دانلود فیلم

جولای 15, 2008

دانلود فیلم هادوی

فیلم زمین خواری دانشگاه آزاد
هفت تیر 7tir.com
: جنایت ها و صحنه های شنیعی که در این فیلم ملاحظه خواهید کرد در فلسطین اشغالی و توسط اشغالگران اسرائیلی انجام نشده است و بعید است مشابه این صحنه ها را در در فلسطین کسی ببنید . دزدیدن دختر و انتقال او به دانشگاه آزاد به دستور جاسبی و کندن روسری از سر دختری که می خواهد مانع از زمین خواری مسئولان دانشگاه آزاد شود و کتک زدن او در یکی از شهرهای دور افتاده ایران نیز اتفاق نیافتده است . تمام این اتفاقات در همین تهرانی در شهری که آیت الله خامنه ای ولی امر مسلمین جهان در آن زندگی می کند اتفاق می افتد همه مسئولان از آن خبر دارند و بارها و بارها این جنایت ها که شرحش را در ادامه می خوانید تکرار شده است و خانواده مورد ظلم بارها در قوه قضاییه جمهوری اسلامی دادخواهی کرده اند اما صدایشان به جایی نرسیده است و قوه قضاییه با وجود مدارک بسیار و فیلم این جنایت ها کوچک ترین اقدامی برای برخورد با جاسبی و مسئولان شناخته شده دانشگاه ازاد که فیلمشان را در ادامه می بینید انجام نداده است و تنها در یک مورد متهم را با وثیقه یک میلیون تومانی به دستور دادستان تهران آزاد کرده است .
ماجرا ماجرای زمین خواری است . داستانی که در کشور جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها شنیده شده است و عده بسیاری از هموطنان به طریقهای مشابه زمین خود را از دست داده اند و بسیاری از مسئولان و زور مداران مملکت صاحب هزاران هزار متر زمین شده اند و این قصه همچنان ادامه دارد .
اگر پیش از این تنها روایت هایی پراکنده از ضرب و شتم اهالی یک روستا توسط عوامل امام جمعه شیراز برای تصرف زمین آنها شنیده اید این بار می توانید فیلم واقعی تلاش مسئولان نظام برای تصرف زمینی به وسعت 140 هزار متر در تهران را مشاهده کنید که در این تلاش میلیارد ها تومان به زمین خسارت زده می شود . به ناموس صاحب زمین بی حرمتی می شود و حتی یکی از دخترهای او را می دزدند . و چندین نفر نیز در این اقدامات به قتل می رسند و صحنه قتل حادثه جلوه داده می شود . درتمام این اقدامات چهره مسئولان دانشگاه آزاد از رئیس حراست یکی از واحد ها گرفته تا معاون دانشگاه مشخص است .
ماجرا از این قرار است که دکتر هادوی یکی از قضات دادگستری قبل از انقلاب که بعد از انقلاب نیز چند سالی در قوه قضاییه مشغول به فعالیت بود دو میلیون متر زمینی که به او ارث می رسد را به دانشگاه آزاد هدیه می کند و در فيلم مي گويد: من تصميم گرفتم براي انجام يك عمل خير اين زمين‌ها را به دانشگاه آزاد واگذاركنم. لذا بيش از 2 ميليون متر مربع را طي صحبتي كه با آقاي جاسبي داشتم به آن‌ها هديه كردم و 140000 متر مربع را نگه داشتم.

پس از اين اقدام خانواده هادوي، دانشگاه آزاد به بهانه اخذ وام از بانك در خواست انتقال سند مي‌كند و پس از امضا موافقت نامه و در اختيار قرار گرفتن زمین توسط دانشگاه آزاد، مسئولان دانشگاه با انجام شنيع‌ترين اقدامات شروع به تصرف باقي مانده زمين‌ها مي‌كنند.

در فيلم ارائه شده مشخص است كه كارمندان در استخدام دانشگاه كه بعداً معلوم می شود مربوط به دانشگاه آزاد واحد علوم تحقيقات هستند با بولدوزر و ساير وسايل به تصرف زمين‌های اطراف مي‌پردازند.

خانواده هادوي كه از اين اقدام مطلع مي‌شود، مانع از اين كار مي‌شود كه افراد گماشته دانشگاه با وحشيانه ترين حالت‌ها خانواده را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دهند و روسري از سر دختر بزرگ خانواده مي‌كشند و به وي اهانت مي‌كنند.

خانواده هادوي مي‌گويند كه ما حدود 3 ماه، در زمين‌مان چادر زديم ولي چادرها‌ي ما را آتش زدند و شبانه 400 كاميون خاك در ملك ما ريختند.

در قسمتي ديگر از اين هتاكي وقتي دختر خانواده جلوي لودر مي‌ايستد، راننده او را داخل لودر انداخته و به داخل دانشگاه مي‌برد.

در صحنه هاي اين فيلم كه بسيار تاثر برانگيز مي‌باشد برخورد زشت و زننده و هتاكي به اين خانواده مشهود است. جالب اين‌جا است كه اولين دادستان انقلاب نمي‌تواند با شكايت به دستگاه قضا مانع از اقدامات بيشترمتعرضان شود.

خانواده هادوي مي‌گويند: يك شب ما را تهديد كردند كه اگر زمين‌ها را تخليه نكنيم، 100 چماق دار به ‌ما حمله مي‌كنند. لذا چندين لاستيك را آتش مي‌زدند و به سمت ما روانه ‌كردند.

در پایان این فیلم، هادوی می گوید: عده ای به من گفتند که می توانی طبق قانون کل زمین هایی را که هدیه دادی پس بگیری، اما من این کار را برای رضای خدا کردم، اینها (اشاره به مسئولین دانشگاه آزاد) بالاخره می روند ولی دانشگاه برای دانشجویان باقی می ماند…

بنابر اين گزارش وقاحت اقدامات انجام شده به اندازه‌اي است كه آوردن تمامي آن‌ها در سايت جایز نبود. لذا به همين اندازه اكتفا مي‌كنيم
كشيدن روسري از سر دختر خانواده و بریدن موهای وی، حمله به اعضاي خانواده ، آتش زدن چادر، جاری کردن سیل در زمین مسکونی، پرتاب مواد آتش زا و …از جمله اقدامات دردناکی است كه به جهت تصرف غیر قانونی املاک همسایگان صورت گرفته و دیدن آن دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد.
برای دانلود هر فیلم روی آن راست کلیک کنید و save را بزنید

دانلود فیلم دانشگاه آزاد – فیلم جناییتهای دانشگاه آزاد – دانلود فیلم هادوی و دانشگاه آزاد – دانلود فیلم هادوی

