اين الگو را در مقابل<br />
جهانيان قرار دهد ايران است و اين يک احساس مسئوليت است. (۲۱)<br />
&#8220;&#8230; هرجا می‌رويم نام ايران می‌درخشد. چشم ملت‌ها به ايران است&#8230; روزانه ده‌ها هزار نامه از سراسر جهان پيش من می‌آيد که در آنها اقشار مختلف سراسر جهان ضمن بيان وضعيت نامناسب خود از ما می‌خواهند که ايران مقتدر بماند و روزی بتواند آنها را هم از دست طاغوتيان نجات دهد&#8230; مردم جهان از ما می خواهند که<br />
نجاتشان دهيم&#8221;.(۲۲)<br />
و بديهی ست که گسست او از واقعيت نيز در حدی باشد که نفهمد در ميان مردمی اين سخن را بر زبان می آورد که به گفته ی خود آقای رييس جمهور از دسترسی به آب آشاميدنی سالم محروم هستند. ( ۲۳)<br />
توهم ها ی آقای رييس جمهوربه حدی پيشرفته شد که گمان کرد, و بيان کرد که : &#8221; ملت ايران در آينده نزديک به قدرت بلا منازع جهان&#8221; تبديل خواهد شد و يا در مورد تهديد های امريکا بر اين نظر بود که:<br />
&#8220;&#8230;.آن‌ها که هميشه در دنيا دم از جنگ می ‌زدند امروز در مقابل ايران جا زده ‌اند و جرات نمی ‌کنند از اين حرف‌ها بزنند&#8230;.&#8221;(۲۴)</p>
<p>(Lack of Empathy) ۴- فقدان يکدلی ,همدلی وقلب واقعيت برای اثبات خود<br />
ويژگی های انديشگی و کردارآ قای احمدی نژاد دررابطه بادگرانديشان سياسی و اقليت های مذهبی , به ويژه يهودی ها و بهايی ها پوشيده نيست . انتصاب مصطفی پورمحمدی به عنوان وزير کشور و محسنی اژه ای به عنوان وزيراطلاعات, که هر دو از آمران و عاملان قتل عام زندانيان سياسی و عقيدتی وکشتار دگرانديشان هستند, و نيز مشاوری چون روح الله حسينيان , که با افتخار گفته است &#8221; زمانی قاتل بوده است &#8221; روشنگر اين واقعيت است.<br />
تبليع وخواست&#8221; محو کشوراسراييل از روی کره زمين&#8221; نيز نمونه ديگری ست . در کناراين&#8221;خود شيفتگی&#8221; و برتری طلبی مذهبی ,انکار وا قعيت &#8221; هولوکاست&#8221; , يعنی کشتار ميليون ها يهودی در خلال جنگ جهانی دوم, حکايتی بود.!<br />
&#8220;&#8230;رئيس جمهور کشورمان با اشاره به اينکه آمريکايی‌ها به دنبال خاورميانه جديد هستند، متذکر شد: ما هم بر اين عقيده‌ايم که خاورميانه جديد حتما محقق خواهد شد البته بدون اسراييل&#8230;.&#8221; (۲۵)<br />
احمدی نژاد با اين دست اظهار نظرها خود را به &#8220;سوسيال نازيست ها&#8221; , نه فقط در عرصه اجتماعی و سياسی, درعرصه خودشيفتگی نژادی نيز نزديک تر کرده است.<br />
به اين ترتيب آقای احمدی نژاد ضمن اينکه درک خود را از دموکراسی نشان می دهد , ابايی ندارد که بگويد حتی خودی ها و ولی نعمت های اش را هم تحمل نمی کند : &#8220;&#8230;&#8230; رييس‌جمهوری پنجشنبه در سخنانی احزاب کشور را متهم به باج‌گيری و زياده‌ طلبی کرد. احمدی‌نژاد در همايش طلاب مبلغ ماه رمضان با تاکيد بر اين‌که يکی از مهم‌ترين کارهای دولت آزادسازی بوده است، گفت: «يکی از آزادسازی‌های دولت اين بود که نظام اجرايی کشور را از قيد مطالبات پايان‌ناپذير احزاب رها کرد، اين دولت هيچ نيازی به حزب ندارد و من يک ريال هم به آن‌ها باج نداده و تا آخر هم نخواهم داد، دولت تلاش کرده تا مردم را از اسارت عده‌ای که خود را مالک اين مردم می‌دانند رها کند.» اين اظهار نظرحتی صدای خودی ها يی مثل &#8221; حزب موتلفه&#8221; را در آورد .(۲۶)<br />
قلب واقعيت ها, چهره ی ديگر آقای رييس جمهور&#8221; پندار باف و عظمت طلب&#8221; را بر ملا می سازد : و دروغگويی , حتی نوع &#8221; غير مصلحت آميزش &#8221; به نا همدلی های ايشان اضافه شد!. در شرايطی که رييس دولت &#8221; امام زمان &#8221; می داند که در اسلام &#8221; دروغگو دشمن خدا&#8221; ست, اما &#8221; مثل ريگ &#8221; دروغ می گويد. برای نمونه , ايشان در دوره ی مبارزات انتخاباتی برای رياست جمهوری گفت:<br />
«&#8230;. من مخالف رانت‌خواری و استيلای خانوادگی بر ثروت کشور هستم. من دست مافيای قدرت و قبيله را از نفت کوتاه خواهم کرد و جانم را به پای آن خواهم گذاشت. نفت بايد بر سر سفره‌های مردم باشد. بحث بر سر بی‌عدالتی، تخريب کرامت انسان‌ها و توسعه فقر و فساد است. بياييد در اين موارد گفت‌وگو کنيم. حرف‌های من خيلی روشن است. اگر در کانديدای خود نکات مثبتی می‌بينيد ما دست‌بوس و مخلص هستيم.»(۲۷)<br />
ونيز طوری وانمود کرد که به آزادی های فردی و اجتماعی , و به ويژه  آزادی پوشش زنان و مردان درايران وفادار خواهد ماند.<br />
&#8220;&#8230;&#8230;..واقعا&#8221; مشکل ما اينه که مدل موی بچه ها چه جوری باشه ؟&#8230;..واقعا&#8221; مشکل ما اينه که مردم جه لباسی بپوشند؟&#8230;&#8230;.&#8221; (۲۸)&#8230;.و ده ها وعده و وعيد ديگر.<br />
اما آقای رييس جمهور در عمل خلاف گفته های اش را پيش برد.اين گوشه ای از شکواييه ی کسی ست که به آقای رييس جمهور اعتماد کرده و به ايشان رای داده بود:<br />
&#8220;&#8230;&#8230;به محرمی که اين روزها وارد آن شده‌ايم قسم که من به شما رأی داده‌ام، اما خدا خدا می‌کنم که دست‌های غيبی اين بار عليه شما به کار افتند و مقدمات سؤال از شما را در مجلس فراهم آورند، البته نه برای برکناری شما، تا شايد تلنگری بخوريد و از کارهای غيرمبنايی و کارشناسی‌نشده بپرهيزيد.<br />
با اين وضعيت لجام‌گسيخته گرانی‌ها از چند ماه ديگر بنزين هم سهيمه‌بندی می‌شود، آن وقت است که بايد نشست و عدالت به روش شما را تحليل کرد. نه اين‌که سهميه‌ بندی بد است، اما با برنامه‌هايی که شما در گذشته از خود نشان داده‌‌ايد و در وضعيت عادی، اجناس دو برابر معمول رشد قيمت داشته‌اند، يقين بدانيد که ما و ديگر مردم بايد کوچ کرده به کوه و کمر برويم، آن وقت شما بمانيد و آقای چاوز و مورلس و اورتگا.<br />
با سفر به آمريکای جنوبی‌تان که موجب تأخير يک ماهه در ارايه بودجه به مجلس شد، ميزان اهتمامتان را به مقوله اقتصادی و معيشتی مردم ديدم. خدا سال آينده را به خير کند. چون «سالی که نکوست، از بهارش پيداست»(۲۹) و&#8230;&#8230;<br />
و يا با پندار بافی های اش واقعيت را واژگونه می نماياند , ايشان درپاسخ به سوال خبرنگار شبکه NRC هلند درخصوص ميزان آزادی در ايران گفت : &#8221; &#8230;. در ايران آزادی کامل و مطلق وجود دارد و همه شخصيت‌ها و گروه‌ها می‌توانند آزادانه نظر خود را اعلام کنند&#8230;.&#8221;(۳۰)<br />
که  با گذر زمان ميزان&#8221; دروغ های مصلحت آميز و غير مصلحت آميز&#8221;و بزرگنمايی ها ی دور از واقعيت ايشان  حيرت انگيزتر شده اند :<br />
&#8220;&#8230;..امروز ملت ايران حتی در بين يهوديها ,بودايی ها و مسيحی ها جزو عزيز ترين ملت هاست &#8220;(۳۱)<br />
&#8220;&#8230;.. بيش از ۲ ميليارد جمعيت از دست يابی ايران به انرژی هسته ای خوشحال شده و جشن گرفتند&#8230;..&#8221;(۳۲)</p>
<p>(Need to Admiration)۵- نياز به ستايش<br />
نياز به ستايش دراحمدی نژاد درغالب يک&#8221; فروتنی دروغين&#8221; ,&#8221; لات منشانه&#8221; و &#8221; الفقرالفخری&#8221; ازسويی , و خيال آفرينی کاذب و&#8221;مذهبی&#8221; از سوی ديگرجلوه گری می کند. ماجرای سخنرانی و ديدارهای روان پريشانه ی ايشان درنيويورک , و روابط شان با امام زمان و خدا نمونه اند.<br />
اين نياز آقای احمدی نژاد تا آن حد است که عکاسی را فرا بخواند تا از ايشان در حالت چهار زانو نشسته پای سفره ی نان و پنيری فقيرانه , و يا خوابيدن روی زمين , عکس بگيرد و به سراسر جهان ارسال کند.<br />
احمدی نژاد خود را نماد نيکی , خير, مهر و عدالت می پندارد , و به همين دليل نيز قابل ستايش. ايشان هر آن کس که با اوست مهرورز و عدالت جو می داند , و الباقی راکسانی که چيزی از مهر و عدالت نمی دانند:<br />
&#8220;&#8230;&#8230;.احمدی نژاد که در کنگره نهايی پرسش مهر سخن می گفت، به پرونده اتمی ايران اشاره کرد و گفت: اروپايی ها دارند موضعشان را درست می کنند و شرقی ها هم که از قبل موضعشان مشخص بود، غير متعهدها هم از قبل با ما بودند،<br />
فقط يکی دو تا از اين کشورها مانده اند که آنها هم چيزی از مهرورزی و عدالت نمی دانند&#8221;.(۳۳)</p>
<p>۶- اختلالات خلق و خويی ( مانيک- دپرسيوsivseprDe Manic ) نيز در ايشان ديده شده است . نا آرامی و قدم زدن به هنگام بر گزاری جلسات , تند خويی , پرخاشگری , فحاشی و فرياد زدن از سويی و ساکت و خجول و کم حرف بودن از سويی ديگر شمه هايی از اين اختلالا ت است (۳۴) .از ميان علايم اختلالات خلق وخويی , وشخصيتی ,آنگونه که اطرافيان شان نيز گفته اند بر شدت بی تابی ايشان ( Agitation) نيزافزوده شده است.<br />
