دانلود فیلم

ژوئن 2, 2008

نامه اهالی روستا به امام زمان

دسته: تحریم دات کام, طنز — admin @ 11:24 ب.ظ

امروز اول صبح ديدم يكي داره در اتاقم رو از پاشنه در مياره. به هر مصيبتي بود خودم رو رسوندم دم در. حسن طاس پسر آمیز یحیی بود مي گفت كدخدا و اهالي كارم دارن. حدس زدم طبق معمول دوباره سر يه وجب زمين دعواشون شده مي خوان سند و بنچاق هاشون رو بخونن . توي راه فقط به بخت بد خودم نفرين مي كردم كه چرا اينا هميشه بايد اول صبح دعواشون شه!!!.

————————————-

كدخدا: بيا ميرزا بشين يه نامه درست و حسابي بنويس ببينم

من: نامه؟ اين موقع صبح؟ كدخدا خوب مگه خبري شده كه به اين فوريت….

كدخدا كه هيچوقت نمي ذاره حرف من تموم شه دست سید حسین پینه دوز ده رو گرفت و كشون كشون آورد طرف من. اين سيد حسين كه همه آ سد حسين صداش مي كنن همه چي رو وصله مي كنه. آدم خوبيه بنده خدا. ولي يه كم توي حرف زدن مشكل داره.

مممممن مي خوام بببببرم…..

بازم كدخدا پريد وسط: آ سد حسين داره به امید خدا میره پابوس امام زمان مسجد جمکران.

ميرزا: مگه آقا ظهور كرده؟

كدخدا هم انگار منو دايورت كرده بود روي شاخه چنار وسط خونش ادامه داد: ديشب منو چند تا از ريش سفيداي ده با هم صحبت كرديم و ديديم كه اينجوري نميشه. اگه بخواد همين جوري پيش بره امسال همه مون از قحطي مي ميريم. گفتيم حالا كه آسد حسين داره ميره قم و جمكران يه نامه اي خدمت امام زمان بنويسيم چندتا سوال از ايشون بپرسيم. آسد حسين هم زحمتش رو بكشه و ببره بندازه توي چاه ايشون. بلكه فرجي بشه يا حداقل جوابي بياد….

————-

حالا ديگه وظيفه من مشخص بود. كدخدا و بقيه گفتن و ما نوشتيم. حالا هم واسه جبران تلافي اين چند وقتي كه نبوديم گفتيم متن نامه رو بذاريم توي وبلاگ تا كاملا شفاف سازي كرده باشيم.

اين هم متن نامه:

بسمه تعالي

خدمت مقام معظم امام زمان (عج)

با اسلام،

احتراما به استحضار مي رساند اينجانبان سكنه روستاي دورافتاده “كركانج آباد مكتانه” عاجزانه استدعا داريم فكري به حال ما بنماييد.

همانطور كه خودتان هم مي دانيد چند سنه اي است كه شخصي به نام محمود احمدي نژاد رئيس جمهور اين مملكت شده است. البته ما كه به خاطر 50 هزارتومن شيخ به ايشان راي داده بوديم و به خاطر اينكه وقتي خواب بود راي هايش را ريخته اند جلوي گوسفندها، در دور دوم شركت نكرديم. اما حالا ديگر كارد به استخوانمان رسيده. طبق روزنامه هايي كه هفته پيش برايمان آوردند روستا و ميرزا بنويس برايمان خواند اين آقا گفته است كه شما مملكت را اداره مي كنيد. ما هر چه ميان خودمان مشورت كرديم به نتيجه اي نرسيديم پس گفتيم نامه اي براي شما بنويسيم و از كم و كيف قضايا سوال كنيم:

آيا شما واقعا داريد مديريت مي كنيد؟ پس اين گراني ها و مصيبت ها چيست؟ اگر اينگونه است لطف كنيد و دست از مديريت برداريد و بگذاريد ما به زندگي مان برسيم. آقا گراني به درك!! ما قبلا هم گراني ديده بوديم. حتي زمان حمله انگليسي ها كه نان هم گيرمان نمي آمد زنده مانده بوديم. ولي حالا با اين واردات فراواني كه مي شود و اين خشكسالي، ديگر امسال چيزي چيزي نكاشته ايم و احتمال دارد اين بار جان سالم به در نبريم!!