می 19, 2008

متهم با فروش کليه پسر مبتلا به ايدزش باعث اين حادثه شد

دسته: حوادث, هفت تیر, پزشکی و سلامت — admin @ 5:39 ق.ظ

پرونده مردي که با اطلاع از ابتلاي پسرش به بيماري ايدز کليه او را به يک بيمار فروخته و مرگ وي را رقم زده است براي تشخيص نوع اتهام به دادگاه عمومي تهران ارجاع شد.
نوع اتهام اين مرد در حالي هنوز در هاله يي از ابهام قرار دارد که همسر و فرزند متوفي نيز به بيماري ايدز مبتلا شده اند
شهريور ماه سال 85 هنگامي که پزشکان به مهندس 36 ساله هوا – فضا اعلام کردند کليه هايش از کار افتاده است و وي بايد هرچه سريع تر عمل پيوند را انجام دهد او براي دريافت کليه در يک بيمارستان ثبت نام کرد و چندي بعد با پرداخت دو ميليون و 750 هزار تومان کليه پسر جواني را خريد.
پس از انجام پيوند کليه در حالي که مهندس جوان مشکلات خود را پايان يافته مي ديد، دو ماه بعد به طرز غيرمنتظره يي با علائم تازه يک بيماري و تب شديد مواجه شد و پس از انجام آزمايش هاي تخصصي فهميد به بيماري ايدز و هپاتيت C مبتلا شده است.
پزشکان علت ابتلاي اين جوان به بيماري را دريافت کليه تشخيص دادند.
به همين خاطر مهندس 36 ساله عليه مسوولان آزمايشگاه و بيمارستاني که در آنجا تحت عمل جراحي قرار گرفته بود اعلام جرم کرد.
اين متهمان بعد از احضار به دادسراي جرائم پزشکي تهران مدعي شدند مدارک دهنده کليه سلامت او را تاييد کرده بود و وي هيچ بيماري نداشت.17 ماه پس از پيوند کليه مهندس بيمار جان باخت و يک ماه پس از آن همسر اين فرد متوجه شد خود و فرزندش نيز به ايدز مبتلا شده اند.
پس از اعلام نتايج آزمايش هاي پزشکي همسر متوفي بار ديگر خواستار پيگيري پرونده شوهرش و دستگيري دهنده کليه شد.
در حالي که اعضاي خانواده متهم از خانه خود نقل مکان کرده بودند و هيچ نشاني از آنها وجود نداشت سرانجام اوايل اسفندماه سال گذشته از طريق يک شماره تلفن، پدر دهنده کليه شناسايي و بازداشت شد.
او با اعلام اينکه پسر بيمارش فوت شده است، اعتراف کرد از ابتلاي فرزندش به بيماري ايدز مطلع بوده و به همين خاطر پسر ديگرش را براي انجام آزمايش هاي پيش از عمل جراحي به آزمايشگاه فرستاده و سپس جوان بيمار کليه اش را فروخته است.
با اعترافات اين مرد وي بازداشت شد و با توجه به اينکه پسر ديگر او – برادر دهنده کليه – فراري بود بازپرس ابوالحسن رضايي، پدر و پسر را مجرم شناخت و براي آنها به اتهام معاونت در قتل قرار مجرميت صادر کرد.
پس از صدور اين قرار داديار اظهارنظر دادسراي ناحيه 19 مسوول پيگيري هاي بعدي پرونده شد. در حالي که پزشکي قانوني مرگ مهندس جوان به خاطر بيماري ايدز را تاييد کرده بود داديار اظهارنظر جرم پدر و پسر را معاونت در قتل ندانست و خواستار صدور قرار مجرميت با عنوان اتهامي سبک تر براي دو متهم شد.
با ايجاد اختلاف بين دو مقام قضايي پرونده ديروز به دادگاه عمومي تهران ارسال شد تا قاضي جديدي به بررسي موضوع بپردازد و نوع اتهام پدر و پسر را مشخص کند.در همين حال محمدعلي جداري فروغي – حقوقدان و وکيل دادگستري – درباره اين پرونده به خبرنگار ما گفت؛ برخي افراد بر اثر فقر و تنگدستي دست به اعمالي مي زنند که شايد اطلاعي از نتايج آن نداشته باشند و در نهايت انجام چنين اعمالي باعث ايجاد ناامني بهداشتي در جامعه مي شود.
با توجه به مقررات قانون مجازات اسلامي اگر شخصي با علم به اينکه کليه بيمار مبتلا به ايدز را در اختيار بيمار ديگري قرار مي دهد مرتکب اين عمل و موجب مرگ گيرنده کليه شود مي توان گفت نوعي عمل مجرمانه حداقل در حد معاونت در قتل مرتکب شده و دستگاه قضايي بايد با توجه به قوانين با اين عمل بزهکارانه مقابله کند و مرتکب را به مجازات قانوني برساند.
وي افزود؛ براي وقوع عمل بزهکارانه سه عنصر مادي، معنوي و قانوني مورد نياز است و بدون توجه به اين سه عامل جرم اثبات نمي شود.
در اين پرونده عمل مادي متهم، همان ارائه کليه بيمار و آلوده به گيرنده است و عنصر معنوي جرم علم و اطلاع وي از اين موضوع است که اگر پيوند کليه انجام پذيرد باعث مرگ گيرنده مي شود.
عنصر قانوني نيز تطبيق عمل با مقررات مربوط به قتل در قانون مجازات اسلامي است اعم از اينکه متهم بنا به تعاريف قانوني عامداً، عاملاً و قاصداً مرتکب اين عمل شده باشد يا خير .

جهنم در شهر مرند

دسته: حوادث, عکس, هفت تیر — admin @ 12:47 ق.ظ

ک دستگاه تانکر سوخت 18 چرخ ترمز بريده شهر مرند را به جهنم تبديل کرد.روز پجشنبه، يک دستگاه تانکر سوخت ۱۸ چرخ حامل سوخت قاچاق در شيب تند روبه‌روي دانشگاه پيام نور، ترمز بريده و زوزه‌کشان وارد شهر مرند مي‌شود و پس درهم کوبيدن چندين دستگاه خودرو سواري شخصي و ميني‌بوس در خيابان امام خميني روبه‌روي اداره برق واژگون شده و طعمه حريق مي‌شود.

به گزارش مرندخبر، در اين حادثه تعدادي خودرو در اثر آتش سوزي کاملا سوخته و از بين رفته و بيش از ۲۵ نفر کشته و زخمي شده‌اند.

بنا بر گزارش اورژانس مرند، تعداد ۲۲ نفر زخمي و تعداد سه نفر کشته شده‌اند.

زنگ مدرسه به صدا در مي‌آيد و «الهام» شاد و خندان از گرفتن نمره ۲۰، راهي خانه مي‌شود تا نمره ۲۰ خود را به مادرش نشان دهد و آغوش گرم و بوسه‌هاي محبت‌آميز مادرش را براي هزارمين بار تجربه کند. ولي سرنوشت، «الهام» را از آغوش گرم مادر محروم مي‌کند و «الهام» فداي ندانم‌کاري مي‌شود!