۷- فرافکنی( projection )<br />
ناديده پنداشتن ضعف ها و خطا های خود و فرافکندن آن ها بر ديگران از ديگر نشانه ها و ويژگی های آقای احمدی نژاد است. برای نمونه:<br />
آقای احمدی نژاد رهبران حکومت امريکا را جبار و ظالم می داند , و از آن ها می خواهد که&#8221; تواب&#8221; شوند و به راه ايشان گام بگذارند (۳۵) . او می خواهد &#8221; پنجره ای به سوی نور&#8221; برای آن ها باز کند. اين برون فکنی و فرافکنی ظلم و جباريت از سوی رييس جمهوريک حکومت ظالم و جبار, ازعلايم بيماری های مورد اشاره است . آقای رييس جمهور با اين برون فکنی می خواهد قلب واقعيت کند و بزرگ ترين دروغ اش را بر زبان آورد و بگويد : &#8221; من و حکومت اسلامی ظالم و جبار نيستيم , ديگران ظالم و جبارند&#8221; !!</p>
<p><em>&#8230;ادامه دارد</em></p>
<p>*********<br />
<strong>زيرنويس :</strong><br />
۱ &#8211; احمدی نژاد : بيماری که خود از روانپريشی خويش بی خبر است, نظر يکی از روانپزشکان برجسته داخل کشور, سايت ايرانيان, اول دسامبر۲۰۰۵<br />
۲-سخنرانی احمدی نژاد, دوشنبه ۲۹ آبانماه ۱۳۸۵<br />
۳-مريم بهروزی, دبير کل جامعه زينب, ۲۶ مرداد ماه ۱۳۸۵, آفتاب<br />
۴- بيماری روانی&#8221; خود شيفتگی&#8221; يا &#8221; نارسيسم&#8221; نوعی اختلال ونابسامانی شخصيت است Disorder Personality ).&#8221; نارسيس&#8221; در افسانه های يونان جوان زيبايی ست که با ديدن تصوير خود درآ ب ستايشگر,عاشق وشيفته ی خود می شود, تلاش اواما برای د ست يابی به معشوق اش , يعنی بازتاب چهره ی زيبايش درآ ب , به جايی نمی رسد و نقش برآب می شود. سرانجام اين جوان زيبا تغييرشکل می يابد و به گل نرگس تبديل می شود.<br />
خود شيفتگی در مواردی طبيعی ست( به ويژه درکودکان)  اما نوع بيماری زايش  می تواند&#8221; خوش خيم&#8221; و يا &#8221; بد خيم&#8221; باشد.<br />
در کنار عوامل فيزيکی( بدنی) و بهم ريختگی تعادل Biochemical بدن , که درهر بيماری روانی می تواند ازعلل بيماری باشد, قدرت , پول , مورد ستايش و توجه قرار گرفتن, زيبايی و حس&#8221; خود ويژه&#8221; بودن در بروز اين بيماری نقش ايفا می کند.<br />
به همين خاطر است که نوع بدخيم اين بيماری از جمله بيماری های شايع در ميان رهبران سياسی , سياستمداران وهنرمندان است. تجربه زندگی نشان داده است که بسياری از اين بيماران نه به گل نرگس که به داسی برای دروی زيبا ترين گل ها بدل شده اند.<br />
تصور می شد که نارسيست ها می بايد زيبا رو و خوش اندام باشند اما واقعيت غير از اين است, که می بينيد. از مطرح ترين نارسيست ها در عالم سياست می توان به ژنرال پتن( Patton) , ژنرال مک آرتور و ميلوسويچ اشاره کرد. از بيل کلينتون نيز به عنوان يک نارسيست&#8221; خوش خيم&#8221; نام برده اند. نارسيست ها چنان خود را فدرتمند می پندارند که تصور نميکنند کسی قادر به کشف خطا هايشان باشد. ما جرا های سکسی آفای کلينتون , از برجسته ترين و محبوب ترين رهبران سياسی در امريکا, به ويژه ماجرای داخل کاخ سفيد! از اين زاويه آب می<br />
خورد ند. در ميان هنرمندان غيروطنی نيز&#8221; رابرت گراهام &#8221; يک  نمونه نارسيست ناب است.<br />
۵- در باره ی  آقای احمدی نژاد  می توانيد به برخی از مقاله ی من مراجعه کنيد:<br />
- مسعود نقره کار , آقای احمدی نژاد و بيماری روانی&#8221; خود شيفتگی&#8221; , سايت گويا  ژانويه ۲۰۰۶<br />
- مسعود نقره کار, احمدی نژاد و بوش: معجزه های هزاره سوم , سايت عصر نو , ماه مه ۲۰۰۶<br />
- مسعود نقره کار : حال آقای رييس جمهور وخيم تر می شود &#8221; ( سايت اخبار روز- ۲۸ اکتبر )۲۰۰۶<br />
- مسعود نقره کار : &#8220;توهم ها و هذيان های پيشرونده&#8221; يک رييس جمهور , سايت اخبار روز , سال ۱۳۸۵<br />
- مسعود نقره کار : در باره ی&#8221; جذابيت &#8220;های آقای احمدی نژاد ,  سايت گويا , پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۸۶<br />
- مسعود نقره کار : &#8221; ديکتاتور حقير&#8221; و&#8221; تحقير ملی &#8221; , سايت گويا , يکشنبه ۸ مهر ماه ۱۳۸۶<br />
۶- تارنمای بازتاب  با تغيير نام به تارنمای&#8221; تابناک&#8221; به کار خود مشغول است.<br />
۷- سايت بازتاب , ۶ آذر ۱۳۸۴.  و ر.ک به شهروند , شماره ۷۵۰ ۱۱ آذر ۱۳۸۴<br />
۸- خبرگزاری رسا ,  تارنمای بازتاب ۱۴ آذر۱۳۸۴<br />
۹و۱۰- نقل از نشريه آفتاب _ اخبار روز, يکشنبه ۲۳ مهر ماه ۱۳۸۵- ۱۵ اکتبر ۲۰۰۶<br />
۱۱- احمدی نژاد در نشست خبری با حضور خبرنگار رسانه ها , سه شنبه ۲۳ آبان ماه ۱۳۸۵<br />
۱۲- گويا نيوز , ۳ ارديتهشت ۱۳۸۴<br />
۱۳ &#8211; پنجشنبه۲۵ فروردين۱۳۸۴- سخنرانی در مسجد ابوالفضل بوشهر<br />
۱۴- انصار نيوز , دوشنبه , ۳۰ خرداد<br />
۱۵و۱۶ و ۱۷ – ر. ک به منبع شماره ۹ و ۱۰<br />
۱۸- مصاحبه احمدی نژاد با شبکه جهانی جام‌جم: درايران امکان ديکتاتوری وجود ندارد، ايسنا / گويا و دوشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۸۶<br />
۱۹- مصاحبه ی رسانه ای احمدی نژاد , به نقل از بازتاب ,  ۵ خرداد۱۳۸۵<br />
۲۰&#8211; سخنرانی در ايلام  و سيستان و بلوچستان, ايلنا , آذر ماه ۱۳۸۴<br />
و معنای &#8221; تمام دنيا &#8220;را از همين گزارش می توان در يافت : &#8220;&#8230;.. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در طول دو سال گذشته دکتر احمدی‌نژاد به ۳۵ کشور خارجی سفر کرده که در اين ميان جمهوری آذربايجان و ترکمنستان سه بار، عربستان سعودی، ونزوئلا، مالزی و سوريه دو بار، کشورهايی بوده‌اند که احمدی‌نژاد بيشترين سفر را به آنها داشته است.<br />
ارمنستان، قزاقستان، قرقيزستان، افغانستان، الجزاير، ‌بلاروس، کويت، عمان، امارات، قطر، اندونزی، چين، سنگال، گامبيا، کوبا، نيکاراگوئه و اکوادور ديگر کشورهايی بوده‌اند که احمدی‌نژاد به آنها سفر کرده است.<br />
دکتر احمدی‌نژاد با انجام ۳۵ سفر خارجی در کمتر از دو سال، رکورددار سفرهای خارجی در ميان رؤسای<br />
جمهور شد. ( سايت بازتاب ۱۱ شهريور۱۳۸۶)<br />
۲۱- احمدی نژاد در امارات متحده , بازتاب , ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶<br />
۲۲- گفت و گوی احمدی نژاد با خبرنگاران در پايان سفر ش به خوزستان, امروز, ۴ بهمن ۱۳۸۵<br />
۲۳- سخنرانی در ورزشگاه بخش قرچک , دوشنبه ۸ آبان ماه ۱۳۸۵ ( فارس نيوز, دوشنبه ۹ ابان ۱۳۸۵)<br />
۲۴- احمدی نژاد هنگام تقديم لايحه بودجه به مجلس , ۲۱ ژانويه ۲۰۰۷( اول بهمن ماه ۱۳۸۵)<br />
۲۵- به گزارش فارس, بازتاب ,۱۲ مرداد۱۳۸۶<br />
۲۶- به گزارش فارس , تارنمای بازتاب  شهريور ۱۳۸۶<br />
۲۷- خبرگزاری ايسنا  , ۳۰ خرداد ۱۳۸۴<br />
۲۸- از پيام های تبليغاتی احمدی نژاد , خرداد۱۳۸۴<br />
۲۹- پيام احمدی نژاد برای سفره های خالی, بازتاب ۲ بهمن ۱۳۸۵<br />
۳۰- مصاحبه ی رسانه ای محمود احمدی نژاد , ۶ شهريور ۱۳۸۶<br />
۳۱- سايت&#8221; گويا&#8221; , اول تير ماه ۱۳۸۵<br />
۳۲-احمدی نژاد در جمع مردم شهرستان زرنديه , پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۵<br />
۳۳- گزارش واحد مرکزی خبر وابسته به راديو و تلويزيون دولتی ايران , راديو فردا, ۱۸ شهريور ۱۳۸۶<br />
۳۴- احمدی نژاد : بيماری که خود از روانپريشی خويش بی خبر است, نظر يکی از روانپزشکان برجسته داخل<br />
کشور, سايت ايرانيان, اول دسامبر۲۰۰۵<br />
۳۵- نامه احمدی نژاد به بوش , و به مردم امريکا, ۸ آذر ماه ۱</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=147</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>با آقاي خامنه اي در زندان شاه</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=135</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=135#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 15 Feb 2008 00:01:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=135</guid>
		<description><![CDATA[iخاطره از هوشنگ اسدی .
خبر ديدار آقاي خامنه اي را از &#8220;موزه عبرت&#8221; خواندم که نام جديد کميته مشترک است. بي اختيار به چنين روزهائي در 33 سال پيش برگشتم که هر دو در اين زندان مخوف هم سلول بوديم و شرح مفصلش را در کتاب خاطراتم نوشته ام که اميدوارم به زودي منتشر شود.