اما اگر شما مديريت نمي كنيد پس اين آقا دروغ مي گويد؟ ببينيد آقا اين مش رجب ما كه خيلي آدم رك و صريحي مي باشد مي گويند از شما بپرسيم كه دست شما و محمود در دست هم است يا نه؟ و آيا واقعا عده اي وجود دارند كه دارند مافيايي مي كنند؟ پس اينكه محمود تا حالا اسم هيچكدام را نگفته تا ما با همين بيل هايمان حسابشان را برسيم براي چيست؟ آيا زورتان به اينها نمي رسد؟ يا اينكه نمي خواهد اسمشان را بگويد؟ آيا نگفتن اسم اينها خيانت به ما مردم ستمديده و مظلوم نيست؟ اگر هم اينها وجود ندارند و خودش عرضه ندارد يا اقتصاد نمي داند چرا نمي گويد تا ما همين پسر غلامحسين را كه در دانشگاه شهر در رشته اقتصاد درس خوانده ولي الان در شهر بيكار و علاف است را براي كمكش بفرستيم؟

آقا شما هم مي دانيد قيمت برنج الان چند است؟ قند يا شكر را چه؟ حالا البته پودر رختشويي زياد به ما ربطي ندارد. ما هنوز هم خدا را شكر لباسهايمان را با همان گل رختشويي مي شوييم.

آقا جان لطفا تكليف ما را روشن كنيد. يا شما مديريت مي كنيد يا نمي كنيد. اگر مي كنيد اين چه وضع كردن است؟ اگر نمي كنيد خوب بگوييد كه مي كند تا ما تكليفمان را بدانيم.

زياده عرضي نيست آقا. فقط جانمان فدايتان زودتر يك جوابي بدهيد كه مي ترسيم فردا صبح كه بيدار شديم آب خوردن هم گيرمان نيايد.

با تشكر و آرزوي تعجيل در فرجتان

اهالي روستاي كركانج آباد مكتانه

كتبت في التاريخ 27 جمادي الأول 1429 بقلم العبد الضعيف ميرزا بنويس

آوریل 29, 2008

زن عباس آقا

دسته: تحریم دات کام, طنز, هفت تیر — admin @ 12:06 ب.ظ

دوستی دارم که چند سال پیش زنش رو طلاق داد و دوباره ازدواج کرد … چند روز پیش ازش پرسیدم چرا زن اولت رو طلاق دادی ؟ گفت : من برای زنم نامحرم بودم ! گفتم یعنی چی ؟ گفت ما از اول ازدواجمون قرار بر حجاب داشتیم اما زنم جلوی همه بی حجاب بود و فقط وقتی من میومدم چادر سرش میکرد ! مثلا توی یک مهمونی که چند تا مرد نامحرم بودند زن من بی حجاب بود و با همه بگو بخند و بزن برقص داشت و وقتی من میو مدم زود بهش میگفتند عباس اقا اومد اونم از ترسش چادر سرش میکرد مینشست یه گوشه … برای همین طلاقش دادم !

حالا ما ملت هم عین همین عباس اقا شدیم نامحرم ! اقای رییس جمهورمون ادعا میکنه اسامی تمام جاسوس ها و کسانی که در رابطه با مسایل هسته ای به ملت خیانت کرده اند و تمام دانه درشت های مفاسد اقتصادی رو میدونه ولی اعلام نمیکنه ! اقای خاتمی دیروز توی دانشگاه تهران میگه اسامی تمام کسانی که توی هشت سال مدت ریاست جمهوریش به کشور و ملت خیانت کرده اند توی جیبشه اما اعلام نمیکنه ! تا یه خورده این گرو های چپ و راست به هم میفتن زود میگن کاری نکنید که ناگفته ها رو بگیم ! اما فقط در حد یک تهدید … هیچوقت این ناگفته ها گفته نشده ! این گروههای تحقیق و تفحص لعنتی هیچوقت هیچی رو به ملت اعلام نمیکنن ! همیشه چادر سرشون کردن جلوی ما …. حکایتشون شده حکایت زن عباس اقا … من میگم باید طلاقشون بدیم بریم یه زن دیگه بگیریم … زنی که با ما محرم باشه …. اینجوری بهتره ! زندگی شیرین تر میشه

فوریه 17, 2008

امتحان تاریخ صد سال بعد

دسته: تحریم دات کام, طنز — admin @ 1:34 ب.ظ

http://turkmenilim.org/tanz/24.shtml

فوریه 6, 2008

بنز

دسته: طنز, عکس, پفک — admin @ 1:03 ب.ظ

011.jpg

یک ماشین سلطنتی برای دفتر و …

*

021.jpg

یک جای مناسب برای پارک ماشین و…

*

031.jpg

یک دفتر مطابق استانداردهای شما و …

041.jpg

یک جایی برای راحت بودن و …

*

06.jpg

و جایی برای تبادل ایده ها و …

*

*

رویا پردازی بسه. بیا برگردیم سر کارمون !!