به راستي ندانم‌کاري و بي‌خيالي کدام مسئول سرنوشت جانگداز «الهام» را رقم زده است؟

 

 

 

 

 

می 16, 2008

سه متجاوز اعدامي در اهواز

دسته: حوادث, هفت تیر — admin @ 11:17 ق.ظ

جزييات پرونده سه جوان اهوازي که به اتهام تجاوز به عنف به دار آويخته شده بودند پس از اجراي حکم آنها از سوي فرمانده انتظامي استان خوزستان تشريح شد. به گفته سرهنگ مختاري فرد اين سه اعدامي که عبدالرضا، عباس و ناصر نام داشتند به همراه همدستان ديگرشان علاوه بر 11 مورد تجاوز به عنف در چند فقره سرقت مسلحانه خودرو، آدم ربايي و کيف قاپي نيز دست داشتند. نخستين شکايت عليه اين باند اوايل مهرماه سال گذشته مطرح شد و دختري 18 ساله با مراجعه به پليس آگاهي اهواز طي اظهاراتي گفت؛ هنگامي که قصد داشتم به خانه مان بروم سوار يک خودروي مسافرکش شدم اما راننده پس از طي مسافتي به سمت يک منطقه خلوت حرکت کرد و اعتراض هاي من با تهديد دو مسافر ديگر ماشين همراه شد. پس از حدود 20 دقيقه وقتي به مکاني خلوت رسيديم آن سه مرا مورد آزار جنسي قرار دادند و سپس رهايم کردند. در حالي که تحقيقات براي شناسايي سه جوان متجاوز آغاز شده بود چندي بعد شکايت مشابه ديگري نيز مطرح شد و اين بار دختري 19 ساله از سه آدم ربا ياد کرد که تحت عنوان مسافر وي را سوار خودروشان کرده بودند. او به پليس توضيح داد که اتومبيل متهمان شيشه دودي دارد. با گذشت زمان در حالي که دامنه تحقيقات براي دستگيري متهمان گسترش يافته بود به تعداد شاکيان نيز افزوده شد و در مجموع 11 دختر که يکي از آنها 12 سال بيشتر نداشت اعلام کردند از سوي اعضاي اين شبکه مورد تعرض قرار گرفته اند. از آنجا که محل اصلي فعاليت اين گروه در روستاي برومي و همچنين خروجي هاي شهر اهواز بود اين مناطق به صورت نامحسوس زيرنظر گرفته شد تا اينکه متهمان يک به يک به دام افتادند. در جريان بازجويي از متهمان مشخص شد سه عضو اصلي گروه عبدالرضا، عباس و ناصر نام دارند و عبدالرضا وظيفه سردستگي باند را برعهده داشته است. او در بازجويي ها گفت؛ من و دو عضو اصلي ديگر باند در خيابان ها پرسه مي زديم و به محض مشاهده دختراني که به تنهايي در انتظار تاکسي ايستاده بودند آنها را سوار مي کرديم و چون در طول مسير با چاقو آنها را تهديد مي کرديم طعمه هايمان امکان فرار يا دفاع از خود نداشتند از سويي شيشه ماشين مان را هم دودي کرده بوديم تا اگر کشمکشي داخل خودرو به وجود آمد کسي متوجه موضوع نشود.وي ادامه داد؛ علاوه بر تعرض به دختران در چند مورد به همراه ساير اعضاي گروه سوار خودروهاي عبوري مي شديم و با تهديد سلاح اتومبيل ها را به سرقت مي برديم، ضمن اينکه کيف قاپي نيز انجام مي داديم. در ادامه تحقيقاتي که از اين گروه صورت گرفت مشخص شد متهمان يک راننده کاميون را نيز با انگيزه سرقت وسيله نقليه اش با ضربات چاقو به قتل رسانده اند. درنهايت براي سه متهم اصلي پرونده به عنوان محارب و مفسدفي الارض درخواست صدور حکم اعدام شد و قضات شعبه 16 دادگاه تجديدنظر و کيفري استان خوزستان آنها را به مرگ محکوم کردند.سرهنگ مختاري فرد- رئيس پليس آگاهي خوزستان- درباره اين باند گفت؛ پس از صدور حکم اعدام براي سه متهم اصلي و تاييد راي از سوي ديوان عالي کشور اين متهمان در زندان کارون به دار آويخته شدند. وي افزود؛ اين سه متهم طعمه هاي خود را از فلکه ساعت و ميدان چهارشير سوار مي کردند و به سمت روستاي برومي، باغ فردوس و قبرستان جديد اهواز مي بردند، البته بيشتر آنان را در گاراژهاي روستاي برومي مورد آزار و اذيت قرار مي دادند.اين مقام انتظامي خاطرنشان کرد؛ علاوه بر سه متهم اعدام شده ساير اعضاي باند نيز که از 17 تا 28 سال سن دارند به حبس محکوم شده اند. چت روم فارسی