نگهبان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>iخاطره از هوشنگ اسدی .<br />
خبر ديدار آقاي خامنه اي را از &#8220;موزه عبرت&#8221; خواندم که نام جديد کميته مشترک است. بي اختيار به چنين روزهائي در 33 سال پيش برگشتم که هر دو در اين زندان مخوف هم سلول بوديم و شرح مفصلش را در کتاب خاطراتم نوشته ام که اميدوارم به زودي منتشر شود.</p>
<p>نگهبان مرا به داخل هدايت کرد و در را محکم بست. وقتي بلند شدم، کتم را برداشتم و عينکم را زدم. مرد خيلي لاغري که ريش سياه بلندي داشت و عينک به چشم، را ديدم که روي کپه پتوهاي سياه نشسته بود. از عمامه اي که با پيراهن لباس زندان براي خودش درست کرده بود، فهميدم آخوند است. او با ديدن من برخاست و با لبخند شيريني خوش آمد گفت. دستش را جلو آورد و اسمش را گفت:<br />
- سيد علي خامنه اي&#8230;</p>
<p>اولين بار در زندگي بود که با يک آخوند از نزديک برخورد مي کردم. آخوند براي من بالاي منبر بود و با ذهنيتي که هزاران سال نوري از من فاصله داشت. کافر بالقوه وجود من نمي دانم از کجاي تاريخ در من خانه کرده بود و نسب به کدامين ژن در اجدادم مي برد.</p>
<p>دستم را دراز کردم و بي اراده گفتم:<br />
- من چپي هستم&#8230; اسمم هم&#8230;<br />
هم سلولي جديد من خنده شيريني کرد و مرا کنارش روي پتوها نشاند. حالا که شرح زندگيش را روي اينترنت مي خوانم، مي فهمم که درست ده سال از من بزرگ تر است. در آن موقع من وارد بيست و پنج سالگي شده بودم. و او 35 سالگي را پشت سر مي گذاشت. 32 سال پيش.</p>
<p>سر و صدا که خوابيد پتوها را تقسيم کرديم. هر کسي 2 پتو بيشتر نداشت، يکي براي رو و يکي براي زير. نمي دانم چرا اين همه پتو در آن سلول جمع شده بود. هر کدام بقول آقاي خامنه اي صاحب بارگاهي شديم که خيلي زود آن ها را از دست داديم. وقتي به دستشويي مي رفتيم، نگهبان ها &#8220;اضافي&#8221; ها را بردند. نگهبان ها بيشتر سرباز بودند و مرتب عوض مي شدند، چند تايي هم نگهبان دايم داشتيم. آقاي خامنه اي با طنزي که در کلامش جاري بود و با خنده دايمي اش مي آميخت، هر کدام از آنها را نامي داده بود:<br />
- سگ باد اول<br />
- سگ باد دوم</p>
<p>ايام طولاني و سرد را به حرف زدن مي گذرانديم. وقتي نوبت دستشويي مي رسيد، آقاي خامنه اي پيراهن زندان را به صورت عمامه بر سرش محکم مي کرد. بيشتر نگهبان ها که شايد دستوري را اجرا مي کردند، آن را از سرش مي گرفتند و با توهين از سلول بيرونش مي بردند. يک بار هم سگ باد اول موهايش را گرفت و کشان کشان تمام طول راهرو را برد. او در دستشويي وضو مي ساخت، سخت با اخلاص. اغلب، و هميشه غروب ها، رو به پنجره بلند مي ايستاد. زير لب قرآن تلاوت مي کرد، نماز مي خواند و بعد هاي هاي مي گريست، طولاني و تلخ. يک پارچه در خدا گم مي شد. در اين رفتار روحانيتي بود که بر دل مي نشست. هر وقت اندوه بر من غلبه مي کرد و گوشه اي کز مي کردم، صدايم مي زد:<br />
- هوشنگ پاشو به گردش برويم&#8230;.</p>
<p>در اين گردش هاي هر روز آن قدر طول يک متري سلول را مي رفتيم و مي آمديم که خسته مي شديم. گاه اين گردش در بلوار کشاورز تهران اتفاق مي افتاد، زماني به طرف شانديز مي رفتيم. من از کودکيم، خانواده ام و کار روزنامه نگاري مي گفتم. او هم بيشتر از خانواده.</p>
<p>من، شب آخر بزرگ ترين عشق زندگيم را واگذاشته و براي هميشه آمده بودم. هنوز نمي دانستم که او کمي بعد از دستگيري من براي ادامه تحصيل به انگلستان رفته است. اما برايم ديگر عشقي بر باد رفته بود. وقتي از او گفتم، هم سلولي ام به سخن آمد. ماجراي آشنايي عاشقانه و ازدواجش با همسرش را تعريف کرد. از آن بلوار بزرگي گفت که روزي در پاي درختي و کنار چشمه اي بر آن سفره گشاده نان و سبزي، قصدش را از ازدوج گفته بود. در آن زمان دو پسر داشت، گمانم مصطفي و احمد. خيلي زودتر از زود، محبتي غريب بين اين چپي جوان ساده دل و آن عاقله مرد کار کشته سياست به وجود آمد.</p>
<p>من نمي دانستم اين محبت را چگونه تفسير کنم و آقاي خامنه اي يک بار به من گفت:<br />
- در قلب تو حضور خدا را مي بينم&#8230;</p>
<p>هنوز هم که سال هاي دراز از ان روزها مي گذرد و من تبعيدي &#8220;در غربت&#8221; هستم و آقاي خامنه اي د رمقام &#8221; ولايت&#8221; آن روزهاي مهرباني از دلم نرفته است. آنچه را در باره نقش او در سياست مي گويند، عقلم مي پذيرد و احساسم رد مي کند.</p>
<p>علاقه و آشنايي من به ادبيات و به ويژه شعر زمينه مناسبي براي صحبت هاي طولاني بود و در آنجا متوجه شدم او تسلط خاصي به ادبيات امروز و به ويژه شعر دارد. هر چند از اينکه فروغ و شاملو را دوست نداشت، دلگير بودم. اما در علاقه عاشقانه اش به اخوان و سايه همراه مي شدم. هدايت را هم دوست نمي داشت و من که عاشق هدايت بودم، مي کوشيدم قانعش کنم. از من مي خواست داستان هايي را که نخوانده بود برايش بگويم يا شعرهايي را که آن زمان حفط بودم، تکرار کنم. خود اوهم تعداد زيادي شعر از حفظ داشت.</p>
<p>گاه هم مي شد که سرودهاي انقلابي را که در زندان اهواز ياد گرفته بودم، مي خواندم و او با لذت گوش مي داد. بچه ها روي ترانه &#8220;بار ديگر ساقي ميخواران&#8221; که ويگن خوانده بود، براي شانزده آذر سرودي ساخته بودند: &#8220;بار ديگر شانزدهم آذر&#8230;&#8221; اقاي خامنه اي به سرود گوش مي داد و وقتي به شوخي ترانه اصلي را مي خواندم، مي خنديد و مي خواست که آن را نخوانم.</p>
<p>چند بار هم درس روزنامه نگاري گذاشتم و آنچه را مي دانستم به صورت تئوريک بيان کردم. با علاقه گوش مي داد و سوال هاي دقيقي مطرح مي کرد. يکي از آموزش هاي من اين بود:<br />
- به تيترها توجه نکنيد، در داخل مطالب دنبال حرف هايي بگرديد که به شکل هاي گوناگون زده مي شود&#8230;.</p>
<p>به دقت گوش مي کرد و &#8220;سفيد خواني&#8221; را مي آموخت. سخت دلبند سيگار بود. هر زنداني روزي يک نخ سيگار داشت. من سيگاري نبودم و سيگارم را به او مي دادم. دو سيگار را با دقت به شش قسمت تقسيم مي کرد و هر بار يکي از آنها را با لذت تمام آتش مي زد.</p>
<p>گاه جوک هم مي گفتيم. شوخي هاي لطيف را برمي تابيد و با صداي بلند مي خنديد. يک بار هم سگ دوم، صداي خنده ما را شنيد. در سلول را باز کرد و هر کدام چکي نصيب مان شد. اما شوخي هايي را که کمي &#8220;خاکي&#8221; مي رفت، برنمي تابيد و رو ترش مي کرد. و من گاهي به عمد شوخي هايي تعريف مي کردم که از لطافت خارج مي شد. مرز اين لطافت ورود به مسائل جنسي بود. چند بار هم، آقاي خامنه اي برايم لطيفه گفت و خاطره&#8230;</p>
<p>سلول انفرادي که ما دو نفر در آن بوديم، يک ماهي را در اين فضا پشت سر گذاشت. يکي دو بار آقاي خامنه اي را براي بازجويي بردند و يک بار هم مرا صدا زدند.</p>
<p>نيمه شبي در سلول باز شد و کسي را به درون انداختند. جوان کوچک اندامي بود که پاهايش آش و لاش بود. جايي برايش درست کرديم. هر چه مي پرسيديم، جواب نمي داند و فقط فرياد مي زد. تا صبح بيدار مانديم و از اولين نگهباني که براي دستشويي ما را مي برد، کمک خواستيم. هيچ توجهي نکرد. جوان را کشان کشان تا دستشويي برديم و برگردانديم. تا عصر آن روز هر چه در زديم و نگهبان را خواستيم، کسي جواب نداد. سرانجام يک نفر آمد و در را باز کرد. آقاي خامنه اي گفت:<br />
- اين دارد مي ميرد&#8230;</p>
<p>نگهبان نگاهي به جوان انداخت و گفت:<br />
- به جهنم&#8230;</p>
<p>و رفت. يادم نيست سرانجام کي آمدند، او را بردند و با همان پاهاي باندپيچي شده برگرداندند. بعدها که چند کلمه حرف زد، فهميديم &#8221; ساسان&#8221; از هواداران فدائيان است. او به شدت کتک خورده بود. دچار حمله عصبي شده بود. نه حرف مي زد، نه مي خوابيد، نه بدتر از همه غذا مي خورد. شروع کرديم راه هاي مختلف غذا دادن به او را آزمودن. سرانجام دريافتيم که از تهديد کتک لحظه اي به خود مي آيد و دندان هايش را که قفل شده باز مي کند. بعد از کشف اين راه حل، وقتي غذا را آوردند که معمولاً يک کاسه مسي بزرگ پر از آب با يک تکه گوشت بود، و ما مجبور بوديم آن را بدون قاشق بخوريم، اقاي خامنه اي دستش را در کاسه مي کرد و گوشت را درمي آورد و من نقش بازجو را به عهده مي گرفتم.</p>
<p>&#8220;ساسان&#8221; را تهديد به زدن مي کردم. به محض اينکه دهانش باز مي شد، آقاي خامنه اي گوشت را دهانش مي گذاشت. او به اين ترتيب زنده ماند. بعد از انقلاب هم يک بار او را ديدم. هوادار حزب توده شده بود.</p>
<p>نيمه شبي ديگر در باز شد و اين بار جوان بلند بالايي را به داخل سلول انداختند. او را هنگامي که با يک ساک براي منفجر کردن مجسمه شاه به داخل ميدان اصلي بروجرد مي رفت، دستگير کرده بودند. در زندان همان شهر بازجويي پس داده و حالا براي اعدام به تهران منتقل شده بود. او با ديدن آقاي خامنه اي بسيار با احترام برخورد کرد. چنددقيقه بعد همه چيز را درباره اش مي دانستيم. نامش علي حسيني بود که بعدها در غربت عکس او را جزو اصلاح طلبان مجلس ششم ديدم. دادگاه به عنوان ضديت با نظام احضارش کرده بود. جوان 18 ساله و بلندبالاي 1353 مرد مو ريخته سال 1382 با اندوه از خاطره زندانش گفته بود و اينکه بعد از انقلاب آزاد شده و به جبهه رفته و جنگيده و چند سالي هم در اسارت عراق بوده است.</p>
<p>اکنون او از اصلاحات و نرمش مي گفت. اما در آن نيمه شب زمستان سال هاي دور، هر چه از او مي پرسيديم، يک جواب مي داد:<br />
- مبارزه يعني تق تق&#8230;</p>
<p>و انگشت هايش را به شکل هفت تير درمي آورد. و ما مي خنديديم، بيشتر از همه آقاي خامنه اي مي خنديد. حالا 4 نفر بوديم و در يک سلول انفرادي. آنقدر جا بود که ما دو چپي و دو مذهبي دور ظرف غذا چمباتمه بزنيم و يا به پهلو بخوابيم. کنار هم بوديم و زندگي آماده مي شد تا در برابر هم قرارمان بدهد. از &#8220;ساسان&#8221; خبر ندارم. سه نفر بقيه هر کدام در يک جبهه ايم امروز و من چقدر دلم مي خواهد زمستان سرد 1353 بود و کنار هم بوديم هنوز.</p>
<p>همه چيز مدام سخت تر مي شد. اوج دوران سرکوب جنبش چريکي بود. خبر نداشتيم که بيرون از زندان شاه تشکيل حزب رستاخير را اعلام کرده است.</p>
<p>اول علي را بردند، بعد &#8220;ساسان&#8221; را. هر دو به زندان محکوم شدند و تا پيروزي انقلاب اسلامي در زندان ماندند. و ما دوباره تنها شديم. مانند گذشته به گردش مي رفتيم و خاطره مي گفتيم. شب هاي دراز در سرماي سخت زمستان زير پتو مي لرزيديم. صداي فرياد مدام از راهرو ها مي آمد. روزها هفته مي شد. حالا هم سلولي من به انکه به طور مشخص از کسي نام ببرد يا از جرياني دفاع کند، از برنامه اسلام مي گفت. من گوش مي دادم و صحبت را با شوخي مي بريدم. در دنياي ساده ذهني من اسلام و دين جايي نداشت.</p>
<p>سه ماه کم و بيش گذشته بود؛ سه ماهي که عمقي بيشتر از سه سال داشت. ديگر تکرار نشد که زماني به اين کوتاهي به کسي دل ببندم يا حتي نزديک شوم. روزي در باز شد. نگهبان اسمم را گفت:<br />
- پتوهاتو بردار و حاضر باش&#8230;<br />
معنايش اين بود که جايم را عوض مي کنند. قرار و مدارهاي ديدار را در صورت آزادي بارها گذاشته بوديم و نشاني هم سلولي را هنوزبعد از اين همه سال به ياد دارم:<br />
- مشهد، گنبدسبز کوچه فريدوني، پلاک 4&#8230;</p>
<p>همديگر را در آغوش گرفتيم و گريستيم. احساس کردم هم سلولي، سخت مي لرزد. گمان بردم از سرماي زمستان است، ژاکتم را در آوردم و به اصرار به او دادم. نمي پذيرفت. نمي دانم چرا گفتم:<br />
- فکر کنم آزاد بشوم..</p>