07.jpg

ژانویه 30, 2008

: کتاب درسی دختران و پسران بايد جدا شود

دسته: تحریم دات کام, طنز — admin @ 5:32 ب.ظ

صغرا خانم ایثارگر و حمیده احساساتی

 

سرپرست آموزش و پرورش از نخبگان برای تغییر کتب درسی بویژه جدا کردن کتاب درسی دختران و پسران درخواست کمک کرد.

وی افزود برای جایگزینی مطالبی همچون حسین فهمیده، دهقان فداکار، اشعار حافظ و مولوی کمیته‌های حقیقت‌یاب تشکیل شده تا نقش برجسته زنان در تاریخ و همچنین اشعار بانوان مذهبی را از منابع موجود استخراج کنند

 در همین راستا پبشنهاد شده  داستان دهقان فداکار به صغرا خانم ایثارگر و حسین فهمیده به حمیده احساساتی تغییر یابد.

صغرا خانم ایثارگر خیلی ناراحت شد اول خواست پیراهنش را دربیاورد ببندد به چوبدستی و آتشش بزند، بعد یادش آمد که اگر چشم مسافران نامحرم به او بیفتد خدا او را با چوبدستی‌اش در آتش جهنم می‌اندازد بعد خواست چادرش را استفاده کند یاد موهایش افتاد

سپس متوجه شد لازم نیست مثل مردها لخت شود او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ریخت رو چوبدستی و چوبدستی‌اش را آتش زد و چون دویدن برای زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دیر شده بود،

قطار با سنگ‌ها برخورد کرده بود و همه مسافران شهید شده بودند. نشست و گریه کرد و گفت: انا لله و انا الیه راجعون.

  علی‌احمدی: کتاب درسی دختران و پسران بايد جدا شود

 

ایبنا : علی‌رضا علی‌احمدی، سرپرست وزارت آموزش و پرورش صبح امروز در همایش برنامه درسی ملی با اعلام مطلب فوق گفت: این واضح است که کتاب‌های درسی باید متناسب با نیازها و ویژگی‌های دانش‌آموزان، آینده زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی آنها، نیازهای روحی، روانی و عقلانی آنها تنظیم شود.

علی‌احمدی با اشاره به نیازهای متفاوت روحی، روانی و جسمی دختران و پسران در شرایط سنی مشابه گفت: بنابراین ضرورت دارد در برنامه درسی ملی و به تبع آن کتاب‌های درسی به این نیازها پاسخ گوید.

وی تصریح کرد: اما هدف هیچ کدام از این تغییر و تحولات ایجاد ممنوعیت و محدودیت برای خانم‌ها نخواهد بود.

سرپرست وزارت آموزش و پرورش خاطر نشان کرد: در تدوین برنامه درسی علاوه بر ویژگی‌های جنسیتی ویژگی‌های قومی و نژادی و جغرافیایی نیز باید لحاظ شود.

علی‌احمدی با اشاره به تفاوت‌های یک نوجوان عشایر و نوجوان شهری گفت: کتاب درسی باید به نوجوان عشایری حماسه و رشادت و به نوجوان شهری قوانین را بیش از سایر موارد آموزش دهد.

وی در ادامه توجه به چشم اندازهای کشور را به مولفان کتاب‌های درسی گوشزد کرد و افزود: البته تحقیق و پژوهش در فلسفه تعلیم و تربیت کار مولفان نیست و ایشان باید با اشاره به سند و برنامه درسی ملی محتوای کتاب‌ها را تنظیم کنند.

سرپرست وزارت آموزش و پرورش بر عدم کپی‌برداری از نظام‌های آموزشی غرب در كتاب‌هاي درسي کشور تاکید و خاطرنشان کرد: آموزش و پرورش ما نباید منفعل باشد و باید با توجه به مبانی ارزشی و اعتقادی کتاب‌های درسی را تنظیم كند

با نیروی وردپرس