می 6, 2008

زوج جوان ، تجاوز را دلیل قتل مرد صاحبخانه اعلام کردند

دسته: حوادث, هفت تیر — admin @ 2:19 ق.ظ

پرونده مردي که مدعي است در پي تعرض صاحبخانه به همسرش، مرد مسن را به قتل رسانده براي برگزاري جلسه محاکمه به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شد.به گزارش خبرنگار ما، بعدازظهر روز 17 بهمن ماه سال گذشته هنگامي که کارآگاهان جنايي پليس آگاهي شهريار از کشف جسد مردي مسن در يک مکان عمومي مطلع شدند به سرعت به محل حادثه رفتند تا از چگونگي اين واقعه مطلع شوند. آنان دريافتند مقتول مردي 76 ساله به نام قادر است که در همان مکان عمومي زندگي مي کرده است. پس از انتقال جسد مقتول به پزشکي قانوني، متخصصان خونريزي شديد ناشي از جراحات متعدد را علت اصلي مرگ قادر دانستند و اعلام کردند اين مرد مورد اصابت چندين ضربه شيء برنده و نوک تيز قرار گرفته است.کارآگاهان پس از پرس وجو از آشنايان قادر متوجه شدند اين مرد برخلاف تصور اوليه صاحب يک منزل مسکوني است اما آن را به يک زوج اجاره داده و خودش زندگي در آن مکان عمومي را انتخاب کرده است. از آنجا که احتمال داشت زن و شوهر مستاجر اطلاعات تازه يي از زندگي قادر داشته باشند بازپرس پرونده دستور بازداشت آن دو را صادر کرد. هرچند زوج جوان در ابتدا خود را بي خبر از علت قتل صاحبخانه شان نشان مي دادند اما اظهارات ضد و نقيض اين دو ظن پليس را برانگيخت و کارآگاهان به اين يقين رسيدند که مرضيه و جواد از اسرار اين جنايت مطلع هستند. با ادامه يافتن بازجويي ها از دو مظنون بالاخره مرضيه راز قتل مرد مسن را افشا کرد و شوهرش را قاتل ناميد. او گفت؛ چند روز قبل از قتل من براي پرداخت کرايه خانه به محل زندگي قادر رفتم. آن روز در محل کسي حضور نداشت و صاحبخانه مرا به بهانه صحبت بر سر اجاره بها به داخل کشاند و سپس به زور مورد تعرض قرار داد.زن جوان ادامه داد؛ پس از رهايي از دست قادر در حالي که بسيار آشفته و پريشان بودم به منزل بازگشتم و منتظر جواد ماندم. به محض حضور او در خانه، حادثه را برايش تعريف کردم ولي به هيچ وجه فکر نمي کردم وي مرتکب قتل شود. هدف من از بازگو کردن حقايق صرفاً اين بود که تصور مي کردم شوهرم بايد بداند چه اتفاقي برايم افتاده تا بعدها شائبه خيانت پيش نيايد.مرضيه افزود؛ چند روزي سپري شد و جواد در تمام اين مدت بسيار عصبي شده بود. او کمتر با کسي صحبت مي کرد و شب ها نمي توانست بخوابد. بي قراري هاي شوهرم سبب شده بود تا خودم نيز که وضع روحي بدي داشتم به شدت با بحران مواجه شوم. روزهاي سياه زندگي ما آغاز شده بود و هيچ کدام نمي توانستيم راهي براي خروج از اين وضع اسفبار پيدا کنيم تا اينکه روز حادثه هنگامي که جواد به منزل آمد متوجه برافروختگي و اضطراب بيش از حد او شدم اما هرچه سوال کردم ابتدا جوابي نداد تا اينکه بالاخره گفت قادر را کشته است.بعد از اعترافات مرضيه، همسر وي که مي ديد چاره يي جز تشريح چگونگي قتل ندارد به کارآگاهان گفت؛ پس از آنکه متوجه شدم قادر با همسرم چه کرده است به صرافت افتادم از وي انتقام بگيرم به همين خاطر نقشه قتل صاحبخانه را طراحي کردم و روز حادثه او را با ضربات متعدد چاقو از پا در آوردم و سپس از وسايل مقتول 200 هزار تومان پول نقد و چند حلقه انگشتر سرقت و فرار کردم.وي افزود؛ من نمي خواستم ماجراي قتل را به مرضيه اطلاع بدهم اما آن روز بعد از اينکه در خانه لباس هايم را عوض کردم همسرم متوجه شد آستين پيراهنم خون آلود است. به اين ترتيب دستم رو شد و مجبور شدم حقيقت را به او بگويم.پس از آنکه دو متهم روايت هاي خود را از قتل قادر بيان کردند، تحقيقات ادامه يافت و با توجه به اينکه برخلاف ادعاي مرضيه و جواد دليلي براي اثبات مهدورالدم بودن مقتول به دست نيامد، براي زوج جوان به اتهام قتل عمدي کيفرخواست صادر و اين پرونده ديروز به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شد. قضات دادگاه اکنون در صدد بررسي اين موضوع هستند که آيا جواد در بازجويي هاي اوليه حقيقت را بيان کرده يا اينکه با انگيزه سرقت دست به جنايت زده است.

مردی که از دست دوست پسر همسرش مرتب خانه عوض می کرد ، محاکمه شد

دسته: حوادث, هفت تیر — admin @ 2:15 ق.ظ

جلسه محاکمه مردي که جواني را در خانه اش ديده و او را به خاطر ارتباط با همسرش به قتل رسانده بود، در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد.به گزارش خبرنگار ما در جلسه محاکمه ديروز ابتدا آرش سيفي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و گفت؛ نادر 34ساله که از زمان وقوع قتل در روز هشت خردادماه سال گذشته در بازداشت به سر مي برد، متهم است جواني به نام «م.» را با ضربات قمه به قتل رسانده است. مطابق اقارير متهم و ساير مدارک موجود در پرونده تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.در ادامه اولياي دم مقتول در جايگاه حاضر شدند و براي متهم تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.سپس نادر به دفاع از خود پرداخت. وي اتهام قتل را قبول کرد و گفت؛ دو سال قبل از حادثه بود که متوجه شدم همسرم با مردي به نام «م.» ارتباط دارد. البته اوايل به گفته هاي مردم توجهي نداشتم و سعي مي کردم حرف هايشان را نشنوم. ما با «م.» هم محلي بوديم و من دقيقاً او را مي شناختم. يک سال و نيم پيش در همان شرايط که تلاش مي کردم به همسرم بدبين نشوم «م.» را در پاگرد واحد آپارتماني ام ديدم. با خواهش و تمنا و نصيحت از او خواستم از زندگي ام بيرون برود. من عاشق همسرم بودم و آنقدر دوستش داشتم که نمي خواستم حرف هايي را که در مورد او مي زدند باور کنم، بعد که به خانه رفتم با همسرم هم صحبت کردم و از وي خواستم به کارهايش پايان دهد. او هم قبول کرد. با اين حال براي اطمينان بيشتر خانه ام را عوض کردم. چندي بعد متوجه شدم «م.» آدرس جديد خانه ام را پيدا کرده است. متهم ادامه داد؛ مجبور شدم دوباره به محل ديگري نقل مکان کنم. فکر مي کردم «م.» ديگر دست از سر همسرم برداشته است تا اينکه دوباره متوجه زمزمه هايي شدم که عليه همسرم مطرح مي شد. با اين حال هنوز هم همسرم را دوست داشتم و حاضر نبودم حرف نامربوطي را در موردش قبول کنم. روز حادثه سر کارم بودم که يکي از آشنايان با من تماس گرفت و گفت «م.» را اطراف خانه ام ديده است. بلافاصله به سمت منزل به راه افتادم، وقتي رسيدم با کليد در را باز کردم و وارد خانه شدم و ديدم «م.» در کنار همسرم است. آنقدر عصبي شدم که کنترل خودم را از دست دادم. با قمه يي که در دست داشتم سه ضربه به «م.» زدم. همسرم خيلي ترسيده بود و فرياد مي زد. با اينکه خيلي دوستش داشتم اما نتوانستم تحمل کنم و با قمه به او هم ضربه زدم، بعد هم خودم را به پليس معرفي کردم.قاضي تردست در ادامه جلسه دادگاه را غيرعلني اعلام کرد تا همسر نادر نيز تحت محاکمه قرار گيرد. همسر نادر در مرحله دادسرا به داشتن ارتباط با مقتول اعتراف کرده و در بخشي از سخنانش گفته بود؛ من شوهرم را دوست داشتم و دلم نمي خواست با مقتول رابطه داشته باشم اما وقتي به «م.» گفتم که ديگر نمي خواهم وي را ببينم، تهديدم کرد که به شوهرم خبر خواهد داد. مقتول به زور با من رابطه برقرار مي کرد و حتي زماني که فهميد شوهرم از ماجرا مطلع شده است، دست برنداشت. ما چندين بار هم خانه مان را عوض کرديم ولي «م.» همچنان مرا تهديد و وادار مي کرد کاري را انجام دهم که دوست نداشتم. تا اينکه شوهرم روز حادثه سرزده به خانه آمد و او را کشت. ضربه يي که به من زده بود هم بسيار عميق بود اما من به طرز معجزه آسايي نجات پيدا کردم.قضات شعبه 74 پس از شنيدن دفاعيات همسر متهم در جلسه يي غيرعلني براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند.

آوریل 20, 2008

خودكشي دانشجوي دكتراي دانشگاه بهشتي

دسته: ایران, حوادث, هفت تیر — admin @ 8:28 ق.ظ

آقاي کشاورز، دانشجوي 35 ساله مقطع دکتراي شيمي دانشگاه شهيد بهشتي بود.