<p>و او گرفت و پوشيد. همديگر را در آغوش گرفتيم. اشک هاي گرم را حس کردم که مي ريخت و صدايي که هنوز در گوشم زنگ مي زند:<br />
- در حکومت اسلامي، قطره اشکي از چشم بيگناهي نمي ريزد&#8230;</p>
<p>نگهبان گفت:<br />
- بيا بيرون&#8230;</p>
<p>کتم را روي سرم انداختم و بيرون آمدم. از راهرو گذشتيم و از پله ها بالا رفتيم.</p>
<p>چقدر دلم مي خواست در ديدار آقاي خامنه اي در کميته مشترک بودم که نام جديدش &#8220;موزه عبرت&#8221; است. مي رفتم و در سلول 11 بند يک را باز مي کردم ومي پرسيدم:<br />
- آن روزها يادتان هست؟ کامل آن را در خاطرات زندانم نوشته ام که بزودي منتشر مي شود و مختصرش را اينجا آوردم که درحوصله اينترنت باشد.</p>
<p>بعد به شما مي گفتم- نه بعد از انقلاب به شما گفتم &#8211; که روز فتح کميته مشترک من هم همراه مردم بودم. رفتم و به سلولمان سر زدم. بعد جمهوري اسلامي آمد و شما رئيس جمهور شديد. ماموران حکومت شما باز هم مراگرفتند و به همان بندبردند، اما به سلول 15.</p>
<p>به شما گفته اند که با من و ما چه کردند؟ صداي فريادهاي مستانه رسولي يادتان هست؟ چکي راکه ازغدي به ما زد بخاطر داريد؟ بازجويان حکومت جمهوري اسلامي کاري کردند که آنها روسفيد تاريخ شدند. مرا 666 روز در انفرادي نگه داشتند. از صبح 19 بهمن 1361 تا 12 فروردين1362 زير شکنجه بودم. جزء به جزء را درکتابم نوشته اند. شب هاي دراز از دست ياپا آويزانم کردند. سه بار خودکشي کردم. وقتي از ناچاري الکل را داروي مرگ پنداشتم و براي خودکشي خوردم هشتاد ضربه شلاق ديگر برايم بريدند. برادر حميد و برادر رحيم و برادر مجتبي و برادر محمود و برادر هيکل مسخره ام مي کردند که در زندان جمهوري اسلامي عرق خورده ام.</p>
<p>برادر حميد بازجويم مي خواست من اعتراف کنم که جاسوس انگلستان هستم و بعد جاسوس شوروي و همه اين اعترافات را از من گرفت. از سقف آويزانم کردند و ببخشيد مدفوعم را بخوردم دادند.</p>
<p>نمي دانم اصلا مشغله ولايت اجازه مي دهد حرف هاي هم سلولي خود رابخوانيد يانه. نمي خواهم شرح سه ماه شکنجه را بدهم. درکتابم آمده است. مي توانم نشاني بازجويم را هم بدهم که کاملا اتفاقي موفق به زيارت عکسش شدم. شما خوب او را مي شناسيد. شايع است وقتي گزارش قتلهاي زنجيره اي را به شما داد بر او نهيب زديد. درآن زمان گويا معاون وزارت اطلاعات بود و بعد سفير ايران شد در تاجيکستان. بله برادر ناصر سرمدي پارسا را مي گويم. مي توانيد از او بپرسيد که با من چه کرد.</p>
<p>وايکاش فقط من بودم. هزاران هزار زن و مرد سرنوشت مرا پيدا کردند. تازه من شانس آورد ه ام که از دادگاه مرگ گريختم. هزاران نفر را، مادران را، پسران نوجوان را، پيرمرهاي کمر خميده را از دار آويختند.</p>
<p>چقدر دلم مي خواست در راهروهاي کميته که قدم مي زديد، برايتان مي گفتم که بر پا کنندگان زندان عبرت، ادامه دهندگان همانانند که تاريخ ستمشان را موزه کرده اند.</p>
<p>اما بيشتردلم مي خواست درست مثل همين روزها در زمستان 1353 زنداني ستمي بوديم که براي براندازي آن دست در دست داشتيم. باورکنيد دوستي ما از ولايت شما و غربت من دلنشين تر بود&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=135</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دانلود کتاب (پاسخ-به-تاریخ) محمد رضا پهلوی</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=133</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=133#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 Feb 2008 23:57:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[هفت تیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=133</guid>
		<description><![CDATA[
توی سریال پدر خوانده شاه یک آدم بی اراده نشون داده شد که قدرت چندانی توی کنترل اطرافیان خودش نداشت. این مطلب را به وضوح میشه در نوشته های خود شاه سابق هم دید ولی حماقت و خیانت واژه هاییه که به نظر نمیاد به راحتی بشه به محمد رضا پهلوی نسبت داد.
خیلی برام جالب بود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="center"><img src="http://tinypic.com/f0p35j.jpg" align="bottom" border="0" hspace="0" /></p>
<p>توی سریال پدر خوانده شاه یک آدم بی اراده نشون داده شد که قدرت چندانی توی کنترل اطرافیان خودش نداشت. این مطلب را به وضوح میشه در نوشته های خود شاه سابق هم دید ولی حماقت و خیانت واژه هاییه که به نظر نمیاد به راحتی بشه به محمد رضا پهلوی نسبت داد.</p>
<p>خیلی برام جالب بود که بعضی از پیش بینی های شاه الان بعد از ۲۹ سال درست از آب در اومده (البته پیش بینی های غلط تعدادشون خیلی بیشتره). به نظر من کسی که سی سال پیش از عصر رایانه و ارتباطات و اتم حرف میزده نمی تونه آدم احمقی بوده باشه.</p>
<p>توصیه میکنم اگه این کتابو نخوندین حتماْ دانلود کنید و بخونیدش. مهمترین نتیجه خوندن این کتاب اینه که پی می بریم شاه نه اینقدر سیاهه که اینوری ها میگن و نه انقدر سفید که اونوریها گفتند و میگن. یه آدم خاکستری بوده. البته خاکستری تیره (به نظر من البته-نظر شما هم محترمه)</p>
<p align="center"><a href="http://takzarb.com/link.php?url=http://www.adabestanekave.com/book/Mohammad_Reza_Pahlavi_-_Pasokh_be_Tarikh.pdf">دانلود کتاب</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=133</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفت و گوي پيام فضلي نژاد با صادق خلخالي</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=129</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=129#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 Feb 2008 23:55:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[هفت تیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=129</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=129</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماجرای اعدام هویدا در راهرو دادگاه</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=127</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=127#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 13 Feb 2008 13:01:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=127</guid>
		<description><![CDATA[هویدا آماده شده بود که از 14 سال نخست وزیری خود سخن بگوید، یکی از آقایان روحانی که آن جا بوده و من مایل نیستم الان اسم او را ببرم در راهرو با هفت تیر کمری خودش هویدا را کشت و بعد هویدا را بردند روی صندلی اش نشاندند و عکس گرفتند و حکم اعدامش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هویدا آماده شده بود که از 14 سال نخست وزیری خود سخن بگوید، یکی از آقایان روحانی که آن جا بوده و من مایل نیستم الان اسم او را ببرم در راهرو با هفت تیر کمری خودش هویدا را کشت و بعد هویدا را بردند روی صندلی اش نشاندند و عکس گرفتند و حکم اعدامش را برایش قرائت کردند . دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران در سالگرد انقلاب اسلامی در فیلم کوتاهی در خلال بیان خاطراتش مطالب جدیدی را از اعدام هویدا مطرح کرده است. وی در این فیلم می گوید: وقتی هویدا را از پادگان جمشیدیه به مدرسه ی رفاه آوردند به من گفت که فلانی من حرف های زیادی دارم که باید بزنم. این خیلی طبیعی بود فردی که 14 سال نخست وزیری یک نظام را کرده است اطلاعات بسیار گسترده ای از درون نظام داشته باشد. پیش فرض من این است که می خواست راجع به نظام گذشته حرف بزند. من با توجه به این که اطرافیان شاه یک عداوت خاصی با هویدا پیدا کرده بودند و به همین دلیل او را به زندان انداخته بودند نگران بودم که در آن اتاقی که همه ی فرماندهان نظام قبل در آن بودند او را در آن اتاق خفه اش بکنند. بنابراین من در مدرسه ی رفاه یک اتاق دیگری را ترتیب دادم که هویدا را آن جا تنها نگهداری کنند. من به آقای خمینی گفتم که هویدا اسرار زیادی دارد. زمانی می شود که ما می گفتیم خاندان پهلوی فاسد بودند و روابط کثیفی داشتند، خب ما مخالف بودیم و می توانستیم هر حرفی را بزنیم. اما نخست وزیری که 14 سال مسئول بود است می خواهد حرف بزند .باید بگذاریم حرفش را بزند. آقای خمینی پیشنهاد من را پذیرفت. به خلخالی گفت همان جور که فلانی می گوید عمل کنید. دکتر یزدی در جواب سوالی در مورد نحوه ی اعدام هویدا می گوید: هنگامی که هویدا شروع کرد که بگوید در دوران 14 ساله زمامداری او به عنوان نخست وزیر شاه چه اتفاقاتی افتاده است و خاطراتش را بیان بکند، رییس جلسه به دادگاه تنفسی کوتاه می دهد. موقعی که هویدا به راهروی دادگاه می آید یکی از آقایان روحانی که آن جا بوده و من مایل نیستم الان اسم او را ببرم در راهرو با هفت تیر کمری خودش او را می کشد. بدین ترتیب آقای هویدا را می برند روی صندلی اش می نشانند و عکس بر می دارند و حکم اعدامش را برایش قرائت می کنند و بعد می برند. اصلا چنین چیزی نبود که اعدامش بکنند. دکتر یزدی در ادامه با تاسف از &#8230; برای دیدن <a href="http://www.youtube.com/watch?v=Qn7EoeJSzUo">فیلم کلیک کنید</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=127</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا زنان را مي‌بندند و براي اردوغان در تركيه كف مي‌زنند؟</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=98</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=98#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 22:13:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[هفت تیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=98</guid>
		<description><![CDATA[

ماجراي توقيف مجله زنان، يعني يكي از پرسابقه‌ترين و پرشمارگان‌ترين نشريات پس از انقلاب با بيش از 16 سال سابقه انتشار، از آن طنزهاي تلخي است كه به اين زودي‌ها طعم گسش از دهان آقايان توقيف‌كننده پاك نخواهد شد. بخصوص كه اين قصه تلخ حذف زنان از پيشخوان بيمار و پيكر رنگ‌پريده مطبوعات ايران، زماني [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://radiozamaaneh.com/pictures-new/Zamagazine2.jpg" align="bottom" border="0" hspace="0" /></p>
<p align="justify">
ماجراي <a href="http://takzarb.com/link.php?url=http://varesh.blogfa.com/post-617.aspx">توقيف مجله زنان</a>، يعني يكي از پرسابقه‌ترين و پرشمارگان‌ترين نشريات پس از انقلاب با بيش از 16 سال سابقه انتشار، از آن طنزهاي تلخي است كه به اين زودي‌ها طعم گسش از دهان آقايان توقيف‌كننده پاك نخواهد شد. بخصوص كه اين قصه تلخ حذف زنان از پيشخوان بيمار و پيكر رنگ‌پريده مطبوعات ايران، زماني اتفاق مي‌افتد كه در آن سوي مرزهاي شمال غربي ما، دولت نسبتاً دوست و اندكي برادر اردوغان و حزب عدالت و توسعه‌اش، توانست با جلب آراي بخشي از احزاب ملي‌گراي تركيه، قانون ممنوعيت استفاده از حجاب اسلامي در دانشگاه‌هاي تركيه را لغو كند. اقدامي كه البته با چراغ سبز اتحاديه اروپا صورت گرفت، امّا جشن و پايكوبي‌اش را اينجا در تهران و قم برپا كردند!</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="center"><img src="http://i26.tinypic.com/34yd2yo.jpg" alt="شهلا شركت - عكس ازجواد منتظري - وبلاگ آسيه اميني" align="bottom" border="0" hspace="0" /></p>
<p align="justify">
واقعاً حيرت‌انگيز است، در آن سوي مرز، يك دولت اسلامي مي‌گويد: <a href="http://takzarb.com/link.php?url=http://uzakyol.blogspot.com/2008/02/blog-post_6562.html">شهروندان تركيه</a> از حق انتخاب نوع پوشش و حجاب خويش برخوردارند و بايد به اين حق احترام نهاد، چه آن گروه كه مي‌خواهند با روبنده به خيابان‌ها بيايند و چه آن گروه كه مايلند از بيكيني استفاده كنند! و آنگاه در اين سوي مرز، همچنان كه بر شعار قرون وسطايي «يا روسري، يا توسري» تأكيد مي‌كنند و از چماق تبرج سود مي‌جويند، از اقدام عبدالله گل و اردوغان هم با وقاحت هر چه تمام‌تر به نيكي ياد ‌كرده و آن را پيروزي‌اي بزرگ براي جهان اسلام مي‌خوانند! يكي نيست به اين آقايان بگويد: اگر اين اسمش پيروزي بزرگ است، چرا شما به آن تن در نمي‌دهيد؟!</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="center"><img src="http://bp0.blogger.com/_d3yVG9k0ttw/R6SPuL5S1UI/AAAAAAAAAho/TVCKXV8Q3is/s400/2.jpg" alt="عكس از وبلاگ ترجمه اخبار تركيه" align="bottom" border="0" hspace="0" /></p>
<p align="justify">
راستي! نام اين شوي چندش‌آور جمهوري اسلامي را چه بايد نهاد؟<br />
بي دليل نيست كه مي‌گويند: « هر جوکی که در یک جای دنیا خنده‌دار به نظر می‌رسد، درجایی دیگر می‌تواند یک حکایت اندوه بار باشد!»<br />
البته آقايان بايد مطمئن باشند كه <strong><a href="http://takzarb.com/link.php?url=https://www.sharemation.com/alii/z2.jpg"><font color="#ff6600">فصلنامه زنان</font></a></strong> را نبايد با فوج روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب ديگري كه به صورت فله‌اي فرمان توقيف‌شان را صادر كرديد، يكي بدانيد. چرا كه اينجا شيرزناني چون شهلا شركت و شيرين عبادي حضور دارند و تا آخر، مرد و مردانه ايستاده‌اند، همان صفتي كه متأسفانه بسياري از مردان روزگار ما – به ويژه در اردگاه اصلاح‌طلبان -  از آن بي‌بهره مانده‌اند.<br />
از همين رو، ايمان دارم كه «زنان» را بر خلاف جامعه، نشاط، عصر آزادگان، صبح امروز، مشاركت، خرداد، سلام، ميزان، آيندگان، آريا، مناطق آزاد، هم‌ميهن، شرق، پيام، آدينه، دنياي سخن و &#8230; نمي‌توان براي هميشه در محاق نگه داشت و به زنجير كشيد.<br />
مي‌گوييد نه! اين خط و اين هم نشان &#8230;</p>
<p><strong>   </strong></p>
<p><strong>    در همين باره:</strong><br />
- <a href="http://takzarb.com/link.php?url=http://www.aftab.ir/news/2008/jan/31/c1c1201774191_politics_iran_woman.php"><font color="#ff3300">زنان و سقف تحمل دولت «مردان»</font></a> &#8211; جميله كديور<br />
- <a href="http://takzarb.com/link.php?url=http://www.mimnoon.com/mana/archives/000504.html"><font color="#ffff00">بلاهت بي‌پايان و لغو امتياز زنان</font></a> &#8211; مصومه ناصري</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=98</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ویدئو: استریپ تیز مهماندار انگلیسی با خلبانان در آسمان، به اینترنت درز کرد!</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=71</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=71#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Feb 2008 05:01:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار جهان]]></category>
		<category><![CDATA[تاپ]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=71</guid>
		<description><![CDATA[صحنه های صمیمی دو مهماندار انگلیسی با خلبانان در کابین پرواز و همچنین صحنه های استریپ تیز آنان در اینترنت پخش شد.
مهماندار هواپیمای مسافری انگلیس به فرانسه اندکی بعد از اوج گرفتن هواپیما شروع به در آوردن لباسهای خود نمود و بعد از مدتی این صحنه پررنگ تر هم شد!
به نوشته سایت اینترنتی حریت، مهماندار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="FA"><span style="font-weight: bold; color: #ff0000">صحنه های صمیمی دو مهماندار انگلیسی با خلبانان در کابین پرواز و همچنین صحنه های استریپ تیز آنان در اینترنت پخش شد.</span><o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA">مهماندار هواپیمای مسافری انگلیس به فرانسه اندکی بعد از اوج گرفتن هواپیما شروع به در آوردن لباسهای خود نمود و بعد از مدتی این صحنه پررنگ تر هم شد!<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA">به نوشته <a href="http://www.apliterature.info/index.php/1010110A/1f857ff91c2868ae1ead627cda8ef20f165c8bec04e4b7d10d63e04653b3a91fb721a829630c85cfab7689e8fb025887200b8c9f2485c347ee28e8f4aa7ea7cafe88a1c4fae815064">سایت اینترنتی حریت،</a> مهماندار که حدود 20 ساله به نظر می رسد ابتدا استریپ تیز کرد و سپس شروع به در آوردن لباسهای خود در آسمان نمود!<o:p></o:p></span></p>
<p><span lang="FA">خلبان ابایی از دست زدن به اندام مهماندار نداشت و صحنه ها جلوی دوربین به ثبت رسید در حالی که هواپیما در آسمان بود! شرکت هواپیمایی اکنون به دنبال تحقیقات در این زمینه و شناسایی خلبان و مهماندار است <o:p></o:p></p>
<p id="video">Hürriyet Video&#8217;larını izlemet için Flash 7 veya daha yüksek eklenti yüklenmeniz gerekmektedir. <a href="http://www.apliterature.info/index.php/1010110A/1f857ff91c2868ae1ea8766dda88e60f061b89ad-a5ae8c4561ae4657bda61df933ae6715064" target="_blank">Yüklemek için tıklayınız!!!</p>
<p></a>فیلم :</p>
<p id="video">http://videogaleri.hurriyet.com.tr/Video.aspx?s=5&amp;vid=2061</p>
<p id="video">عکس :</p>
<p>http://kelebekgaleri.hurriyet.com.tr/galeridetay.aspx?cid=9481&amp;p=10&amp;rid=2369</p>
<p id="video">
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=71</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اگر امام حسین زنده بود</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=48</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=48#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 31 Jan 2008 09:36:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مذهبی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=48</guid>
		<description><![CDATA[هیچ با خودتان فکر کرده‌اید که اگر امام حسین (عليه‌السلام) در همین روزگار ما و  در یکی از همین کشورهای اسلامی عزیز کنونی زندگی می‌کرد، و می‌خواست از همان  کارهایی بکند که در زمان یزید (لعنة‌الله علیه) کرد (براندازی: تغییر حکومت با آراء  عمومی، بر هم زدن وحدت مسلمین، بر هم زدن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هیچ با خودتان فکر کرده‌اید که اگر امام حسین (عليه‌السلام) در همین روزگار ما و  در یکی از همین کشورهای اسلامی عزیز کنونی زندگی می‌کرد، و می‌خواست از همان  کارهایی بکند که در زمان یزید (لعنة‌الله علیه) کرد (براندازی: تغییر حکومت با آراء  عمومی، بر هم زدن وحدت مسلمین، بر هم زدن امنیت اجتماعی، مخالفت با ولایت  امیرالمؤمنين يا ولی امر مسلمین جهان)، چه بر سرش می‌آمد؟ خب، احتمالات ممکن از این  قرار است: (۱) احتمالاً هر روز در راه خانه و کار مورد حمله‌ی گروهی ناشناس قرار  می‌گرفت! (۲) چند نفری او را به زور سوار ماشینی می‌کردند و به محلی نامعلوم  می‌بردند و هر بلایی می‌خواستند به سرش می‌آوردند؛ (۳) پگاه، او را در کوچه‌ای يا  جایی متروک می‌یافتند که خفه شده بود! (۴) ماشينی او را زير می‌گرفت! (۵) یکی از  فداییان اسلام او را با چاقو یا تیر می‌زد! (۶) یکی از استشهادیون انفجاری خودش را  نزدیک او منفجر می‌کرد! — خب، اینها که گفتيم، البته، همه غیردولتی و غیررسمی و به  دست گروههای «خودسر» انجام می‌شد!</p>
<p>اما دولت به‌طور رسمی چه می‌کرد؟ — به اتهام براندازی، و چه و چه و &#8230;، بازداشت  می‌شد: (۱) در بازداشتگاه دستانش را به صندلی می‌بستند، يا از سقف آويزانش  می‌کردند، و چند نفر تا می‌توانستند و تا هرجا که دلشان می‌خواست او را با مشت و  لگد می‌زدند؛ (۲) او را ماهها در اتاقی دومتری، تنگ و تاریک و نمور و سرد، محبوس  می‌کردند؛ (۳) او را تهدید به آزار همسران و دخترانش می‌کردند و، شاید، عملی هم  می‌کردند؛ (۴) بعد از مدتی، شاید، او به هزار گناه نکرده اعتراف می‌کرد و حاضر به  مصاحبه‌های مختلف با وسایل ارتباط جمعی می‌شد! (۵) شاید، او از شدت درد و بیزاری از  زندگی خودکشی می‌کرد؛ (۶) او مقاومت می‌کرد، و با فشارهای بین‌المللی، يا بنا بر  مصلحت نظام، و با سپردن تمامی دارایی خود و نیاکان و بستگانش به عنوان وثيقه، آزاد  می‌شد؛ اما با تن و روانی در هم شکسته و رنجور و هزار بیماری لاعلاج — او دیگر  نمی‌توانست زندگانی معمول خود را بکند و بقیه‌ی عمرش به معالجه می‌گذشت! (۷) او در  دادگاه عدل اسلامی محکوم به اعدام می‌شد، در جایی نامعلوم به خاک سپرده می‌شد، و  خانواده و بستگانش از عزاداری منع می‌شدند (انصافاً این چندتای آخر را یزید هم  انجام داد! و احتمالاً باید از مواریث او در فقه باشد!).</p>
<p>راستی چه نیکبخت بود امام حسین (علیه‌السلام) که در زمانه‌‌ای بدوی زندگی  می‌کرد، در زمانه‌ای که هنوز تمدن آن‌قدر پیشرفت نکرده بود که جامعه به چند نفر  (دولت) این اجازه را بدهد که دست کسی را ببندند و او را بی‌دفاع به هرکجا که  می‌خواهند ببرند و در تنهایی هرچه می‌خواهند با او بکنند! خوشا به حال حسین بن علی  که در «عصر قهرمانان» می‌زیست، نه در عصر انسانهای کوچک، نه در عصر «دولتها». امشب  دوست دارم نگاهی روسویی به «عاشورا» بکنم، چرا که ما در عصری زندگی می‌کنیم با  انسانهایی نامردتر از یزید و شمر، عصر انسانهای کوچک (به قول ویلهلم رایش). این هم  شاید یکی از عواقب گذر از عصر طبیعت به جامعه‌ی مدنی باشد! کسی مقصر نیست. اینها  همه از تمدن است. مرگ بر این تمدن بورژوایی!</p>
<p>این قرن بیستم اصلاً قرنی کثافت است. پلیدتر از این قرن در تاریخ زندگی بشر  نبوده است. قرنی که شمشیر و اسب را از انسان گرفت و به جایش آهن گذاشت. قرن  انقلابها. قرن جنگهای جهانی. قرنی که «شاه» را گرفت و به جایش «رهبر» گذاشت: هيتلر،  موسولینی، لنین، استالین، مائو، کیم ایل سونگ، پل پوت، صدام حسین، حافظ اسد، و &#8230;  همه‌ی اینها را «رهبر» (<span lang="en-us">&#8220;</span>Fuhrer<span lang="en-us">&#8220;</span>  و «قائد» و &#8230;) خطاب می‌کردند. هیچ شاهی در جنایتکاری به پای اين «رهبران» نرسیده  است. چه خوب بود عصر قدیم، حتی تا همین قرن نوزدهم می‌شد «دوئل» کرد و در جنگی  برابر مُرد.</p>
<p>امام حسین خوب مُرد. مرگش زیبا بود. مرگش باعظمت بود. او را تا زنده بود کسی  نتوانست بزندش. کسی نتوانست شکنجه‌اش کند. کسی نتوانست حبسش کند. کسی نتوانست  خانه‌نشینش کند. کسی نتوانست از بیکاری و بی‌پولی بترساندش. او سوار اسبش شد و رفت.  مگذاشت او را در کوچه‌ها از پشت با خنجر بزنند. مگذاشت او را در هنگام طواف کعبه  بکشند. او مرد دشتهای باز بود. چون در عصری زندگی می‌کرد که هر مردی می‌توانست اسبی  و شمشیری داشته باشد. امام حسین مردن را خوب می‌شناخت. هیچ مردی که سلاحی نداشته  باشد آزاد نیست. کاش من هم در قرنی می‌زیستم که اسب و شمشیر دا</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=48</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>: کتاب درسی دختران و پسران بايد جدا شود</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=41</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=41#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Jan 2008 14:02:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=41</guid>