متأسفانه به دليل مشکلات مالي، ايشان توانايي تهيه رساله دکتراي خود را نداشت و هنگامي که استاد وي اين مطلب را مي‌شنود، در جمع دانشجويان از او مي‌پرسد که براي چه زنده مانده و او که تهديد به خودکشي مي‌کند، در کمال ناباوري و در جلوي چشم همکلاسيان با خوردن سيانور خود را کشت.

تأسفبارتر آن‌که امروز، شنبه 31 فروردين، هيچ واکنشي از طرف دانشجويان دانشکده علوم رخ نداد.
تنها عمل دانشجويان، تهيه نامه‌اي انتقادي از طرف جمعي از دانشجويان دکتراي دانشگاه شهيد بهشتي بود که در خوابگاه نصب شد.

همچنين در پيام ديگري که با امضاي جمعي از دانشجويان دکتري دانشگاه شهيد بهشتي به «تابناک» ارسال شده، آمده است: عصر روز چهارشنبه مورخ 28/1/87 خبري تلخ در دانشگاه پيچيد. شهروز کشاورز دانشجوي دوره دکتراي شيمي، پس از يک مجادله لفظي با يکي از اساتيد دانشکده علوم پايه به سرعت با ترکيب مواد اوليه سيانور، اقدام به خودکشي کرد.

اگر چه قوانين کيفري ما تحريک به خودکشي را جرم نمي‌دانند و مسئوليت شخص محرک صرفا در حد اتهام مبني بر توهين به دانشجوي جانباخته يا تحقير وي در برابر ساير دانشجويان سطوح پايين‌تر قابل اثبات است، ليکن فراتر از قوانين و مقررات و با نگاهي وسيعتر به عوامل واقع‌بينانه وقوع اين حادثه دلخراش و خسارت غير قابل جبران به کشور و خانواده آن مرحوم، مي‌تواند ما را در پيشگيري از حوادث مشابه آن هم در عالي‌ترين سطوح تحصيلي، ياري کند.

آن مرحوم، عليرغم داشتن سن بالاي 35 سال و موفقيت در آزمون دشوار دکتري، فاقد همسر و محروم از کمترين پشتوانه مالي بوده است. البته اين مسائل در جهت القاي نابساماني روحي وي نبوده و نيست ـ امري که عده‌اي در پي اثبات آن هستند تا از بار مسئوليت خود بکاهند ـ بلکه در مقام بيان اين درد بي‌درمان است که نخبگان کشور ما با وجود تلاش‌هاي پيگير و قابل ستايش، چگونه از حداقل تامين‌ها و برخورداري از کمترين و طبيعي‌ترين حقوق انساني و شهروندي، بي‌بهره‌اند.

اين مشکلات از يک سو و برخورد بعضا توهين‌آميز برخي از اساتيد و به نوعي استثمار فکر و توان جسمي آنها، مي‌تواند بر پيچيدگي وضعيت تحصيل نخبگان ما و افزايش مهاجرت آنان به هر کجا غير از ايران بيفزايد.

چگونه از کسي که پس از عمري تحصيل، به اندازه هندوانه فروش و سمساري سر محل از تامين مالي و روحي لازم برخوردار نيست، مي‌توان انتظار داشت که هم براي خود و هم براي جامعه خود مفيد باشد؟
وقتي بسياري از کارمندان بخش‌هاي مختلف با تحصيلات و تخصص اندک يا در حد صفر، از حقوق و مزاياي فراواني برخوردارند و عملا اشتغال به تحصيل را به سخره مي‌گيرند، چگونه نبايد شاهد حوادثي از اين دست نبود.

لازم است تحولي در ميزان و نحوه کار دانشجويان دکتراي علوم پايه در آزمايشگاه‌ها صورت پذيرد تا کارايي آنان توام با تامين حداقل‌هايي براي معاش گردد، علاوه بر آن‌که تامين دموکراسي در مراکز آموزشي و ترسيم حدود و ثغور حقوق و وظايف متقابل استاد و دانشجو و برخورد قاطع با اساتيد متعرض به حقوق انساني دانشجويان مربوطه مي‌تواند از حوادث مشابه جلوگيري نمايد.

در پايان، اين حادثه تلخ را به خانواده محترم آن مرحوم و دوستان وي و عموم دانشجويان تسليت عرض نموده، از خداي مهربان مي‌خواهيم که روح آن عزيز جانباخته را قرين آرامش قرار دهد.

آوریل 13, 2008

انفجار بمب در حسینیه ای در شیراز

هفت تیر ۷tir.com : انفجاری نسبتاً شديد در يكي از حسينيه‌هاي شهر شيراز بعد از نماز مغرب و عشا بيش از ۱۰۰ کشته و زخمی برجاي گذاشت و شب گذشته پياپي صداي تردد آمبولانسها در اين منطقه به گوش مي‌رسيد.اين انفجار بعداز نماز مغرب و عشا در قسمت مردانه حسينيه شهداء شيراز مربوط به هيئت ره ‌پويان وصال و هنگام سخنراني حجت‌الاسلام انجوی نژاد، دبير ستاد نماز جمعه استان فارس رخ داد و صداي انفجار تا شعاع ۵/۱ كيلومتري اين حسينيه كه در يكي از مناطق مسكوني مركز شيراز واقع است، شنيده شد.
در اثر اين انفجار شيشه‌هاي برخي مناطق مسكوني اطراف حسينيه نيز شكسته شده است. در اين حادثه به دبير ستاد نماز جمعه استان فارس آسيبي نرسيده است.

صف مردم براي اهداي خون

شبكه العالم تعداد قربانيان انفجار را ۵۰ مجروح اعلام كرد، اما اخبار جدید رسیده به خبرنگار تابناک، تعداد مجروحان حادثه بمب گذاري تاكنون به ۱۰۵ نفر و تعداد كشته‌ها به نه نفر افزايش يافته است. برخي از مجروحان سرپايي مداوا شده‌اند.
گفتنی است، آيت‌‌الله حائري شيرازي امام جمعه شيراز و نماينده ولي فقيه در استان در محل حادثه حضور پیدا کرده است.

در همین راستا، فرماندار شیراز با بيان اينكه مردم مي‌توانند براي كسب اطلاعات از اسامي مجروحان باشماره تلفن ۱۱۱ تماس بگيرند، گفت: در بررسي‌هاي اوليه اين حادثه احتمال بمب‌گذاري منتفي است و انفجار احتمالا علت‌هاي ديگري داشته است.