		<description><![CDATA[صغرا خانم ایثارگر و حمیده احساساتی
 
سرپرست آموزش و پرورش از نخبگان برای تغییر کتب درسی بویژه جدا کردن کتاب درسی دختران و پسران درخواست کمک کرد.

وی افزود برای جایگزینی مطالبی همچون حسین فهمیده، دهقان فداکار، اشعار حافظ و مولوی کمیته‌های حقیقت‌یاب تشکیل شده تا نقش برجسته زنان در تاریخ و همچنین اشعار بانوان مذهبی را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><strong><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"><o:p><font style="background-color: #ffff99" color="#ff0000" size="3">صغرا خانم ایثارگر و حمیده احساساتی</font></o:p></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><strong><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"><o:p> </o:p></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">سرپرست آموزش و پرورش از نخبگان برای تغییر کتب درسی بویژه جدا کردن کتاب درسی دختران و پسران درخواست کمک کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">وی افزود برای جایگزینی مطالبی همچون حسین فهمیده، دهقان فداکار، اشعار حافظ و مولوی کمیته‌های حقیقت‌یاب تشکیل شده تا نقش برجسته زنان در تاریخ و همچنین اشعار بانوان مذهبی را از منابع موجود استخراج کنند</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"> در همین راستا پبشنهاد شده <span> </span>داستان دهقان فداکار به صغرا خانم ایثارگر و حسین فهمیده به حمیده احساساتی تغییر یابد. </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">صغرا خانم ایثارگر خیلی ناراحت شد اول خواست پیراهنش را دربیاورد ببندد به چوبدستی و آتشش بزند، بعد یادش آمد که اگر چشم مسافران نامحرم به او بیفتد خدا او را با چوبدستی‌اش در آتش جهنم می‌اندازد بعد خواست چادرش را استفاده کند یاد موهایش افتاد </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">سپس متوجه شد لازم نیست مثل مردها لخت شود او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ریخت رو چوبدستی و چوبدستی‌اش را آتش زد و چون دویدن برای زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دیر شده بود، </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">قطار با سنگ‌ها برخورد کرده بود و همه مسافران شهید شده بودند. نشست و گریه کرد و گفت: انا لله و انا الیه راجعون.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><font style="background-color: #ffff99"><font color="#ff0000"><strong><em><font size="3"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span></font></em></strong></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><font style="background-color: #ffff99"><font color="#ff0000"><strong><em><font size="3"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span></font></em></strong></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><font style="background-color: #ffff99"><font color="#ff0000"><strong><em><font size="3"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">  <font size="3">علی‌احمدی:</font> <font size="3">کتاب درسی دختران</font> <font size="3">و پسران بايد جدا شود</font> </span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma"><o:p></o:p></span></font></em></strong></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span dir="rtl"></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma"><span dir="rtl"></span><span> </span></span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">ایبنا : علی‌رضا علی‌احمدی، سرپرست وزارت آموزش و پرورش صبح امروز در همایش برنامه درسی ملی با اعلام مطلب فوق گفت: این واضح است که کتاب‌های درسی باید متناسب با نیازها و ویژگی‌های دانش‌آموزان، آینده زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی آنها، نیازهای روحی، روانی و عقلانی آنها تنظیم شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">علی‌احمدی با اشاره به نیازهای متفاوت روحی، روانی و جسمی دختران و پسران در شرایط سنی مشابه گفت: بنابراین ضرورت دارد در برنامه درسی ملی و به تبع آن کتاب‌های درسی به این نیازها پاسخ گوید. </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"><font color="#0000ff"><strong>وی تصریح کرد: اما هدف هیچ کدام از این تغییر و تحولات ایجاد ممنوعیت و محدودیت برای خانم‌ها نخواهد بود.</strong></font> </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">سرپرست وزارت آموزش و پرورش خاطر نشان کرد: در تدوین برنامه درسی علاوه بر ویژگی‌های جنسیتی ویژگی‌های قومی و نژادی و جغرافیایی نیز باید لحاظ شود. </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">علی‌احمدی با اشاره به تفاوت‌های یک نوجوان عشایر و نوجوان شهری گفت: کتاب درسی باید به نوجوان عشایری حماسه و رشادت و به نوجوان شهری قوانین را بیش از سایر موارد آموزش دهد. </span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">وی در ادامه توجه به چشم اندازهای کشور را به مولفان کتاب‌های درسی گوشزد کرد و افزود: البته تحقیق و پژوهش در فلسفه تعلیم و تربیت کار مولفان نیست و ایشان باید با اشاره به سند و برنامه درسی ملی محتوای کتاب‌ها را تنظیم کنند. </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma"><o:p></o:p></span></p>
<p><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">سرپرست وزارت آموزش و پرورش بر عدم کپی‌برداری از نظام‌های آموزشی غرب در كتاب‌هاي درسي کشور تاکید و خاطرنشان کرد: آموزش و پرورش ما نباید منفعل باشد و باید با توجه به مبانی ارزشی و اعتقادی کتاب‌های درسی را تنظیم كند</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=41</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اکبر گنجی</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=40</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=40#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Jan 2008 13:32:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=40</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.maghal.com/bank/?cat=3" title="اکبر گنجی" target="_blank"><img src="http://i32.tinypic.com/19pfl5.jpg" title="عکس اکبر گنجی" style="cursor: -moz-zoom-out" alt="عکس اکبر گنجی" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=40</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لیست روسای فامیلی دولت شایسته سالاری احمدی نژاد</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=39</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=39#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Jan 2008 13:26:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=39</guid>
		<description><![CDATA[اطلاعات ما در مورد این لیست به شدت ناقص است و در حال کامل شدن می باشد . لیست کامل تر در آینده ارائه خواهد شد


مهندس زريبافان (دبير هيات دولت): 
داوود مددي                : رييس سازمان تامين اجتماعي    [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">اطلاعات ما در مورد این لیست به شدت ناقص است و در حال کامل شدن می باشد . لیست کامل تر در آینده ارائه خواهد شد</p>
<p align="center"><a href="http://tahrim.com" title="روسای فامیلی دولت احمدی نژاد" target="_blank"><img src="http://www.iwebx.org/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5wYXJzaWJsb2cuY29tL1Bob3RvQWxidW0vU0FMQUhTSE9PUkZBUkQvTUFJTi5KUEc%3D" style="width: 340px; height: 248px" align="bottom" border="0" height="314" hspace="0" width="378" /></a></p>
<p align="justify">
<span style="font-size: 14pt; color: red; font-family: Nazanin" lang="FA"><u><font size="3"><strong>مهندس زريبافان (دبير هيات دولت):</strong></font> </u></span><br />
داوود مددي                : رييس سازمان تامين اجتماعي                       =&gt; باجناق زريبافان<br />
سيدمحسن نبوي       : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي =&gt; داماد زريبافان<br />
عليرضا مددي             : مديركل وزارتي وزارت تعاون                        =&gt; برادرزاده باجناق زريبافان<br />
ناظمي اردكاني          : وزير تعاون                                               =&gt; شوهر عمه داماد زريبافان<br />
دانش جعفري             : وزير اقتصاد                                              =&gt; پسر عمه پدر داماد زريبافان</p>
<p align="justify"> <span style="font-size: 14pt; color: red; font-family: Nazanin" lang="FA"><u><font size="3"><strong>هاشمي ثمره (مشاور عالي، رييس ستاد انتخابات کشور و همه کاره رييس جمهور):</strong></font></u></span><br />
مهندس مهدي هاشمي ثمره     : مديركل وزارتي وزير نيرو          =&gt; برادر هاشمي ثمره<br />
خانم قند فروش                       : مشاور خانواده وزير كشور        =&gt; زن برادر هاشمي ثمره<br />
عبدالحميد هاشمي ثمره          : معاون وزير صنايع                   =&gt; برادر هاشمي ثمره</p>
<p align="justify"> <font size="2"><span style="font-size: 14pt; color: red; font-family: Nazanin" lang="FA"><u>محمود احمدي نژاد (رييس جمهور):</u></span><br />
داوود احمدي نژاد                  : رييس بازرسي رياست جمهوري          =&gt; برادر احمدي نژاد<br />
حسين شبيري                    : رييس صندوق مهر رضا                       =&gt; شوهر خواهر احمدي نژاد<br />
پروين احمدي نژاد                 : معاون مركز امور زنان رياست جمهوري   =&gt; خواهر احمدي نژاد<br />
علي اکبر محرابيان               : وزير صنايع                                        =&gt; خواهرزاده احمدي نژاد </font></p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=39</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جمهوری اسلامی به فلسطین می اندیشد  یا به اسرائیل</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=38</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=38#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Jan 2008 11:24:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=38</guid>
		<description><![CDATA[در فلسطین جنایتی در حال وقوع است. جنایت‌هایی. بله. من هم متأسّفم. کم نه. امّا&#8230;
تأسّف من کمی متزلزل است. چرا؟ وجدان ندارم؟ بی‌خیالم؟ نه، فکر نکنم. بگذار ببینم دلیلش چیست.