(۰) دیدگاه

انفجار در حسینیه ای در شیراز – انفجار بمب در شیراز

دسته: حوادث, دسته‌بندی نشده — admin @ 6:55 ق.ظ

The image “http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/1/25/91419_552.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
هفت تیر ۷tir.com : در حالی که حادثه غم انگیز انفجار حسینیه سید الشهدای شیراز ظرف چند دقیقه به یکی از مهم ترین خبرهای جهان تبدیل شد و دهها تلویزیون و خبرگزاری خارجی آن را پوشش خبری دادند سیمای جمهوری اسلامی ایران تا ساعت ها پس از این حادثه درباره آن سکوت کرد و آن را با سانسور خبری همراه ساخت .
( این انفجار در ساعت ۹ دیشب روی داد )

این موضع حیرت انگیز نه فقط در رسانه ملی که در واحد مرکزی خبر صدا و سیما نیز تکرار شد و این پایگاه خبری که اخباری مانند نتایج رقابت های فوتبال باشگاه های فرانسه و کشته شدن چند نفر در حادثه رانندگی در لیبی را پوشش داد کشته و مجروح شده بیش از یکصد ایرانی در انفجار مرموز شیراز را به محاق سپرد!

این رفتار غیرحرفه ای که از آن شائبه های سیاسی خاصی نیز استنباط می شود گزاره ممنوع التصویر شدن مسوول کانون رهپویان وصال (حسینیه سیدالشهدا) که توسط برخی سایت ها منتشر شده است را تقویت می کند.

گفتنی است رسانه های خارجی نظیر الجزیره ، بی بی سی ، آسوشیتدپرس ، سی ان ان ، العربیه ، فرانس پرس و … پیش از رسانه ملی ایران به خبر انفجار در شیراز پرداختند ولی گویا برای برخی مسوولان صدا و سیما ، کشته شدن چند نفر در حادثه رانندگی در کشور عربی لیبی مهم تر مرگ خونبار هموطنان ایرانی بوده است.

در حادثه انفجار حسینیه سید الشهدا(ع) بیش از یکصد تن از اعضای کانون مذهبی ره پویان وصال شهید و مجروح شدند .

هنوز رسماً‌ اعلام نشده است که آنچه روی داده یک رویداد تروریستی بوده است یا یک حادثه ؛ هر چند که گمانه زنی عمومی حول محور اقدام تروریستی می چرخد و برخی مقامات محلی نیز تصریح کرده اند که حادثه شیراز ناشی از بمبگذاری بوده است .

تعداد مجروحان حادثه انفجار در یکی از حسینیه‌های شهر شیراز به ۱۰۵نفر رسید. همچینین آخرین خبرها حاکی از کشته شدن ۹ نفر در این انفجار است.

.

انفجاری نسبتاً شديد در يكي از حسينيه‌هاي شهر شيراز بعد از نماز مغرب و عشا بيش از ۱۰۰ کشته و زخمی برجاي گذاشت و شب گذشته پياپي صداي تردد آمبولانسها در اين منطقه به گوش مي‌رسيد.

اين انفجار بعداز نماز مغرب و عشا در قسمت مردانه حسينيه شهداء شيراز مربوط به هيئت ره ‌پويان وصال و هنگام سخنراني حجت‌الاسلام انجوی نژاد، دبير ستاد نماز جمعه استان فارس رخ داد و صداي انفجار تا شعاع ۵/۱ كيلومتري اين حسينيه كه در يكي از مناطق مسكوني مركز شيراز واقع است، شنيده شد.
در اثر اين انفجار شيشه‌هاي برخي مناطق مسكوني اطراف حسينيه نيز شكسته شده است. در اين حادثه به دبير ستاد نماز جمعه استان فارس آسيبي نرسيده است.

صف مردم براي اهداي خون

شبكه العالم تعداد قربانيان انفجار را ۵۰ مجروح اعلام كرد، اما اخبار جدید رسیده به خبرنگار تابناک، تعداد مجروحان حادثه بمب گذاري تاكنون به ۱۰۵ نفر و تعداد كشته‌ها به نه نفر افزايش يافته است. برخي از مجروحان سرپايي مداوا شده‌اند.
گفتنی است، آيت‌‌الله حائري شيرازي امام جمعه شيراز و نماينده ولي فقيه در استان در محل حادثه حضور پیدا کرده است.

در همین راستا، فرماندار شیراز با بيان اينكه مردم مي‌توانند براي كسب اطلاعات از اسامي مجروحان باشماره تلفن ۱۱۱ تماس بگيرند، گفت: در بررسي‌هاي اوليه اين حادثه احتمال بمب‌گذاري منتفي است و انفجار احتمالا علت‌هاي ديگري داشته است.

به نوشته وبلاگ دنياي راه راه (نزديك به اعضاي اين كانون)، « كانون فرهنگي رهپويان وصال بزرگ‌ترين مجموعه فرهنگي شيراز است كه هر هفته، شنبه شب‌ها جلسات سخنراني و مداحي و توسل به اهل بيت دارد. موضوع سخنراني‌ها متنوع بوده و هرگز محوريت اون روي مباحث فرق ضاله‌ي وهابيت و بهائيت نبوده! جلسات هفتگي دست‌كم ۵۰۰۰ نفر مخاطب جوان داره. توي مناسبت‌ها مثل مراسم عرفه يا عاشورا و تاسوعا، اين تعداد به حدود ۵۰ هزار نفر هم مي‌رسه. اعتكاف‌هاي اين مجموعه، طي دو سه سال اخير، حدود ۸۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ نفر بوده.

…حسينيه سوله‌اي هست به شكل مستطيل كه تا تكميل ساختمان اصلي حسينيه ازش استفاده مي‌شه. منبر سخنران، حدودا در ميانه يكي از عرض‌ها قرار داره.

 

فلش محل انفجار را نشان مي‌دهد

… در نزديكي آخر حسينيه، يعني در ضلع مقابل سخنران، در قسمت برادران منفجر مي‌شه. انفجار در حدود ساعت ۲۱:۱۵، يا يه كمي زودتر اتفاق مي‌افته. يعني دقايقي بعد از اتمام سخنراني و شروع مداحي. خدا رو شكر در اين لحظه برادرا براي شركت در سينه‌زني به سمت جلوي حسينيه مي‌رن و انتهاي حسينيه تا حد زيادي خالي از جمعيت مي‌شه.
با انفجار و طبعا صداي مهيب اون، شيشه‌هاي حسينيه مي‌شكنه و قسمتي از ديوار حائل بين خواهرا و برادرا فرو مي‌ريزه. محل انفجار حدود ۲۰، ۳۰ سانت گود شده و قسمتي از سقف حسينيه، كه سقف سبكي بوده، بر اثر موج انفجار از جا كنده شده. به همين دليل، خوش‌بختانه، تلفات ناشي از فروريختن سقف نداشتيم.

….عده‌ي زيادي از خواهرا و برادرا، از صداي زياد و شرايط وحشت‌ناكي كه پيش اومده بوده، شوكه مي‌شن و عده‌اي غش مي‌كنن. يه عده زير دست و پا مي‌مونن و عده‌اي هم پاهاشون، به دليل وجود خرده شيشه‌هاي شكسته شده بر اثر موج انفجار، مجروح مي‌شه.

اما ديوار مخروبه حسينيه و قسمت‌هاي باقي‌مونده‌ سقف، مملو از گوشت و پوست و خون مجروحين و شهدا بوده.
اين انفجار مهيب كه صداي اون در چند كيلومتري منطقه هم شنيده شده،

انفجار در حسینیه ای در شیراز – انفجار بمب در شیراز


انفجار در شیراز – انفجار حسینیه در شیراز - فیلم بمب گذاری در شیراز – فیلم انفجار در شیراز – فیلم – عکس انفجار در شیراز

آوریل 12, 2008

سرنوشت مرگبار براي دو بيمار امريكايي پس از پيوند اعضا

دسته: حوادث, هفت تیر — admin @ 6:34 ق.ظ

آلکس کوهن، اهدا كننده 15 ساله نيويوركي، سال گذشته در اثر ابتلا به بيماري مننژيت دچار مرگ مغزي شد و مرد.

بر اساس اين گزارش پدر و مادر پسر نوجوان تصميم گرفتند با اهداي اعضاي بدن فرزندشان به بيماران نيازمند عضو پيوندي، عمر دوباره ببخشند؛ اما آنها كه از بيماري پسرشان بي‌اطلاع بودند با اين اقدام مرگ را به بيماران نگون بخت اهدا كردند.

پزشکان پس از مرگ آلکس اعضاي بدن وي را به چهار بيمار پيوند زدند. اما مدتي بعد از پيوند نتايج آزمايشات پزشکي قانوني نشان داد که پسر نيويورکي به سرطان مبتلا بوده است.

به اين ترتيب دو نفر از بيماران گيرنده اعضاي اين پسر در اثر ابتلا به سرطان جان باختند و دو تن ديگر نيز هم‌اكنون به همين دليل تحت شيمي درماني قرار دارند.

به گزارش ايسنا، پدر و مادر آلکس به خاطر تشخيص اشتباه پزشکان بيمارستان نيويورک که منجر به مرگ دو بيمار و ابتلاي دو تن ديگر به سرطان شدند، اظهار تاسف کردند. اکبر گنجی

به گفته مقامات چنانچه سهل انگاري پزشکان در اين زمينه به اثبات برسد، از کار برکنار و محاكمه خواهند شد.

آوریل 9, 2008

برای دومین بار در یک هفته حادثه در شهر بازی : پرتاب از صندلي پرنده

دسته: حوادث, هفت تیر — admin @ 2:15 ق.ظ

سقوط صندلي پرنده در تهران  كه ۲ ساعت پس از  سانحه مرگ دلخراش پسربچه ۴ ساله‌اي در زير چرخ‌هاي ترن تونل وحشت مشهد رخ داد، بار ديگر زنگ هاي هشدار درباره نظارت قانوني  بروسايل شهربازي ها را به صدا درآورده است.عصر سيزدهم فروردين، مسافران صندلي پرنده پارك تفريحي در منطقه تهرانسر، زنجيرهاي محافظ  را بستند تا با حركت دوراني دستگاه، دقايق پرهيجاني  را سپري كنند.

در حالي كه باد و طوفان آغاز شده بود، دستگاه دور كاملي زد و درست در زماني كه دستگاه اوج گرفته بود، ناگهان زن و شوهر جواني كه به همراه يك كودك خردسال روي يكي از صندلي‌ها نشسته بودند، فرياد زنان به فاصله چند متري پرتاب شدند و قبل از آنكه بتوانند عكس العملي از خود نشان دهند، با شدت به حصارها و درخت‌هاي كنار محوطه برخورد كرده و خونين و زخمي بر زمين افتادند.

خانواده و اقوام زن و شوهر جوان و كودك همراه آنها، ناباورانه به سمت محوطه‌اي كه جسم خونين اين ۳ نفر كه از ارتفاعي نزديك به ۳ متر با شدت به زمين خورده  و بيهوش شده بودند، تلاش كردند  آنها را به بيمارستان برسانند و دقايقي بعد، به هر زحمتي بود آنها را به سختي به بيمارستان انتقال دادند.

روي تخت بيمارستان

حميد، جوان ۲۹ ساله‌اي كه در اثراين حادثه، دچارشكستگي يكي ازمهره‌هاي كمرش شده و ۴ بخيه برصورتش دارد، درخصوص اين حادثه به خبرنگار ما گفت: با شروع گردش سريع دستگاه، عباس – پسردايي همسرم- را كه دچارهيجان شده بود محكم بغل كردم اما ثانيه‌هايي نگذشته بود كه ناگهان صداي ترك خوردن صندلي پرنده به گوشم رسيد، همه چيز آنقدر سريع اتفاق افتاد كه فرصت هيچ عكس‌العملي را به ما نداد و تنها در آن لحظه توانستم عباس را محكم در آغوش بگيرم و ناگهان به همراه همسرم و عباس از روي صندلي سقوط كرديم. ديگر نفهميدم چه رخ داد و زماني كه ازدرد كمر به هوش آمدم، خود را روي تخت بيمارستان  ديدم.

وي مي‌افزايد: همراهانم مي‌گويند بعد از سقوط از روي دستگاه به نرده‌هاي كنار دستگاه برخورد كرده‌ و سپس محكم به زمين خورده‌ام. خدا به من لطف بزرگي كرد كه با آن شدتي كه با نرده‌ها برخورد كردم جان سالم به‌در بردم.

پدر كودك خردسال چه گفت؟

عباس- كودك ۸ ساله- بيهوش روي تخت بخش‌ مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان دراز كشيده است. او آسيب ديده‌ترين فرد اين حادثه است. پدر او كه از نزديك شاهد ماجرا بوده، نگران از وضعيت فرزندش درحالي از اين ماجرا  صحبت مي‌كند كه كودك معصومش دراثراين حادثه 3 روز را دراغما بوده است.

« لحظات تلخي را گذرانديم، بعد ازسقوط فرزندم ازروي دستگاه، هرچقدراو را صدا زدم جواب نمي‌داد، وحشت تمام وجودم را فرا گرفته بود، سروصورت فرزندم غرق خون شده بود، دست و پايم را گم كرده بودم. درهمين هنگام، پيمانكار شهربازي پارك به سرعت خودش را به فرزندم رساند و او را به سرعت به‌خودروي خودش منتقل كرد، بعد از آن با كمك اقوام، حميد وهمسرش را نيز به بيمارستان انتقال داديم. از آنجايي كه بيمارستان امكانات مورد نياز براي كمك‌رساني به فرزندم و ۲ مجروح ديگر را در اختيار نداشت، با كمك پيمانكار شهربازي با اورژانس خصوصي، مجروحين را به بيمارستان  انتقال داديم.

۴ پزشك كشيك بيمارستان با مشاهده شكستگي جمجمه فرزندم وي را براي عمل جراحي آماده كردند ولي با اينكه همه مقدمات عمل آماده شده بود، يكي از متخصصان تشخيص داد عباس بدون عمل جراحي نيز بهبود مي‌يابد كه خوشبختانه با گذشت چند روزاز زمان حادثه، حال فرزندم  اندكي بهتر شده ولي هنوز هوشياري كامل ندارد و به گفته پزشكان معالجش بايد چند روز ديگر را در بخش مراقبت‌هاي ويژه بگذراند».