من متأسّفم که انسان‌هایی روزشان را با دلهره شب می‌کنند و شبشان را با تشویش به سحر می‌رسانند. من ناراحتم برای تمام فلسطینی‌هایی که کشته یا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در فلسطین جنایتی در حال وقوع است. جنایت‌هایی. بله. من هم متأسّفم. کم نه. امّا&#8230;</p>
<p>تأسّف من کمی متزلزل است. چرا؟ وجدان ندارم؟ بی‌خیالم؟ نه، فکر نکنم. بگذار ببینم دلیلش چیست.</p>
<p>من متأسّفم که انسان‌هایی روزشان را با دلهره شب می‌کنند و شبشان را با تشویش به سحر می‌رسانند. من ناراحتم برای تمام فلسطینی‌هایی که کشته یا زخمی می‌شوند، خواه کودک باشند یا جوان یا سالمند. من حتّی اذعان دارم که نمی‌توانم شدّت سختی‌ای را که آنها می‌کشند در نظر آورم. حتّی یک لحظه.</p>
<p>امّا خوب&#8230;</p>
<p>قسمت اوّل کارتون Shrek را دیده‌اید؟ مراسم ازدواج پرنسس فیونا با لرد فارکواد را یادتان هست؟ و آن مأموری که تابلو به دست داشت تا به جمع حاضران نشان دهد چه نوع ابراز احساسی باید نشان دهند؟ گاهی باید متعجّب می‌شدند، گاهی خوشحال، گاهی ناراحت.</p>
<p>من نمی‌خواهم تأسّفم، شادی‌ام، یا هر حسّ دیگرم بر اساس هدایت رسانه‌های حکومتی باشد. وقتی برای فلسطین این طور فغان سر می‌دهند، ویژه‌برنامه می‌گذارند، دم به دقیقه «کارشناس» می‌آورند که از خودش «تحلیل» در کند، مراجع عالی‌قدر اطّلاعیه می‌دهند، مردم را توی خیابان راه می‌اندازند که اعتراض کنند، جوانان پشمناک و چادرنشین را می‌فرستند جلوی دفتر سازمان ملل که اعتراض کنند و خلاصه به هر شکل ممکن می‌خواهند ذهن ما را معطوف کنند به مسأله‌ی فلسطین، آن وقت چند تا سؤال ساده برای من پیش می‌آید.</p>
<p>اگر کشتار و اشغال نظامی بد است، فقط برای فلسطین بد است یا برای بقیه‌ی مردم دنیا هم بد است؟ فقط کشتن مسلمان‌ها بد است یا کشتن غیرنظامی‌های نامسلمان هم همان قدر بد است؟ خون مردمی که در سودان و کنگو کشته می‌شوند آیا به رنگینی خون فلسطینی‌ها نیست؟</p>
<p>اگر در فلسطین‌ ده‌ده کشته می‌شوند، در آفریقا صدصد و گاه هزارهزار مردم را قتل‌عام می‌کنند. مسأله اگر کشته شدن انسان‌ها است، اگر تصفیه‌ی نژادی است، باور کنید بدترش در جاهای دیگر رخ می‌دهد و حکومت ما حتّی خبرش را در صدا و سیما اعلام نمی‌کند. گاهی چیزهایی سربسته می‌گویند: ادامه‌ی ناآرامی‌ها، درگیری‌ها، خشونت‌ها. اگر آن وقایع اسمش ناآرامی است، آن‌چه الآن در فلسطین می‌گذرد حدّاکثر ناملایمی است.</p>
<p>مسأله اسرائیل است، نه فلسطین. مسأله نیاز ما، نیاز همیشگی ما به «دشمن» است. شخصیت ما قائم به «دشمن» است. ما می‌خواهیم با دشمنانمان شناخته شویم، نه با دوستانمان. اسرائیل و آمریکا بزرگترین مواهب برای ما هستند، بهتر از نفت و گاز. تا وقتی این نیروی «دشمن‌ستیزی» ما را به پیش می‌برد، نیازی به بقیه‌ی دنیا نداریم.</p>
<p>فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان برای ما بهانه‌اند. «رسالت تاریخی» ما شناخت «دشمنان بشریت» و مبارزه با آنهاست.</p>
<p>راستی، ماجرای تکراری ردّ صلاحیت‌ها هم در جریان است. ای بابا، مردم را در فلسطین دارند می‌کشند، آن وقت شما نگرانی که فلان آدم خبیث «غیرارزشی» را ردّ صلاحیت کرده‌اند؟ عجب بی‌وجدانی!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=38</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قوه قضائیه ایران علت مرگ دانشجوی سنندجی در بازداشتگاه اداره اطلاعات را خودکشی اعلام کرد</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=33</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=33#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Jan 2008 07:57:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[هفت تیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=33</guid>
		<description><![CDATA[





&#160;



سخنگوی قوه قضائیه ایران علت مرگ یک دانشجوی سنندجی در بازداشتگاه اداره اطلاعات استان کردستان را خودکشی اعلام کرده و گفته که                      وی خود را در سلول حلق آویز کرده است.
ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<table align="left" border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" width="208">
<tr>
<td rowspan="2" bgcolor="#ffffff"><img src="http://www.iwebx.org/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5iYmMuY28udWsvZi90LmdpZg%3D%3D" border="0" height="1" width="5" /></td>
<td><img src="http://www.iwebx.org/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5iYmMuY28udWsvd29ybGRzZXJ2aWNlL2ltYWdlcy8yMDA4LzAxLzIwMDgwMTE4MTQyOTIzbG90Zm9sbGFoaTE1Mi5naWY%3D" alt="ابراهیم لطف اللهی" height="152" width="203" /></td>
</tr>
<tr>
<td class="caption">&nbsp;</td>
</tr>
</table>
<p><!-- st_story --></p>
<p class="storytext"><strong>سخنگوی قوه قضائیه ایران علت مرگ یک دانشجوی سنندجی در بازداشتگاه اداره اطلاعات استان کردستان را خودکشی اعلام کرده و گفته که                      وی خود را در سلول حلق آویز کرده است.</strong></p>
<p class="storytext">ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی سال چهارم رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج روز یکشنبه ششم ژانویه (شانزدهم دی) به دستور شعبه سوم بازپرسی دادسرای انقلاب سنندج پس ازخروج از جلسه امتحان به دست مأموران اطلاعاتی بازداشت و نه روز بعد، مرگ وی در بازداشتگاه به خانواده اش اطلاع داده شد.</p>
<p class="storytext">خانواده آقای لطف اللهی در آن زمان گفتند که مسئولان اطلاعاتی سنندج، علت مرگ او را خودکشی اعلام کرده اند و اکنون سخنگوی قوه                   قضائیه رسماً این موضوع را به رسانه ها اعلام کرده است.</p>
<p class="storytext">                   <!-- end_story -->اما خانواده لطف اللهی خودکشی فرزندشان را در بازداشتگاه قبول ندارند و با تسلیم دادخواستی به دادسرای سنندج، خواهان نبش قبر ابراهیم                   لطف اللهی و بررسی دلیل مرگ او و مجازات مقصران احتمالی شده اند.</p>
<p class="storytext">به گفته خانواده لطف اللهی، به آنان اجازه دسترسی به فرزندشان داده نشده و ابراهیم لطف اللهی را مأموران اطلاعاتی شبانه و بدون                   اطلاع آنان به خاک سپرده و سپس مسئولان گورستان محل دفن وی را به آنان نشان داده اند.</p>
<p class="storytext">محمدصالح نیکبخت، وکیل خانواده لطف اللهی نیز می گوید در سنندج سابقه ندارد جسد فردی که در زندان درگذشته به خانواده اش تحویل داده نشود و اگر ابراهیم لطف اللهی واقعاً خودکشی کرده بود مسئولان می توانستند با نشان دادن آثار خودکشی در جسد وی و تحویل دادن جسد به پزشک قانونی برای بررسی موضوع، خانواده اش را متقاعد کنند.</p>
<p class="storytext">سخنگوی قوه قضائیه گفته که علت مرگ ابراهیم لطف اللهی در دست بررسی است و صدور اجازه نبش قبر وی بستگی به دستور قاضی دارد.</p>
<p class="storytext">علت بازداشت ابراهیم لطف اللهی اعلام نشده و محمدصالح نیکبخت، وکیل خانواده لطف اللهی می گوید وی عضو هیچ گروه سیاسی نبوده است.</p>
<p class="storytext">وزارت خارجه آمریکا و نهادهای مدافع حقوق بشر در داخل و خارج ایران از مرگ ابراهیم لطف اللهی در بازداشتگاه ابراز نگرانی عمیق                   کرده و از حکومت ایران خواسته اند تحقیقات کاملی در این زمینه انجام دهد.</p>
<p class="storytext">مرگ ابراهیم لطف اللهی، سومین مرگ پرسش برانگیزی است که در چند سال اخیر در بازداشتگاههای ایران رخ می دهد.</p>
<p class="storytext">چند ماه پیش از وی، مرگ زهرا بنی یعقوب، پزشک جوانی که در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان جان باخت، خودکشی اعلام شد اما برانگیخته شدن اعتراضات و پیگیری خانواده او باعث شد که پرونده ای برای بررسی قضیه در مراجع قضائی تشکیل شود.</p>
<p class="storytext">پرونده مشابه دیگری نیز در مورد مرگ زهرا کاظمی، خبرنگار عکاس که بیش از چهار سال پیش، هنگام بازداشت در زندان اوین به طرز مشکوکی                   درگذشت، همچنان در محاکم تهران جریان دارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=33</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دستگيري همه اعضاي يک خانواده توسط اطلاعات  کردستان</title>
		<link>http://www.top.balatar.com/?p=32</link>
		<comments>http://www.top.balatar.com/?p=32#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Jan 2008 07:24:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحریم دات کام]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.top.balatar.com/?p=32</guid>
		<description><![CDATA[در سايت هاي کردي ـ فارسي و ساير منابع خبري محلي در استان کردستان و کرمانشاه، طي چند روزاخبار و ‏گزارشاتي در مورد شکنجه و قتل يک ناراضي سياسي کرد در زندان ـ که گفته مي شود از اعضاي يکي از ‏احزاب کرد مخالف جمهوري اسلامي بوده ـ منتشر شده است. اتفاقي که در کردستان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در سايت هاي کردي ـ فارسي و ساير منابع خبري محلي در استان کردستان و کرمانشاه، طي چند روزاخبار و ‏گزارشاتي در مورد شکنجه و قتل يک ناراضي سياسي کرد در زندان ـ که گفته مي شود از اعضاي يکي از ‏احزاب کرد مخالف جمهوري اسلامي بوده ـ منتشر شده است. اتفاقي که در کردستان کم سابقه نيست، اما اين ‏ماجرا به علت دستگيري و شکنجه اعضاي خانواده و دوستان اين زنداني، در مقايسه با موارد ديگر واکنش ‏هاي بسياري را برانگيخته است.‏</p>
<p>‏ به نوشته منابع محلي، اين حادثه از آنجا شروع شد که &#8220;فرزاد قبادي&#8221; يکي از اعضاي حزب پژاک در يک ‏ماموريت حزبي به همراه تعدادي ديگر از نيروهاي اين حزب در درگيري با نيروهاي سپاه پاسداران زخمي ‏شد اما خود را از صحنه درگيري دور کرد. ‏</p>
<p>وي سپس در کرمانشاه به منزل يکي از بستگان خود بنام &#8220;احمد جواهري&#8221; که از فعالين مدني به شمار مي ‏رود، پناه برد.اما مدتي بعد به دنبال حمله شبانه نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي کرمانشاه به همراه شخص مذکور ‏دستگير و به يکي از بازداشتگاه هاي وزارت اطلاعات در کرمانشاه انتقال داده شد. وي تنها يک روز بعد از ‏دستگيري به قتل رسيد.‏</p>
<p>‏ اين در حالي بود که &#8220;رابعه قبادي&#8221; خواهر مقتول، که چند ساعت بعد از دستگيري برادرش دستگير و به ‏همان بازداشتگاه انتقال داده شده، ادعا کرده است که برادرش را جلوي چشمان وي تيرباران کرده اند.‏</p>
<p>با اينکه نکات مبهم زيادي در ارتباط با قتل &#8220;فرزاد قبادي&#8221; و چگونگي دستگيري ساير اعضاي خانواده، ‏دوستان و همچنين برخوردهاي صورت گرفته وجود دارد، اما سايت خبري ـ سياسي &#8220;روژهه لات&#8221; ‏نزديکترين منبع مطلع از اين ماجرا جزئيات بيشتري را منتشر کرده است.‏</p>
<p>اين سايت روز گذشته با استناد به گزارشي که مدتي پيش از سوي گزارشگران مدافع حقوق بشر ايران ‏درخصوص اين اتفاق منتشر شده بود، با ذکر جزئيات و مستندات بيشتر و دقيق تر، چگونگي اتفاقات روي ‏داده را به اين شرح توضيح داد: &#8220;در تاريخ 14/10/86 نيروهاي امنيتي در نيمه شب با يورش به منزل «احمد ‏جواهري» از فعالين مدني، وي را به همراه يک فعال سياسي «فرزاد قبادي» برادر همسرش که از اعضاي ‏حزب حيات آزاد کردستان ـ پژاک ـ و در زمان مذکور متواري بوده است، بدون درگيري مسلحانه بازداشت و ‏به همراه خود به اداره اطلاعات کرمانشاه منتقل مينمايند. سپس در ساعت 8 صبح همان روز با مراجعه ‏مجدد، «فاطمه جواهري» دانشجوي پزشکي دانشگاه کرمانشاه و فرزند احمد جواهري را بازداشت و به همراه ‏‏«چيا جواهري» کودک 2 ساله خانواده به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه منتقل مينمايند و همچنين «رابعه ‏قبادي » خواهر فرزاد قبادي را نيز در خارج از منزل بازداشت مينمايند.در تاريخ 15/10/86 فرزاد قبادي ‏در اداره اطلاعات کرمانشاه تحت شکنجه و عليرغم اينکه در زمان بازداشت داراي وضعيت جسمي مناسبي ‏بوده است به قتل ميرسد، بر روي بدن نامبرده عليرغم شکستگي سر و دست، محل اصابت چندين گلوله نيز ‏مشهود بوده است. پس از قتل اين فعال سياسي و در جهت ايجاد رعب و وحشت و جلوگيري از بازتابها و ‏انتشار خبر مذکور در تاريخ 19/10/86 نيروهاي امنيتي اقدام به بازداشت «فاروق قبادي» برادر فرزاد ‏قبادي مي نمايند. و در نيمه شب همان روز نيز عطا قبادي برادر بزرگتر مقتول [فرزاد قبادي] را بازداشت ‏مي نمايند.&#8221;</p>
<p>در ادامه اين گزارش آمده است: &#8220;در زمان شکنجه اين افراد در اداره اطلاعات، نيروهاي امنيتي جسد فرزاد ‏قبادي را براي هرچه بيشتر هراسناک نمودن اين افراد به رويت آنان ميرسانند. همينطور از ديگر افرادي که ‏مجبور به رويت جسد شکنجه شده فرزاد قبادي شدند ميتوان به فاطمه جواهري و رابعه قبادي اشاره نمود که ‏بالاخص رابعه قبادي خواهر وي در حال حاضر به شدت دچار بيماري رواني گشته است و تمرکز و حافظه ‏خود را از دست داده است. گزارش گرديده است که خواهر فرزاد مدعي بوده است که برادرش را در مقابل ‏چشمانش تيرباران نموده اند.&#8221;‏<br />
‏<br />
‏ اين گزارش در ادامه با اشاره به فرار نوجوان دوازده ساله اين خانواده دستگير شده به نام &#8220;کاوه جواهري&#8221;، ‏از دستگيري افراد ديگري در اين رابطه خبر مي دهد و مي نويسد: &#8220;در زمان حمله نيروهاي امنيتي به منزل ‏احمد جواهري، نوجوان 12 ساله اين خانواده «کاوه جواهري» نيز بخاطر وحشت و هراس از خانه فرار ‏نموده که تاکنون هيچ اطلاعي از سرنوشت وي در دست نميباشد.اين درحالي است که کودک دوساله اين ‏خانواده دستگير شده را هم از خانواده اش در زندان جدا کرده و بدون مادرش به بيمارستان انتقال داده اند. در ‏تاريخ 1/11/86 وزارت اطلاعات اقدام به دستگيري فعال حقوق بشر خالد قبادي که به تازگي پس از تحمل 8 ‏ماه زندان آزاد گرديده بود نمود و در آخرين اقدام، نيروهاي اطلاعاتي روز گذشته 6/11/86 به منزل دايي ‏فرزاد قبادي به نام «خالد عامري» يورش برده و اقدام به دستگيري وي به همراه دختر وي «سروه عامري» ‏دانشجوي علوم سياسي دانشگاه کرمانشاه مينمايند. سپس اين افراد را نيز مجبور به رويت جسد دفن نشده و ‏شکنجه شده فرزاد قبادي مينمايند و سروه قبادي را به سلول رابعه قبادي منتقل مينمايند که وضعيت شکنجه ‏شده وي و از دست دادن تعادل رواني وي را مشاهده نمايد&#8221;.‏<br />
‏<br />
در قسمت پاياني اين گزارش ضمن درخواست ياري از مدفعان حقوق انساني و رسانه هاي عمومي براي ‏حمايت از دستگير شدگان اين حادثه و بازتاب قتل فجيع اين ناراضي سياسي کرد، با اشاره به وضعيت پيش ‏آمده و همچنين عدم تحويل جنازه مقتول براي خاکسپاري، آمده است: &#8220;اين اقوام در روستاي شاهيني از توابع ‏شهرستان کامياران اقامت دارند و در حال حاضر نيروهاي امنيتي جورعب و حشتي شديد را با حضور خود ‏در اين روستا حاکم نموده اند و زندگي عادي و روزمره را دراين روستا از بين برده اند. همچنين وزارت ‏اطلاعات از تحويل جسد فرزاد قبادي به خانوده وي خودداري مينمايد و بدون وجود حکم قضائي کارگاه و ‏فروشگاههاي خالد قبادي و احمد جواهري را با وجود 31 کارگر تعطيل نموده است. احمد جواهري، رابعه ‏قبادي، فاطمه جواهري و عطا قبادي در بازداشتگاه اداره اطلاعات کرمانشاه نگهداري ميشوند و نه تنها داراي ‏وضعيت جسمي نامساعد هستند، بلکه به خاطر جبر به ديدن جسد شکنجه شده فرزاد قبادي در وضعيت ‏نامساعد رواني بسر ميبرند بالاخص خانم رابعه قبادي که مشاعر خود را نيز از دست داده است.&#8221; ‏</p>
<p>‏ اتفاق فوق درحالي روي داده که اويل هفته جاري نيز پنج نفر از اعضاي يک خانواده سنندجي که مدتي پيش ‏دو تن از فرزندانش به اتهام مشارکت در کشتن يکي از اعضاي سپاه پاسداران، اعدام شده بودند، به دلايل ‏نامعلومي دستگير و به مکان نامعلومي انتقال داده شده اند. ‏</p>
<p>ساير اخبار و گزارشات در خصوص اين اتفاقات و همچنين قتل ابراهيم لطف الهي در بازداشتگاه وزارت ‏اطلاعات در سنندج، حاکي از آن است که اوضاع عمومي درهردو استان کردستان و کرمانشاه، به ويژه در ‏شهرهاي کامياران، سنندج، روانسر، دهگلان و کرمانشاه تاحدودي متشنج و غيرعادي ست و نيروهاي امنيتي ‏و اطلاعاتي نيز در بعضي از مناطق اين شهرها در حالت نيمه آماده باش بسر مي برند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.top.balatar.com/?feed=rss2&amp;p=32</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