همه چيز در بررسي‌هاي تخصصي

پيمانكار شهربازي پارك كه ازهمان لحظات اوليه بعد از حادثه به ياري مجروحان شتافته بود وبا كمك وي، كودك خردسال به بيمارستان انتقال يافته بود، در توضيح علت اين حادثه مدعي است كه صبح روز حادثه صندلي پرنده را شخصا بازديد كرده ولي هيچ گونه خرابي و اشكالي در دستگاه‌ مشاهده نكرده بود و احتمالا شكستگي بعد از به راه افتادن دستگاه‌ها ايجاد شده و به اين خاطر قابل رويت نبوده است.

وي مي‌افزايد: درطول ۱۶ سالي كه پيمانكار شهربازي هستم، شنبه هر هفته دستگاه‌هاي آنجا را  شخصا بازبيني مي‌كنم تا تمام مسائل ايمني رعايت شده باشد اما احتمالا شكستگي صندلي يكباره ايجاد شده، ضمن آنكه طوفان شديد هنگام حادثه نيز در ترك خوردن ميله نگهدارنده صندلي تاثير گذاشته است كه با شكسته شدن آن مسافران سقوط كردند ولي درهرحال تشخيص علت اصلي اين حادثه، به‌نظر كارشناسان برمي‌گردد.

The image “http://hamshahrionline.ir/images/upload/news/posc/hava-87118-gh.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
دستگاه در حال دور گرفتن بود كه متوجه شدم همسرم و پسردايي‌ام از روي صندلي پرتاب شدند، قبل از آنكه قادر باشم عكس‌العملي نشان دهم، سرم با شدت به درخت برخورد كرد  و وقتي به‌خودم آمدم تمام سروصورتم غرق خون شده بود ومرا به بيمارستان انتقال داده بودند، سرم ۴۰ بخيه خورده و پاهايم به شدت مجروح شده است

پيمانكار شهربازي مدعي است كه  احتمالا شكستگي بعد از به راه افتادن صندلي پرنده ايجاد شده و به اين خاطر در بازرسي‌هاي فني كه همان روز صورت گرفت، قابل رويت نبوده است.

همراهانم مي‌گويند بعد از سقوط از روي دستگاه به نرده‌هاي كنار دستگاه برخورد كردم‌ و سپس محكم به زمين خورده‌ام. خدا به من لطف بزرگي كرد كه با آن شدتي كه با نرده‌ها برخورد كردم جان سالم به‌در بردم.

دختر خردسال، طعمه‌اي براي آدم‌ربايي بود

دسته: حوادث — admin @ 2:11 ق.ظ

زوج جواني كه با طعمه قرار دادن دختر بچه خود دست به ربودن پسربچه‌اي 4 ساله در حرم حضرت معصومه  زده بودند، 4 روز پس از آدم‌ربايي 15 ميليون توماني، در دام پليس گرفتار شدند

بامداد يكشنبه، يازدهم فروردين ماه امسال، زماني كه مرد جواني به همراه همسر و پسربچه‌ 4 ساله‌اش به نام سجاد، براي زيارت به حرم حضرت معصومه(س) در قم رفته بودند، هنگام استراحت در شبستان حرم متوجه دختربچه‌اي شد كه سرگرم بازي با سجاد بود.

مرد جوان كه تصور نمي‌كرد دختر خردسال طعمه‌اي براي ربودن پسرش است، بي‌توجه به اين ماجرا مشغول استراحت شد اما دقايقي بعد وقتي ديد از سجاد و دختربچه‌ خردسالي كه با وي مشغول بازي بود خبري نيست، جست‌وجو براي پيدا كردن پسرش را آغاز كرد.
لحظاتي بعد، در حالي كه هيچ ردي از سجاد به دست نيامده بود، مرد جوان خود را به نگهبانان حرم رساند و با دادن مشخصات پسرش، از آنها براي پيدا كردن او درخواست كمك كرد.

هنوز دقايقي از اين ماجرا نگذشته بود كه زنگ تلفن همراه اين مرد به صدا درآمد و وقتي او گوشي را برداشت، صداي خشن مردي را شنيد كه مي‌گفت: « من پسرت را ربوده‌ام و اگر او را زنده مي‌خواهي بايد 15 ميليون تومان بپردازي».

مرد ابتدا تصور كرد اين تماس يك شوخي بي‌مزه است  اما وقتي در تماس بعدي صداي پسرش را شنيد كه اسير آدم‌ربايان است، متوجه شد ماجرا حقيقت دارد و بلافاصله ماموران پليس را در جريان ربوده شدن پسرش قرار داد.
با گزارش ماجراي اين آدم‌ربايي به اداره آگاهي قم، گروهي از كارآگاهان به دستور سرهنگ حسيني- رئيس پليس آگاهي قم- ماموريت يافتند در بررسي‌هاي تخصصي آدم‌ربايان را شناسايي كرده و كودك ربوده شده را آزاد كنند.

در حالي  كه مرد آدم‌ربا در تماس‌هاي بعدي خود پدر سجاد را تهديد به قتل پسرش مي‌كرد، كارآگاهان در رديابي‌هاي تخصصي دريافتند تمامي تماس‌ها از يكي از شهرهاي غربي كشور صورت مي‌گيرد و آدم‌ربايان گروگان خود را به اين شهر انتقال داده‌اند.
با اين اطلاعات، گروهي از كارآگاهان عازم شهر مورد نظر شدند و با به كارگيري منابع اطلاعاتي و مخبرين خود، تحقيقات گسترده و نامحسوسي را براي ردزني متهمان آغاز كردند.

آنها در اين تحقيقات به سرنخ‌هايي از يك زوج جوان دست يافتند كه سوابق متعدد كيف‌قاپي و جيب‌بري از زائران حرم حضرت معصومه در پرونده‌شان به چشم مي‌خورد.
وقتي مشخص شد  همسايه‌ها پسربچه‌ ربوده شده را در خانه اين زوج مشاهده كرده‌اند، عمليات ضربتي پليس براي دستگيري آدم‌ربايان و آزادي پسربچه‌ ربوده شده آغاز شد و كارآگاهان پس از ورود به اين خانه زوج آدم‌ربا را دستگير و گروگان 4 ساله را آزاد كردند.

پس از انتقال متهمان به اداره آگاهي قم، مرد جوان در بازجويي‌ها گفت: مدت‌ها بود كه دخترم را براي اين كار آموزش داده بودم و به همين خاطر شب حادثه با ديدن پدر سجاد كه به نظر مي‌رسد وضع مالي خوبي دارد، از دخترم خواستم پسربچه 4 ساله آنها را به بهانه بازي به خارج از شبستان بكشاند. او هم اين كار را انجام داد و پس از ريختن طرح دوستي با سجاد و كشاندن او به قسمت پاركينگ حرم، من و همسرم دست به كار شديم و وي را سوار خودروي خود كرده و به غرب كشور منتقل كرديم. اما در حالي كه قصد اخاذي از پدر سجاد را داشتيم، توسط ماموران دستگير شديم.

نوشته‌های کهنه »

با نیروی وردپرس